پیش از شروع لازم است به این نکته اشاره کنم که پرداختن به موضوع مقاومت مدنی اصلا به این معنا نیست که مردم (معترضان) مرتکب خشونت شدەاند و از این طریق بخواهیم غیرمستقیم مردم را محکوم کنیم. معمولا در تمامی اعتراضات در دنیا معترضین شروع کننده خشونت نیستند و اگر مرتکب خشونت شوند رفتار آنها واکنش یا بازتاب سرکوب و خشونت از سوی نهاد سلطه (خواه حکومت خواه هر نهاد بالادستی اقتصادی یا اجتماعی دیگر) است. پس این تعبیر یا تفسیر از این متن را از ذهنتان دور کنید.
حالا شاید بهتر باشد جهت فهم سادەتر، روشنتر، صحیح تر و به دور از باورهای نادرست ابتدا بگویم که مقاومت مدنی چه چیزی نیست. مقاومت مدنی اصلاحات و تغییرات سطحی نیست.انقلاب و تغییرات عمیق هم نیست. مخالفت با اصلاحات یا انقلاب هم نیست. هدف،پایان و نتیجه هیچ کنش فردی یا جمعی هم نیست. سکوت و خاموشی هم نیست. صبر منفعلانه و سازشکاری هم نیست. صرفا نافرمانی مدنی یا الزاما قانون شکنی هم نیست.اعتراض مشروع مبتنی بر قانون و مورد پذیرش حکومت هم نیست.شاید هم به باور یا تصور شما مقامت مدنی چیزهای دیگری باشد که آن هم نیست. پس مقاومت مدنی چیست؟
مقاومت مدنی ایستادگی فردی یا گروهی بدون اعمال خشونت در مقابل سلطه و قدرت استبدادی با هدف تغییر یا از بین بردن آنچه نهاد سلطەگر برخلاف خواست تمامی، اکثریت و یا حتی اقلیتی کوچک اعمال می کنند. به زبان سادەتر مقاومت مدنی یعنی مجموعه تاکتیکهای اعتراضی غیرخشونت آمیز است که امکان سرکوب و اعمال خشونت را از حکومت یا هر نهاد سلطه و بالادستی دیگر بگیرد تا همه کسانی که به هر دلیل امکان یا توان قرار گرفتن در مقابل سرکوب و خشونت را ندارند نیز بتوانند به جمع معترضان بپیوندند و اعتراض خود را نشان دهند.
مقاومت مدنی راهبردی است که به شما میگوید اگر برای احقاق حقتان و یا دستیابی به مطالباتتان (اعم از اقتصادی، سیاسی،اجتماعی یا فرهنگی) با سرکوب و خشونت روبرو هستید و تصور می کنید که یا باید بتوانید متقابلا دست به خشونت بزنید یا در غیر اینصورت کاری از شما ساخته نیست، صددرصد اشتباه می کنید. همان اشتباهی که بر ذهن و زبان بسیاری از ما جاری است “با این حکومت یا باید با زبان خشونت برخورد کرد یا نمی توانیم کاری از پیش ببریم” تصوری که برساخت سالها سرکوب و القاء ناتوانی به جامعه است. برخلاف این تصور رایج و اشتباه با تکیه بر تاکتیکهای مقاومت مدنی میتوان هر ماشین سرکوب و خشونتی را از کار انداخت و پیروز میدان مبارزه شد. البته به شرط آنکه اصول دوازگانه مقاومت مدنی رعایت شود.
این اصول عبارتند از:
۱-آموزش: همانطور که در کنشهای خشونت آمیز بایستی اصول مبارزه مسلحانه و روشهای استفاده از سلاح را بدانیم در مقاومت مدنی نیز بایستی اصول کلی مقاومت مدنی، مبانی و شیوەهای طراحی تاکتیکها و یا دست کم تعداد از تاکتیکها موثر در موقعیتهای گوناگون را بشناسیم.
۲-آگاهی: معترضان و مطالبەگران و بویژه رهبران باید بدانند ۱_دقیقا چه چیزی میخواهند؟ ۲-در چه موقعیتی قرار دارند؟ ۳-موانع پیش رویشان چیست؟ ۴-چه امکاناتی دارند یا می توانند تهیه کنند؟ ۵- با انجام تاکتیک مدنظر به چه چیزی دست پیدا می کنند؟
۳- تعداد: هیچ جنبشی صرفا براساس قهرمانی و شجاعت تعداد محدودی افراد پیشرو موفق نمیشود و تا امروز نیز هیچ جنبشی بدون حضور پرشمار معترضان به نتیجه نرسیده است. تعداد بستگی به هدف دارد. البته در آغاز و حتی میانه جنبش معمولا تعداد معترضان به نسبت کل زیاد نیست. سرعت افزایش جمعیت متناسب با میزان افزایش آگاهی و آموزش است.
۴-همبستگی: امکان اختلاف در میان معترضان بویژه هرچه تعداد آنها بالاتر میرود بیشتر میشود.اختلاف و شکاف بین معترضان مهمترین عامل شکست مقاومت مدنی است. البته همبستگی به هیچ وجه به معنای داشتن یا تلاش یرای رسیدن به اندیشه، باور، بینش و گرایش یکسان میان معترضان نیست اما در استفاده از تاکتیک و هدف نهایی بایستی بین معترضان همبستگی وجود داشته باشد.
۵- انسجام و انضباط: رعایت انضباط کامل، کنترل هیجان، پرهیز از خشونت در هر شرایط و اطلاع دقیق همه مشارکت کنندگان در جنبش از این اصل، پیروی کامل از برنامەها و تصمیم اتخاذ شده، پرهیز از تک روی و حفظ انسجام و سازمان یافتگی که از گروەهای کوچک شروع شده و به کل جنبش تسری می یابد از شروط لازم پیروزی جنبش است. حکومتها چون از اثر انسجام، انضباط و پیروی از برنامەها در جنبش های مقاومت مدنی مطلعند اگر نتوانند از طریق تحریک و برانگیختن هیجان این انضباط را بر هم بزنند حتی سعی می کنند با فرستادن افراد نفوذی و تربیت شده اقدام به خشونت کرده و هم زمان با شروع سرکوب معترضان را تحریک نمایند. اگر در آموزش ضرورت رعایت این اصل مدام تکرار نشود و افراد به هر دلیل تخطی کنند پیروزی جنبش به شدت تهدید میشود.
۶- پایداری: مقاومت و پایداری بر سر اهداف و مطالبات به شرط پرهیز کامل از خشونت سه پیامد به همراه دارد که پیروزی جنبش بدون اینها ممکن نیست.اول- جذب افراد ناراضی برای پیوستن به معترضین دوم- پذیرش حقانیت معترضین از سوی افراد خنثی و حتی ریزش حامیان حکومت. سوم-کاهش اطاعت پذیری نیروهای نظامی برای سرکوب معترضان.
۷- خرد نگری و کل نگری همزمان: در اصل چهارم و پنجم به ضرورت همبستگی، همگرایی، انسجام و رعایت کامل انضباط اشاره شد.اما این به هیچ وجه به معنی نشستن و منتظر صدور دستور یا اعلام برنامه از سوی مرکز نیست.گروه های کوچک محلی،منطقه ای، بومی،صنفی و حتی افراد میتوانند در رفع موانع و بخصوص جلب نظر و همراهی موثر باشند اما تاکتیک و هدف خرد نباید در خلاف جهت یا در تضاد با هدف اصلی باشد.
۸- کاهش هزینه معترضان و افزایش هزینه مقابل: تحمل هزینه برای بسیاری از معترضان ممکن نیست.مهمترین دلیل پایین بودن جمعیت معترضان در هنگام اعمال خشونت از سوی مقابل نیز همین است.این موضوع برای سرکوبگران نیز صدق میکند.یعنی تحمل هزینه برای آنها نیز سخت است. بنابراین در طراحی تاکتیکها بایستی به این اصل توجه ویژه داشت.
۹ -ایجاد شبکه: اگر ماهیت جنبش اعتراضی بگونه ای باشد که اقشار،اصناف و گروه های زیادی را در بر بگیرد ارتباط بین آنها برای دستیابی به هدف ضروری است.این شبکه علاوه بر کارکرد رسانه ای میتواند با ایجاد هسته رهبری و تقویت شش اصل نخست به پیشبرد جنبش کمک کند.این اصل به قدری اهمیت دارد که میشود گفت تحقق این اصل یعنی رسیدن به مرز پیروزی.
۱۰ -ضرورت اعتراضات بصورت آشکار و بیرونی: اگرچه امروز فضای مجازی بخش جدایی ناپذیر از زندگی همه ما است اما مقاومت مدنی به هیچ وجه به معنای بسنده کردن به فعالیت در فضای مجازی یا فعالیتهای پنهان نیست.مقاومت مدنی اگرچه ایستادن غیرعقلانی بدون سلاح در مقابل فرد مسلح نیست اما به معنای ترک مبارزه آشکار در خیابان و میدان هم نیست.توجه کامل به اصول ۸و۵و۴و۳ برای تحقق این اصل بسیار ضروری است.
۱۱ -نوآور: اگرچه حدود ۳۵۰ تاکتیک مقاومت مدنی تاکنون در جنبشهای گوناگون در دنیا طراحی و تجربه شده است و بایستی آنها را آموخت اما در هر جنبش ممکن است برحسب شرایط،امکانات و اهداف خلق تاکتیکهای جدید نیاز باشد.برای خلق این تاکتیکها حضور افراد باهوش،خلاق و برخوردار از توانایی لازم برای درنظر گرفتن توامان اصل ۸و۷ ضروری است.
۱۲- مدیریت و راهبری: اگر هدف یک جنبش اعتراضی سطحی یا کم دامنه باشد (افزایش دستمزد کارگران یک کارخانه) شاید بدون رهبر یا سازمان رهبری به نتیجه برسد اما معترضان در جنبش های عمیق و پردامنه (انقلاب) شاید در آغاز و حتی میانه راه بتوانند بصورت پراکنده و یا تا حدودی با ایجاد ارتباط و شبکه سازی(اص۹) جنبش را پیش ببرند.اما از مراحل میانی به بعد برای اول) تحقق اصول 4و5و6 دوم)ارتباط با سایر کشورها و مشخص بودن سخنگویان جنبش سوم) تبعیت نیروهای نظامی و انتظامی ازسازمان مدیریت و راهبری جنبش پس از قطع همکاری با حکومت مستقر وجلوگیری از ضرورت حکومت نظامیان یا کودتا برای جلوگیری از بی نظمی، هرج و مرج و ناامنی در داخل و تهدید مرزها از خارج وجود این سازمان ضروری است و بدون این سازمان حتی اگر برفرض حکومت مستقر سقوط کند اما بنا به سه دلیل ذکر شده سقوط منجر به پیروزی جنبش نمیشود.
در یادداشت بعدی به اختصار به چرایی استفاده از راهبرد مقاومت مدنی و چگونگی ساخت تاکتیکها خواهم پرداخت.