حکومت جنگ روایتها ونمادها را کاملاً باخته است
جمهوری اسلامی در جریان خیزش ملی ۱۴۰۱، نه تنها موازنه وحشت و جنگ روایت را بهطور کامل به ملت ایران باخت. بلکه آن اندک ارتباطی که با حقایق بیرون از ساختار خود داشت را هم کاملاً از دست داد.
یکی از رازهای ماندگاری جمهوری اسلامی در چهارونیم دهه اخیر، علیرغم ناکارآمدی ذاتی و ساختاری، آشنایی اندک با برخی از حقایق جامعه ایران و لحاظ کردن آن حقایق در برنامههای خود جهت ادای مهمترین فریضه فرقه و اوجب واجبات آن یعنی «حفظ نظام» بود. این آشنایی باعث شد که دستگاههای امنیتی و رسانهای جمهوری اسلامی، در دو دهه هفتاد و هشتاد نبض جامعه را دقیق بسنجند و براساس یافتههای خود، برنامههای مؤثر برای ادامه حیات تشکیلات جمهوری اسلامی طراحی کنند و مطالبات مردم و پتانسیلهای اعتراضی جامعه را به بیراهه بکشانند.
اما از اواخر دهه هشتاد و به خاطر حماقت خامنهای و متحدانش، و بعد از پاکسازیهای گسترده در نهادها و سازمانها، ارتباط جمهوری اسلامی با حقایق جامعه به تدریج کمتر و کمتر شد، و به نظر میرسد که کاملاً قطع شده است. به باور من نه تنها ارتباط جمهوری اسلامی با حقایق جامعه ایران قطع شده، بلکه ارتباط آن با هرگونه حقیقتی در این جهان قطع شده است.
اگر تصمیمگیران امنیتی و رسانهای جمهوری اسلامی اندک خردی داشتند، این فیلم کوتاه از گفتگوی عملههای شکنجهگر با پهلوان خراسانی، مجیدرضا رهنورد درباره وصیتنامهاش را یا امحاء میکردند و یا به عنوان یک سند فوق سری بایگانی میکردند. نه اینکه با ژست ظفرمندانه آن را پخش کنند!
الآن هر کاری که جمهوری اسلامی برای تخطئه انقلابیون میکند، تبدیل به سلاحی علیه خود میشود. رسانههای جمهوری اسلامی فکر میکردند که با پخش این فیلم چندثانیهای به خیزش ملی ایرانیان ضربهای وارد شده، و با تأکید بر نمارنخواندن و قرآننخواندن بر سر خاک، خوانش مدنظر خودشان تقویت میشود و حیثیت پهلوان را هم خدشهدار میکنند! غافل از اینکه ناخواسته سرمایهای بررگ به سرمایههای نمادین انقلاب ملی اضافه میکنند.
حکومتی که نه تنها توان تولید سرمایه نمادین برای طرفداران اندک خود ندارد و جنگ روایتها و نمادها را هم کاملاً باخته و ارتباطش با مفهومی به نام حقیقت قطع شده و از همه اینها مهمتر، در حال تقدیم سرمایههای نمادین به مخالفان خود است، بهطور قطع مرده است. و فقط باید لاشه مردارش به خاک سپرده شود.
وصیت مجیدرضا رهنورد شبیه وصیتنامه منتسب به حافظ است:
مریزید بر گور من جز شراب
میارید در ماتمم جز رباب
ولیکن به شرطی که در مرگ من
ننالد به جز مطرب و چنگزن
فیسبوک نویسنده