از فرصتها برای تجدید قوا وسازماندهی استفاده کنیم
در آذرماه سال جاری دو فراخوان سه روزه برای برگزاری اعتراضات و اعتصابات سراسری داده شدند. در پی فراخوان اول برای سه روز منتهی به روز دانشجو، ما شاهد اعتصابات گسترده کسبه و بازاریان در بسیاری از شهرهای ایران بودیم؛ اعتراضات شبانه خیابانی بسیار چشمگیر بودند و در اکثر دانشگاه ها نیز تحصن و تجمعات اعتراضی برگزار گردیدند.
اما از فراخوان دوم برای روزهای پایانی آذرماه و منتهی به شب یلدا، در مقایسه با روزهای ۱۴ تا ۱۶ آذر، استقبال گسترده ای از سوی کسبه و بازاریان صورت نگرفت و اعتراضات خیابانی جوانان نیز فقط در برخی از شهرهای کشور دیده شدند.
اگرچه حاکمیت جمهوری اسلامی مانند همیشه اعلام و تبلیغ خواهد کرد که «اغتشاشات سه ماه اخیر و اغتشاشگران جمع و جور شده اند»، اما جنبش اعتراضی و انقلابی «زن، زندگی، آزادی» که از سه ماه پیش آغاز گردید، و نه تنها جامعه ایران بلکه جامعه جهانی را نیز به معنای واقعی تکان داد، بطوریکه اخبار این خیزش مردمی در راس اخبار جهانی قرار گرفت و بسیاری از رهبران سیاسی و شخصیت های فرهنگی، هنری و دانشگاهی را وادار به حمایت نمود، به سادگی به خاموشی نخواهد گرایید. جنبش و خیزشی که تا همین جا هم دستآوردهای بسیار بزرگ و برجسته ای داشته و آثار عمیقی بر فرهنگ و مناسبات اجتماعی جامعه ایران بویژه در میان جوانان و زنان و خانواده هایشان گذاشته است. دستآوردهایی که در یک فرصت کوتاه سه ماهه تمام سیاست های چهل ساله فرهنگی و آموزشی رژیم جمهوری اسلامی برای تربیت نسل مطلوب خود را نقش بر آب کرد و مانند یک حباب در فضای نوین جامعه ایران ناپدید نمود. چنین جنبش و خیزشی قطعا به آسانی رو به خاموشی نخواهد گذاشت.
اصولا جنبش هایی مانند جنبش انقلابی زن زندگی آزادی، که از پایین ترین لایه های اجتماعی آغاز می شوند و قبل از اینکه به دستآوردهای مشخص سیاسی دست یابند، موجب آغاز تحولات عمیق فرهنگی و اجتماعی می گردند، جنبش هایی دیرپا و طولانی مدت اند. چنین جنبش هایی مانند یک محیط آزمایشگاهی هستند که برای کشف قوانین جدید ایجاد می گردند و آزمایش کنندگان با طی فرایندهای تکرار شونده «آزمایش و خطا»، در پی کشف قوانین و کارکردهای جدید برمی آیند. متدها و روش های کار نیز در متن و بطن پروسه آزمایش، که ویژه همان محیط آزمایشگاهی است، انتخاب می شوند. مهمترین اصل در چنین فرایندهایی، ثبت دستاوردهای هرچند جزئی در هر مرحله است؛ اصل مهم دیگر پایبندی به محیط و پارادایمی است که از همان ابتدا ایجاد شده است، در غیر این صورت تمام دستآوردها و روشها باید مورد تجدید نظر جدی قرار گیرند.
تداوم سه ماهه جنبش انقلابی زن زندگی آزادی و آثار عمیقی که بر جا گذاشته است نیز نشانگر آن است که پارادایمی که به زیبایی در گفتمان «زن زندگی آزادی» تجلی یافته است، ظرف و مناسبات بسیار پایداری است که بتدریج و در دامن جنبش های سیاسی آزادی خواهانه و ضد تبعیض و حتی مطالباتی اقشار و طبقات مختلف در دهه های اخیر شکل گرفته و ریشه دوانده است؛ ظرف و مناسباتی که در حقیقت عین محیط زندگی نسلهای نو و مدرن جامعه ایران است، نسلهایی که در فضای آن تنفس می کنند، زندگی می گذرانند و بدنبال اهداف و تحقق معنای خاصی که از زندگی دارند برآمده اند. همانطور که زندگی و یک نسل را نمی توان حذف و نابود کرد، چنین جنبش عمیق و ساختار شکنی نیز از بین رفتنی نیست.
همانطور که زندگی و از جمله فرایندهای «آزمایش و خطا» در محیط های آزمایشی و تجربی و آموزشی فراز و نشیب و حتی عدم موفقیت دارند، جنبش های اجتماعی-سیاسی مانند خیزش انقلابی زن زندگی آزادی، که از پایین و از متن جامعه آغاز می شوند و با ایجاد لرزه های جدی بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه می آورند، گفتمان نوینی خلق می کنند سلسله جبالی از قلل و دره های زیادی را در مراحلی پر فراز و نشیب طی می کنند.
چنین جنبش هایی حتی بدون تغییر نظام سیاسی حاکم، قادرند فضا، مناسبات و فرهنگ خاص و متفاوتی را در کنار و به موازات ساختار سیاسی-اجتماعی حاکم ایجاد کنند؛ همانند جنبش عمیق فرهنگی و اجتماعی ماه می ۱۹۶۸. مردم ایران دهههاست که با مقاومت در برابر سیاست های فرهنگی و آموزشی و دخالتهای حکومتی در زندگی خصوصیشان توانسته اند پایه های مستحکمی برای فضای اجتماعی و فرهنگی خاص خود ایجاد کنند و فرزندان خود را در این فضای خودساخته و اساسا متفاوت با ساختار سیاسی-اجتماعی حاکمیت پرورش دهند. فرزندانی که نماینده نسلی هستند که بعنوان موتور محرکه خیزش انقلابی زن زندگی آزادی معرفی می شوند.
بنابراین فراز و فرود، بلند و برخاست، همانطور که طبیعت یک زندگی است، جزئی از طبیعت و قانونمندی جنبش انقلابی زن زندگی آزادی است. جنبشی که نشان داده است که با درس گرفتن از تجارب و روشهای پیشین خود، توانسته است روشهای جدیدی برای ادامه این حرکت انقلابی بکار بگیرد. حتی گاهی خسته شدن و توقف نیز در چنین جنبشهایی طبیعی است و اتفاقا باید از چنین موقعیتی برای جمع بندی تجارب پیشین و به روز کردن روشهای سازماندهی نیروهای میدانی استفاده کرد.
در این رابطه، همانطور که اشاره شد، پایداری و استقامت برای حفظ فضا و مناسبات جدیدی که نسل انقلاب زن زندگی آزادی برای خود ایجاد کرده است یک شرط بسیار اساسی است. روحیه و انگیزه ادامه مبارزه و استقامت را در درجه اول از طریق نگاه و ارج گذاشتن و بالیدن به دستآوردهای بزرگی که این جنبش تا همین حالا هم داشته است بدست می آید و حفظ می گردد.
بنابراین ثبت و افتخار به دستآوردهای که تا کنون داشته ایم و استفاده از فرصت هایی که در فراز و فرودها بدست می آیند بهترین راهکاری است که نسل جوان برای تجمیع و تمرکز مجدد نیروهای خود و تغییرات لازم در نحوه سازماندهی اعتراضات می تواند بکار گیرد. همچنین، از این فرصت ها می توان استفاده کرد و با نسلهای پیشین، والدین و اقشار و طبقات دیگر وارد گفتگو شد.
یکی از چالشهای بزرگ در برابر نسل جوان عبور از مرحله مدیریت و رهبری میدانی به مدیریت و رهبری سیاسی برای به سرانجام رساندن انقلابی است که آغاز کرده اند. سرانجامی که فصل مشترک بسیاری از شعارهای مردمی است و در گذار از نظام جمهوری اسلامی و برقراری یک حاکمیت دمکراتیک و سکولار فرموله می شود. برای عبور موفق از این مرحله و ورود به فاز رهبری و مدیریت سیاسی، جوانان و مدیران و رهبران میدانی بی نیاز از تجارب نسلهای پیشین و بویژه کنشگران سیاسی این مرز و بوم که دهه هاست در حال مبارزه با نظام جمهوری هستند، نمی باشند. در فرصت هایی که فراز و فرود جنبش فراهم می آورد باید برای آغاز گفتگو با اپوزیسیون و کنشگران سیاسی شناخته شده و معتبر استفاده کرد.
نقطه اشتراک بین نسل جوان و فعالین و مدیران میدانی با بسیاری از نیروهای سیاسی در این واقعیت نهفته است که در حقیقت هر دو نسل از یک سو آلترناتیو سلبی نظام حاکم هستند و از سوی دیگر نقاط اشتراک بسیاری در اهداف و آرمانهای خود برای ایران پس از جمهوری اسلامی ارائه می دهند. نقاط اشتراکی که اگر در هم تنیده شوند و دو نسل دست در دست یکدیگر در جهت تحقق اهداف مشترک تلاش کنند، می تواند زمینه ساز شکل گیری یک آلترناتیو ایجابی و سامانه سیاسی جایگزین باشد.
به باور نگارنده تنها از این طرق می توان اقشار و بخشهایی از مردم را که هنوز تردید در پیوستن به جنبش انقلابی زن زندگی آزادی دارند به صفوف انقلاب جلب نمود:
۱- ثبت دستاوردهایی که این جنبش تا کنون داشته است و تبلیغ و آگاهی بخشی گسترده و مداوم؛
۲- پایداری و استقامت برای حفظ محیط و فضای جدیدی که پس از آغاز جنبش انقلابی زن زندگی آزادی بوجود آمده است، این فضا، محل تغذیه و تنفس گاه شماست. با امتناع از حجاب اجباری، همانطور که بسیاری از زنان شجاع ما در خیابانها و اماکن عمومی نشان می دهند و با زنده نگاه داشتن محیط شور و شوق انقلابی در مدارس و دانشگاه ها از طریق شعار نویسی، نصب پوستر، سرودخوانی و تحصن و ادامه بحث و گفتگو با نسلهای پیشین، استادان، معلمان و والدین می توان این جنبش را همچنان زنده نگاه داشت؛
۳- ارتباط با اقشار و اصناف دیگر بویژه کارگران، معلمان و بازاریان و جلب همکاری آنها چه از نظر معنوی و چه مادی؛
۴- ارتباط فعال با اپوزیسیون و کنشگران سیاسی معتبر و شناخته شد و آغاز بحث و گفتگو با آنها در جهت تشکیل یک ائتلاف گسترده.