پدیده مهاجرت زمانی نگرانکننده میشود که از دایره ناراضیان سیاسی و اجتماعی به نخبگان و سرمایهگذاران و کسانی رسیده است که یا به لحاظ فکری مخالف مهاجرت بودهاند یا شرایط کاری و درآمدیشان به گونهای بوده که اصولاً به خروج از کشور و زندگی در کشوری دیگر فکر نمیکردهاند. این افراد هماکنون یا مهاجرت کردهاند یا به فکر مهاجرت افتادهاند.
واضح است که پدیده مهاجرت در ایران اساساً با آنچه در چند دهه گذشته شاهد بودیم تفاوت پیدا کرده است. یعنی از یک پدیده عمدتاً سیاسی به پدیدهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تبدیل شده است.
در یکی دو دهه گذشته بیشتر، ناراضیان سیاسی و منتقدان قدرت بودند که فضای کشور را مناسب ماندن نمیدانستند، در حال حاضر اما مهاجرت شکل تازهای پیدا کرده است؛ از یکسو انگیزهها و دلایل افراد برای مهاجرت فقط سیاسی نیست و میتواند دلایل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هم داشته باشد و از سوی دیگر با خروج گسترده سرمایه همزمان شده است.
یعنی اگر پیش از این، پدیده مهاجرت مربوط به طیف سیاسی یا فرهنگی جامعه بوده، امروز شاهد مهاجرت سرمایهداران و کارآفرینان نیز هستیم. یک روز خبر از افزایش مهاجرت پزشکان و پرستاران به گوش میرسد و روز دیگر خبر از مهاجرت کشاورزان رسانهای میشود.
به شکل ساده میشود این نگرانی را اینگونه عنوان کرد که در سالهای اخیر در کشور ما خروج سرمایه مادی با خروج سرمایه انسانی همراه شده، یعنی ما همزمان با اینکه شاهد خروج گسترده سرمایه از کشور هستیم، افراد تحصیلکرده خود را نیز از دست میدهیم و این برای آینده کشور بسیار خطرناک است.