مبارزه اصل نیست، زندگی اساس مبارزه است .
خیلی از ما یادمان نمیآید. فضای رادیکال اجازه نمیدهد درست و دقیق فکر کنیم و یادمان بیاید. خشمگینیم از این همه ظلم بیجواب. از این همه زندگی از دست رفته. از این همه نفرتپراکنی پشت سرهم. از این همه قلدرمآبی فعلا بیجواب. اما باید نفرت و خشم را تاب بیاوریم و همچنان قضاوت درست کنیم. روزبه چشمی، سیدحسین حسینی، ابوالفضل جلالی و تیم استقلال اولین تیمی بودند که با سکوت به جای خوشحالی کردن روی سکوی قهرمانی، اعتراضات را به فضای رسمی بردند. سردار آزمون و همان بیرانوندی که خشممان را نثارش کردیم هم از اولین بازیکنانی بود که از اعتراضات حمایت کردند. اما جریانی رسانهای خشم ما را از جای اصلی به سوی تیم ملی فوتبال منحرف میکند. روزبه چشمی و بیرانوند عامل سرکوب خیابانی نیستند. عامل یک دهه تحریم و رشد اقتصادی منفی نیستند. یادمان نرود که دشمن مشترک ما استبداد و شیوههای استبدادی است. یادمان نرود که هر کس با آزادی تمام، حق انتخاب اعتراض کردن یا نکردن، هزینه دادن یا ندادن، میزان هزینهدادن و شیوهی هزینه دادن دارد. اجبار به اعتراض راه بدست آوردن آزادی نیست. تمایز در روش مبارزه، هویت ما را از دیگری که با او مبارزه میکنیم متمایز میکند.
فشار وحشتناک رسانهای روی تیم ملی بر اساس چند عکس در دیدار با رئیس جمهوری (که مشخص شد آن تعظیمها نه برابر رئیس جمهوری که به رسم تعارف مقابل حضار بود) و چند فوتوشات با خنده (که باز هم نخندیدن ۲۱ بازیکن دیگر در همان فوتوشات ها دیده نشد) حاصلی جز انتقال خشم از محل اصلی به محلی دیگر نداشت. نخواندن سرود و دستبند مشکی هم مقبول نیافتاد چون به اندازه ی کافی رادیکال نبود.
ما خشمگینیم، به حق هم خشمگینیم. اما اگر هوشیار نباشیم و خشممان را نثار هر کسی کنیم که به شیوهی ما ، به اندازهی ما یا انتظار ما اعتراض نمیکند، راه را اشتباه رفتهایم و خشممان را هدر دادهایم. تفرقه کاشتهایم و اتحاد را به هم زدهایم.
این تیم ملی ایران است. بازیکنان آن غیر از آن دو سه نفری که واضحا در طرف مقابل ایستادهاند با ملت ایران همدلاند. خوشحالی از برد تیم ملی، فراموشی غم کردستان و بلوچستان نیست. هیچ انسانی نمیتواند هر روز و هر لحظه غمگین باشد. ما انسانیم و اگر ظرفیتهای روانیمان را نشناسیم، از هم می پاشیم. برای ادامهی این مبارزه باید لحظاتی خوشحال هم باشیم تا از هم نپاشیم. تا تاب بیاوریم این همه اضطراب و غم را. ما حق داریم خوشحال باشیم.
مبارزه با استبداد مبارزه برای زندگی است. مبارزه اصل نیست، زندگی است که اساس مبارزه است. برای آزادی احساس کردن.