جنبش انقلابی جاری با بیتفاوتی به گروهای سیاسی بازمانده از نسل قدیم
پیام مشترک چند چهره سیاسی ، مدنی و هنری به مناسبت اغاز سال نو میلادی بعنوان یک اقدام سمبولیک همگرایی و اتحاد ، کاری مثبت است . پیام اساسأ اصل ضرورت همبستگی را مطرح کرده و دعوت به سازماندهی بعنوان شرط پیروزی انقلاب مردم ایران می کند . درست همان چیزی که جنبش انقلابی جاری به ان نیاز دارد.
با آغاز خیزش انقلابی و به موازات تداوم آن مسأله اتحاد نیرو ها ، سازماندهی و رهبری به مهمترین مشغله ذهنی جنبش تبدیل شده است ، به همین علت هر پیام و اقدام کوچک و بزرگی که در این زمینه به جامعه مخابره می شود ،فورا آنتن ها فعال میشوند، توجه عمومی جلب میشود و انتظارات و واکنش های مختلفی را دامن میزند. واکنش عمومی به این پیام نیز اهمیت این ضرورت حاد را نشان میدهد .
این پیام هم بعلت مضمون اصلی اش و هم ترکیب پیام دهندگانش با باز تاب گسترده ای میان ایرانیان روبرو شده است. اما اینجا نیز در کنار دامن خوردن خوش بینی های دلگرم کننده و انتظارات دور و دراز ، نگرانی ها و ارزیابی های تردید آمیز و حتا منفی جان گرفته است. احساسات و ارزیابی هایی که بخشا ناشی از تجربه ناکام و منفی پروژه اتحادهای گذشته است و بخشا بخاطر گشوده شدن عرصه های ناشناخته فعالیت دستجمعی و جستجویی کورمال برای یافتن و خلق الگوهای تازه تر سازماندهی است که با این جنبش نوین و این شرایط سیاسی تازه انطباق داشته باشد.
جنبش انقلابی جاری با بی تفاوتی به گروهای سیاسی بازمانده از نسل قدیم نشانه های از خود بروز داده است که بدنبال مدلهای تازه تری از سازماندهی و رهبری است. این پی جویی برای آفریدن مدلهای تازه یک انتخاب انتزاعی نیست بلکه تحمیل عینی است که از جامعه و روابط جدید بر می خیزد . جامعه امروزی مجهز به ابزارهای دیجیتال، جامعه دارای شهر وند خود مختار ، جامعه دارای طبقه آکادمیک ، جامعه شبکه ای و در هم تنیده و جامعه گشوده به جهان . انسان و جنبش این جامعه دیگر در مدلها و قفس های تنگ احزاب سنتی با ان ایستایی رهبری و مناسبات بوروکراتیک جا نمی گیرند، همچنین علاقه ای به مانیفست های سنگین و اساسنامه های سخت گیر ندارند . همین شهروند مدرن و خود بنیاد ایضا دیگر نیازی به رهبر فرهمند خطا ناپذیر ، کمیته مرکزی همه چیز دان و پادشاه و خدایگان تازه ندارد. بی تردید ابداعی مدرن که همچون شعار زن ، زندگی و ازادی بکلی از گفتمان کلاسیک و شناخته شده گروهای سیاسی چپ و راست متمایز باشد . ابداعی در تقابل با الگوهای اقتدار گرا و هیرارشیک احزاب کلاسیک ، با ساختارهای مرد سالارانه ، رهبری های در انحصار متخصصین سیاسی و کادرهای همه فن حریف . نخبه گرایانی که معمولا با رانت محفل های نامریی حزبی از پله های سازمان بالا می روند و از ان ارتفاع به شخصیت های که اغلب با تلاش خود و استعدادهای فردی دل مردم را بدست میاورند ، نگاه می کنند. در پیوند با همین موضوع امروزه داشتن یک درک تازه از جایگاه چهره های مشهور در عرصه های مختلف اجتماعی که در رقابت با گروه های ورشکسته نوعی از فعالیت و نقش احزاب سیاسی را برعهده می گیرند ، اهمیت یافته است . این مقوله اجتماعی نیز جزیی از تحولات و آفریده های جامعه مدرن هستتد که نقش مهمی در مفصل بندی جنبش های اجتماعی بازی می کنند.
در فضای فکری جنبش جدید که گروهای سنتی فراموش شده اند ، و مردم به سوی چهره های محبوب اجتماعی روی اورده اند ، دارندگان تفکر سنتی به جای باز بینی خود و کوشش برای نو اوری و همسو شدن با تحولات عصر دیجیتال ، از این رویکردهای تازه به خشم امده اند . یک چنین احساس و واکنشی امروز در میان تربیت شده های سیاست و تشکیلات سنتی در چپ و راست قویا موج میزند. اقایان شهرام همایون و رضا تقی زاده از طیف سلطنت طلبان عریان ترین و مبتذل ترین شکل این فرهنگ سیاسی سنتی و اقتدار طلب را در این خصوص بروز داده اند ، آنگاه که انها در باره بی سوادی مسیح علینژاد صحبت می کنند و او را مسخره می کنند و حتا نامش را درست ادا نمی کنند ، یا وقتی خانم گلشیفته فراهانی را ستاره سکسی و پورنو می نامند ، یا به حامد اسماعیلیون که می رسند ، کل شخصیت سیاسی او را با طرح پرسشهای بو دار و مشکوک که اقا این ادم کی بود ؟ اصلا از کجا امد ، زیر سوال می برند . همه این ها ابتذال و خشم این فرهنگ سنتی اقتدار گرا را که البته منحصر به طیف سلطنت طلبان نمی شود ، افشا میکند .
این اقدام شاید تازه ترین آزمون از سوی این نوع فعالان سیاسی و اجتماعی باشد که در راستای همگرایی و سیاست ورزی مشترک با اهداف و ارزش های دموکراتیک صورت گرفته ، یک تجربه و گام اولیه سیاسی که در گستره اجتماعی معینی حتا امیدهایی را به آینده خود برانگیخته است. بنا به گفته بیشتر این افراد بخصوص صحبت های حامد اسماعیلیون و مسیح علینژاد این گام نخست است که محتاج مداخله و برخورد انتقادی همگان بخصوص شرکت کنشگران جنبش داخل کشور برای یافتن و شکل دادن به یک سازماندهی منعطف و فراگیر برای نیرومند ساختن جنبش انقلابی مردم است . بنا براین یک موضع مسئولانه نسبت به ان ایجاب می کند که بجای تخطئه و تمسخر کردن با همدلی اما با نگاهی انتقادی با این اقدام و برنامه های بعدی انها برخورد بشود.
فیسبوک نویسنده