«همه‌پرسی» به مثابه عنصر هویت ساز جنبش، مصطفی محب‌کیا

آیا مطالبه «همه‌پرسی» جوابگوی رادیکالیسم معقول موجود است؟

اعتراضات گسترده ی مردم ایران وارد ماه سوم خود شده است. تا کنون بیش از ۴۰۰ شهید در این اعتراضات، گواه آزادی‌خواهی و عدالت طلبی ملت ایران شده اند. سرکوب بی امان حکومت ادامه دارد اما شعله های اعتراضات مسالمت امیز مردمی خاموش نشده است. برخی سخن از انقلاب می کنند و برخی شورش بی رهبرش می نامند.

اعتراض، می تواند نقطه آغاز هر جنبش اجتماعی باشد اما نه هر اعتراضی. اعتراض به شرط تداوم، می تواند نوید بخش شکل گیری یک جنبش اجتماعی باشد. برای شکل گیری یک جنبش اجتماعی تمام عیار، چهار مرحله را یاد کرده اند.
نخست شروع اعتراض،
دوم تداوم اعتراض،
سوم هویت یابی اعتراض،
و چهارم شکل گیری یک گروه هماهنگ کننده (جایگزین رهبرو رهبری در انقلابات قدیم) برای ساماندهی و پیگیری مطالبات که مورد وثوق معترضان درون جنبش باشد.(جنبش های اجتماعی-سعید مدنی-۱۳۹۴)

آنچه در این بیش از دو ماه در ایران اتفاق افتاده، طی مراحل نخست و دوم شکل گیری جنبش است. تجربه نشان داده است، جنبش ها در دو مرحله ی نخست بسیار شکننده و آسیب پذیر هستند و نیروهای پادجنبش (بخوانید حکومت) میتوانند شرایط را به پیش از شروع اعتراضات برگردانند. اما با شکل گیری هویت، جنبش به نقطه ی برگشت ناپذیر می رسد. هویت چیزی نیست جز مخرج مشترک مطالبات تمام معترضانی که خود را عضو جنبش می دانند. هنگامی که هویت شکل بگیرد، اعضای جنبش با شعارها و نمادها و مطالبات مشترک می توانند یکدیگر را همیابی کرده و تمایز خود را از پادجنبش نشان دهند و به این صورت به سازمان ‌یافتگی بیشتری در کنش های اعتراضی دست یابند.

اساسا هویت در میان گفتگوهای هم عرض درون شبکه های اعتراضی شکل می‌گیرد. بسته ی از پیش و از بیرون تهیه شده ای نیست که به جنبش عرضه شود. تولید درون جوش کنشگران جنبش است. اما در همین گفتگوهای هم عرض، گروه های نخبگانی تاثیر بسزایی می توانند داشته باشند.

آنچه از شعار ها و کنش های شجاعانه ی معترضان در این مدت دیده شده ، وجود یک سطح از رادیکالیسم بالاست. رادیکالیسمی که بسیاری از اصلاح طلبان را ناتوان از همراهی با آن کرده است. از سوی دیگر رفتارها و کنش های غیر ملی طیف گسترده ای از اپوزیسیون خارج کشور، مانع از پذیرش آنها از سوی معترضان داخل کشور شده است. اما در این میان نیروها و‌ چهره هایی وجیه در داخل کشور ضمن همراهی با معترضان، مطالبه ی «همه پرسی» را مطرح کرده اند.

مولوی عبدالحمید از زاهدان، جمعی از ماموستایان از غرب کشور ، بیت مرحوم آیت الله منتظری از قم ، ابوالفضل قدیانی از فعالان سیاسی از تهران و مهندس محمد توسلی، دبیرکل نهضت آزادی از تهران در شمار کسانی اند که از همه پرسی(رفراندوم) به عنوان راه حل سخن گفته اند. این مطالبه که در بسیاری از شعار های کف خیابان و دیوارنوشته های اعتراضی شهری نیز دیده شده، قابلیت این را دارد در همراهی با رادیکالیسم موجود و هم‌پیوندی طیف های مختلف معترضان، به یک مطالبه فراگیر و ملی و یکی از عناصر هویت بخش اعتراضات تبدیل شود و به ارتقای آن تا مرحله ی برگشت ناپذیری یک جنبش تمام عیار کمک کند.

به نظر می آید شعار و مطالبه ی «همه پرسی» میتواند هم جواب گوی رادیکالیسم معقول موجود در جنبش باشد و هم مورد توافق اکثریت معترضان به وضع موجود قرار گیرد.

تلاش برای ارتقای سطح جنبش به مرحله ی هویت یابی و عبور از شکنندگی آن برعهده تمام کسانی است که در این جنبش فعال هستند، اما نخبگان سیاسی و نیروهای ملی عهده دار مسئولیت بیشتری هستند. چرا که توانایی بیشتری در دامن زدن به گفتگو حول مطالبات و تشکیل ائتلاف های ملی دارند.

ایران فردا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»