بارها نوشتم بعنوان یک فعال سیاسی تمام هدفم بر این بوده و هست که در جهت جمع کردن تمامی نیروها برای مبارزه با جمهوری اسلامی تلاش کنم. حرکت کردن در راستای نزدیک تمامی نیروهای مخالف بیک دیگر تا آن جا که امکان دارد.
جستجو در جهت ساده کردن مسائل و یافتن راهی برای بیرون کشیدن وجوه مشترک و آنچه که امروز می تواند مارا به هدفهایمان نزدیک کند. چرا که اعتقاد دارم! همیشه در تمام عرصه های زندگی، بخصوص در امر مشخص سیاسی یک محور و گرانیگاه اصلی وجود دارد که باید حول آن تجمع کرد. نیروی خود را مصروف برآن نمود.
در حال حاضر هیچ امری مهم تر از اتحاد پیرامون شعار سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. شعاری که نمود مشخص آن زن ،زندگی ،آزادی است. شعاری که تا امروز صد ها جان عزیز جوان با امید دست یابی به آن جان باخته اند. جوان هائی با پایگاه های طبقاتی متفاوت از کارگر، تا دستفروش زحمتکش ،تا هنرمند ،دانشجو ،ورزشکار.
مسلما تمامی این ها گرایشات خاص خود را داشتند. اما هرگز تا امروز که چهار ماه از این خیزش بزرگ انقلابی می گذرد.کسی علم گروهی بر نیفراشته و کسی جدا سری در پیش نگرفته است . چرا که حضور میدانی ، حضور دشمن غدار قابل رویت ،نیروی سرکوبی که به یکسان معترضان را به گلوله می بندد .نهایت طناب داری که گلویشان را به یکسان می فشارد و راه نفس می بندد! از آن ها تنی واحد می سازد.
طوری که هیچکدام در این گرما گرم مبارزه از هم نمی پرسند که گرابشات تو چیست؟ آنچه برای آن ها مهم است حمایتی است که در داخل و خارج از آن ها صورت می گیرد.مهم افرادی هستند که زبان گویا وداد خواه آن ها می شوند.
حال این فرد علی کریمی باشد یا رضا پهلوی ،یا مسیح علی نژاد .آنچه که مهم است نفوذ، نقش و تلاش آنهاست در توان بخشیدن به نیروهای مبارز در صحنه. نقششان در شناساندن این جنبش در سطح جهان و جلب حمایت جهانی. کسی نمی پرسد:” آقای حامد اسماعیلیون چقدر سابقه سیاسی داری؟” مهم بسیج میلیونی و قدرت سازماندهی او در کشاندن مهاجران ایرانی خارج از کشور است به حمایت از جنبش بزرگ داخل.او که یک جمهوری خواه سکولار است. بخوبی می داند که نقطه قوت این جنبش نمایشی است از تجمیع نیرو ها وافراد مختلف با کار آئی های معین که نتیجه آن می تواند همین حمایت میلیونی در خارج و نزدیکی میدانی مبارزان در داخل گردد.
این مبارزان جوان پر وبال می گیرند زمانی که رسانه های ایرانی خارج از کشور بیانگر و منعکس کننده مبارزات قهرمانانه آن ها در سر تا سر جهان می گردند . اگر آن ها هم مانند ذهن شکاک و شرطی شده مبارزان سال های دهه پنجاه عمل کنند. بجای حمایت از تلویزیون ایران اینترنشنال ،یا من وتو و نهایت بی بی سی همه و غم خود را متوجه این سوال کنند:” که منبع تغذیه شما از کجاست؟ شما از کجا خط می گیرید ؟ ا این که چه سیاستی پشت حمایت از خانم علی نژاد خوابیده؟ آقای رضا پهلوی از طرف چه کسانی حمایت می شود؟”
پدر او ال بود و بل. عملا تمامی نیروی خود را پراکنده ساخته ، و دسترسی خود بیک رسانه قدرتمند که شبانه روز در اختیار مبارزان داخل و انعکاس صدای آن هاست محروم می کند. از بزرگترین رسانه ای که اکثریت قریب به اتفاق مردم بینندگان آنها هستند.
نبود چنین رسانه های که آرزوی جمهوری اسلامیست عملا به سود حکومت و تداوم حضور منحوس خامنه ای و باعث باز شدن دست او در سرکوب ها می گردد. خمینی مکار با تمام عقب ماندگی این ظرافت مبارزه و مرحله بندی آن را در یافته بود . زیر شعار “وحدت کلمه”از راست ترین افراد تا چپ ترین جریان ها را زیر پرچم خود جمع کرد .از آزادی کمونیست هائی که با بند بند وجودش از آن ها نفرت داشت سخن گفت.
از بی بی سی که بخوبی می شناخت به بهترین شکل استفاده کرد و فاتح میدان شد. اما گویا ما صرفا ما (چون به نسل موجود نگاه می کنم هیچ شباهتی بما ندارند) هستیم که محور جهانیم.
محک زن افراد! تعین کننده نزدیکی به این یا آن فرد، یا جریان هائی که باید از آن ها حذر کرد. جریانی که امروز ازبیانیه شش نفر دفاع نمی کند. بجای حمایت از مبارزه مسیح علی نژاد او را به عناوین مختلف زیر سوال می برد.شکاف در جبهه مبارزه با جمهوری اسلامی می اندازد.
بصراحت می نویسم چنین نگاهی در نهایت قادر نیست در جبهه مبارزه جدی با جمهوری اسلامی قرار گیرد.عامل وحدت بخشی برای مبارزه باشد.کسانی که مواضع دوگانه می گیرند! یکی به نعل یکی به میخ می زننذ از پتانسیل مبارزه می کاهند.
از نظرمن این گونه تفکر در تلاش برای بر پائی یک انتخابات آزاد بعد از پیروزی نیزدستاوردی نخواهند داشت. چرا که با عمل کرد گروهی ،پاسیو وعقب مانده خود در رابطه با اتحادها برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی نقشی برعهده نگرفته است
این تفکر از ترس قرار گرفتن در کنار کسانی که از نظر مردم افتخار آفرین هستند واز نظر آن ها بازیچه غرب .عملا خود را از طرح شدن وسیع بین مردم محروم می سازند. لذا در انتخابات بعد پیروزی نیز قادر به تاثیر گذاری نخواهند بود. می توانم پیش بینی کنم .فریاد وا مصیبتا! که چرا مردم بما نمایندگان طبقه کارگر،جریان های ریز و درشت جمهوری خواهان اعتنائی نمی کنند؟
از همین روست .فکر می کنم اگر پیش رو ترین افراد این جریان ها امروز که خامنه ای تمام قد دربرابر مبارزان خیابان ایستاده ، قادر به تجدید نظر در نگاه خود نسبت به امر وحدت نگردند. برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی اقدامی عملی انجام ندهند. جنبش انقلابی معطل آن ها نخواهد شد.
نه تنها نقش امروز خود را از دست خواهند داد. بلکه در فردای پیروزی نیز قادر به ایفای نقشی اعتماد بر انگیز و تاثیرگذار در جهت بر پائی کشوری دمکراتیک ، بنا شده بر بستر انتخاباتی کاملا آزاد نخواهد گردد. پیچیده بنظر می رسد! اما از نظر من بسیار ساده نیز هم .اگر اعتماد و اعتقاد به خود و نیروی خود داشته باشیم.