گریز چینی از ریسک ژئوپلتیک ایران، جواد رحیم پور

چین در چرخشی آشکار تور اقتصادی خودرا در عربستان وامارات متحده عربی پهن کرد ودر بیانیه ای مشترک پشت ادعاهای کشورهای عربی در مقابل حنهوری اسلامی ایستاد وبدتر از همه با پذیرش ادعای حاکمیت امارات بر جزایر ایرانی ،حاکمیت سرزمینی ایران را از نظر سیاسی نقض کرد

این تغییر رویکرد به رقم روند ارتقای روابط جمهوری اسلامی و چین به سطح راهبردی پرسشی بزرگ ایجاد کرده است و هنوز تهران پاسخ درستی به آن نداده است وبه نظر می رسد هنوز این چرخش را باور نکرده است.

چرایی این مساله از نگاه راهبردی قابل توضیح بیشتری است و پاسخ دقیق تری فراهم می کند. پس از انقلاب ۵۷ محیط اقتصادی و ژئوپلتیک ایران به جز دوره های کوتاهی فاقد امنیت لازم برای طرف های غربی است وبه همین علت روابط اقتصادی ایران و غرب و بویژه اروپا در مسیر تجارت کوتاه مدت ویا سرمایه گذاری های کوچک مقیاس قرار گرفته است.

بعد از خروج ترامپ از برجام سیاست گرایش به شرق در تهران قوت دوچندانی یافت و چین به بازوی اصلی تکنولوژی و روابط اقتصادی ایران با دنیای خارج تبدیل شد. روابط امنیتی نیز از طریق توسعه روابط با روسیه تامین گردید هر چند تهران در مجموع تلاش کرده است تا در اقدامی احتیاطی حوزه امنیتی خود را در قالب پیمان شانگهای نیز سازماندهی کند وبه نوعی از حمایت امنیتی چین در برابر فشار امنیتی غرب برخوردار گردد.

چین نیز از این فضا نهایت سود را کسب کرد وبا احساس امنیت از پایداری شرایط به سمت روابط راهبردی و قرارداد ۲۵ ساله با سرمایه گذاری تقریبی ۴۵۰ میلیارد دلاری حرکت کرد و در نهایت روسیه و چین با عضویت ایران در پیمان شانگهای موافقت کردند.

با اینحال چین خیلی زود تغییر مسیر داد و در پهنه جنوبی خلیج فارس مستقر گردید. اکنون سوال این است که چگونه این تغییر راهبرد ممکن شده است؟
بنیادی ترین پاسخ در جنگ اوکراین نهفته است.

روسیه با حمله به اوکراین و توقف چند ماهه در این جنگ نشان داد طرف مطمئنی دفاع و پایداری امنیتی برای اقتصاد های شرقی نیست. فروش پهباد های ایرانی به روسیه واستفاده آن در جنگ اوکراین ،تهران را در کانون تحلیل تهدیدات امنیتی زودهنگام روسی- ایرانی نسبت به حوزه ناتو قراردهد ودر عمل ریسک ژئوپولیتک ایران به سطح بسیار بالایی افزایش دهد.

از طرفی جنگ اوکراین چشم انداز ادعای سرزمینی چین بر تایوان را تیره کرد. چین متوجه شد حمله به تایوان می تواند غول اقتصادی چین را بترکاند. رشد اقتصادی چین که به اندازه کافی از پاندمی کرونا ضربه خورده است دیگر توان همگامی وبازی در محیط ژئوپلتیک پرریسک را ندارد.

این رویدادها چین را به تجدید نظر در روابط راهبردی با تهران واداشته است. زیرا چین در قرارداد ۲۵ ساله در ایران سرمایه گذاری می کرد ودرنهایت پول خود را از محل مصرف منابع انرژی ایرانی دریافت می کرد. با وجود آنکه به نظر می رسید بازگشت سرمایه از تضمین کافی برخوردار است اما افزایش سطح مخاطره امنیتی محیط ژئوپلتیک ایران، چشم اندار این همکاری و سرمایه گذاری را تیره و ناموجه کرده است.

در کنار عوامل ژئوپولیتک گسترش و استمرار اعتراضات جاری در ایران و رویکرد منفی نسبت به حضور چین در ایران، در نهایی کردن تصمیم چین برای پیدا کردن جای پایی جدید در خلیج فارس موثر بوده است.

در واقع چین به منابع انرژی خلیج فارس کاملا نیازمند است ونمی تواند از این منطقه خارج شود اما به زعم خود فعلا در امنترین نقطه آن تور اقتصادی پهن کرده است.
در این شرایط سهم تهران،روابط اقتصادی عادی وغیر راهبردی خواهد بود