گزاره « تعطبلی گشت ارشاد » غلط است
هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است. قضیه از این قرار است که یک نفر در جلسه موسوم به «تبیین ابعاد جنگ ترکیبی در اغتشاشات اخیر» از محمدجعفر منتظری، مقام به اصطلاح «دادستان کل کشور»! در تشکیلات جمهوری اسلامی پرسیده که چرا گشت ارشاد تعطیل شده است؟ او هم در پاسخ گفته که، ربطی به قوه قضائیه ندارد. همان نهادی که گشت ارشاد را راه انداخته (یعنی نیروی انتظامی)، آن را تعطیل کرده است. بعد در ادامه گفته که قوه قضائیه نظارتهای خود را بر کنشهای رفتاری در سطح جامعه ادامه میدهد.
همین. یعنی لحن مقام مذکور در این گفتگو گلایهآمیز هم بوده و بهطور تلویحی نیروی انتظامی را شماتت هم کرده و تأکید کرده نظارت را افزایش هم خواهند داد.
خبر این پرسش و پاسخ در کسری از ثانیه با تیترهای غیرواقعی و اغراقآمیز منتشر شد و عدهای جشن پیروزی لغو حجاب اجباری و تعطیلی گشت ارشاد راه انداختند، و در مدت زمان کمتر از دوسه ساعت، اژدهای هفتسر پروپاگاندای رسانهای جمهوری اسلامی خبر را در کل دنیا پخش کرد و اغلب خبرگزاریها تیتر آن را کار کردند.
عزیزان من! هنوز جمهوری اسلامی و الهیات و کلام سیاسی آن را درست نشناختید. گزاره «تعطبلی گشت ارشاد» غلط است. در خوشبینانهترین حالت یک شبهواقعیت است، نه واقعیت! جمهوری اسلامی گشت ارشاد را تعطیل نکرده است. بلکه تا اطلاع ثانوی جرأت گسیل کردن ماشینهای گشت ارشاد در خیابانهای شهرهای ایران را ندارد. اگر خدایناکرده اعتراضات بهطور کامل فروکش کند، بعد از مدت کوتاهی جمهوری اسلامی بساطی بدتر از کشت ارشاد را راه خواهد انداخت. جمهوری اسلامی در مورد پوشش زنان کوتاه نخواهد آمد. حجاب چشم اسفندیار این تشکیلات تباه است.
تاره تعطیلی گشت ارشاد لزوماً به معنای کوتاه آمدن از حجاب اجباری نیست! حجاب اجباری هم فقط یکی از صدها و شاید هزاران مشکل ایران کنونی است از اینها گذشته، تجربه ۴۴ سال اخیر ثابت کرده که هیچ راهی جز برانداختن جمهوری اسلامی از بیخ و بن وجود ندارد، هیچ مکانیسم اصلاحی در تشکیلات جمهوری اسلامی وجود ندارد. جمهوری اسلامی نه در سیاست داخلی و نه در سیاست خارجی، توان و خواست تبدیل شدن به یک بازیگر نرمال را ندارد. این تشکیلات نمیتواند مانند یک «نظام» امتیاز بگیرد و امتیاز دهد و در بازار سیاست بینالملل دادوستد کند. بدهبستان آن به سان گروههای مافیایی و راهزنی است، به این معنا که برای بودوباش دادوستد نمیکند بلکه فقط برای حفظ موجودیت خود به دشمن یا رقیب خارجی امتیازات ریز و درشت و ننگین هم میدهد، اما برای اهالی قافلهای که غارت کرده (مردم داخل کشور)، یک ذره هم امتیاز و آزادی نمیدهد ولو برای حفظ موجودیت خود هم که شده این کار را نمیکند. نمیتواند سر جای خود بنشیند، نمیتواند یاغی و سرکش و غیرنرمال و آشوبگر و تیران نباشد. نمیتواند و نمیخواهد به اشغال و غارت و چپاول ایران پایان دهد و حکمرانی بر این سرزمین را شروع کند. و در یک کلام نمیتواند دولت «State» شود. متأسفانه ایرانیان و جهانیان این نکته مهم را به درستی درک نکردهاند. به جز فرزندان یعقوب نبی در ارض موعود آن هم فقط در بعد سیاست خارجی.