آقای رضا پهلوی چگونه با امر وکالت و نیرو های حمایت کننده از همبستگی برخورد خواهند کرد؟ ابوالفضل محققی

امتحانی برای پایبندی آقای رضا پهلوی به دمکراسی

فکر کنم پیش ازهر زمان دیگر شرایط برای گرفتن مواضع روشن در قبال مبارزه با جمهوری اسلامی چه در داخل و چه در خارج فراهم گردیده است. آنچه که به مبارزان داخل ،سازماندهی و تداوم جنبش انقلابی مربوط می شود امری است داخلی و در ید انقلابیونی که دارند به بهای جان این اعتراض همگانی را پیش می برند .عزیزانی که تلاش می کنند بر دامنه حمایت مردمی و گسترش آن در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی بیفزایند.

اما آنچه که به نیروهای سیاسی اعم از احزاب ،سازمان ها و فعالان سیاسی خارج از کشور مربوط می گردد تلاش برای تشکیل جبهه متحدی است که بزرگترین وظیفه آن حمایت از جنبش درون کشور است. ایجاد یک رابطه تنگاتنگ با مبارزان داخل و پاسخ گوئی به نیاز های آنان! با تکیه بر امکانات وسیعی که امروز شرکت میلیونی مهاجران ایرانی این توانائی را به رهبران و فعالان آن داده و می دهد که پاسخ گو به این نیاز ها باشند!

چگونگی پاسخ گوئی ،احساس مسئولیت در قبال این جنبش آزادی‌خواهانه و جان های عزیزی که در این راه کشته شده اند. نشان دهنده میزان پایبندی ما به این جنبش ،به شعار های آن .به برقراری حکومتی سکولار بر آمده از دل یک انتخابات کاملا آزاد منطبق بر منشور حقوق بشر و کرامت آزاد و انسانی اوست.

پاسخگویی به چنین مسئولیت خطیری در چنین شرایط حساس !تنها از طریق یک وفاق عمومی متشکل از تمامی نیروهای خواهان سرنگونی و برقراری یک حکومت بر آمده از دل انتخابات آزاد امکان پذیر است.

آیا در واقعیت موجود امروز خارج کشور! امکان تشکیل چنین اتحادی که من نام آن را جبهه متحد خارج برای حمایت از سرنگونی جمهوری اسلامی و کمک به دوران گذار بعد سرنگونی جهت یک انتخابات آزاد می نامم  وجود دارد؟

واقعیت امر و نگاه بی غرض به وضع موجود نشان می دهد که امکان تشکیل چنین اتحادی یک پارچه از تمامی احزاب و گروه های سیاسی . کنشگران سیاسی منفرد وجود ندارد .چهل سال است که این جربان های سیاسی بر سر هم می کوبند .بحث های کشدار تئوریک که تا کنون ره به جایی جز انشعابات و ریزش نیرو های خود نبرده است !گرفتارند.

نیروهایی که حتی درون همان نظام فکری  خود نیز نتوانستند حداقلی از اتحاد برای یک مرحله از مبارزه در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی را سازمان دهند.

لذا امید بستن به این گروه ها که از نظر کمی بسیار اندک و از نظر تاریخی سابقه دارند و در حافظه سیاسی بخشی از جامعه روشنفکری  حضوری نوستالژیک دارند امری بعید است.اینکه روزی در ترکیب اتحاد فراگیر ویک پارچه قرار گیرند دور از انتظار!

شاید نوشتن این پاراگراف صحیح نباشد به قضاوتی قبل از جنایت تعبیر گردد. اما حسی است مبتنی بر تجربه سال ها مبارزه که از جریان های سیاسی دارم . لذا متاسفانه فکر می کنم:

۱- تشکیل ائتلافی از نیروهای مخالف رژیم که آقای رضا پهلوی با امکانات و حمایت بیشتر درون آن قرار دارد خوشایند این جریان ها نیست.

۲- این تغیر و تحولات اخیر مبنی بر وکیل کردن ایشان جهت پیش برد امر مبارزه و سازماندهی دوران گذار از طرف تعدادی نه چندان کم گزک دست کسانی خواهد داد که با فشار بیشتر بر شیپور تبلیغاتی خود بدمند. این امر را طلیعه قدرت گیری سلطنت طلبان قلمداد کنند.

۳- بر خورد بغایت فالانژی، بی‌ادبانه و مشمئز کننده طرفداران سلطنت ولو عده ای قلیل در تجمع ها و راهپیمایی ها که متاسفانه تاکنون بصورت جدی بر خورد و اعلام برائت کامل از طرف آقای رضا پهلوی صورت نگرفته است. زمینه مناسبی هست برای انگشت نهادن بر این موضوع که ایشان نیامده دسته های شاه الهی خود را راه انداخته و بدش نمی آید که چنین افراد لمپنی برای روز مبادا داشته باشد.

۴- جلب نظر محافل و دولت های خارج به حمایت از این ائتلاف و در محور تبلیغات رسانه ای قرار دادن ایشان مجموعه عواملی هستند که بهانه لازم را بدست آن ها می دهد که با کمیت کم و ترکیبی ضعیف از موضعی بالا و توجیهی حق به جانب نه نتها تمایلی جهت قرار گرفتن در این ائتلاف نشان ندهند !بلکه بعد از این بخشی از نیروی خود را صرف پروپاگاندایی بکنند که مستقیما آقای رضا پهلوی و پیامد این وکالت را که از نظر آن ها مقدمه ای برای احیای سلطنت تلقی می شود مورد ضرب قرار دهند. شکاف در دل مبارزه بر علیه رژیم بیفکنند.

شاید اندک نفراتی و نظراتی باشند در میان این نیرو ها فرضا در اتحاد چپ یا جمهوری خواهان که حساسیت شرایط  کنونی! تعهد و آگاهی از تاثیر ونقش تجمیع تمام نیرو ها در یک اتحاد فراگیر موجود آن ها را بسمت این اتحاد بکشاند. اما مسلما نیروئی چندانی نخواهد بود.
لذا باید بپذیریم که بیشتر از این منتظر امید از این امامزاده نباشیم. تمامی توان خود را صرف حمایت از همین تشکل بزرگ ایرانیانی بکنیم که آقای رضا پهلوی نیز درون آن قرار دارد .

برای شخص من برخورد واقع‌بینانه به وضعیت موجود چنین است. تشکلی فراگیر در خارج از کشور شکل گرفته با طیفی از اندیشمندان، تحصیلکردگان، متخصصین، ورزشکاران، هنرمندان، کنشگران مدنی و سیاسی با طیف وسیع جوانان پرشور خارج از کشور که به جد خواهان سرنگونی این رژیم هستند. جریانی که قادر شده افکار جامعه جهانی به حمایت از این تشکل و حمایت از مبارزان داخل کشور بکشاند.

من بشخصه هدف های این تشکل را مد نظر قرار داده وبا جان و دل در حمایت از آن تلاش می کنم .نیروی خود را که اندک بضاعت قلمی و تا حدی گذشته سیاسی من است در خدمت به آن قرار می دهم، بدون تنگ نظری. تا زمانی که این تشکل بطور جدی با جمهوری اسلامی مبارزه می کند و هدفش گذر از جمهوری اسلامی و برپائی یک حکومت آزاد! و دموکراتیک است از آن حمایت خواهم کرد.

بنظر اکثریتی که آقای رضا پهلوی را بعنوان وکیل خود انتخاب کرده اند احترام می گذارم. از ایشان می خواهم که برای شفاف کردن و حرمت بخشیدن به جبهه ای که بسیار انسان های متین، آرام، دلبسته به سرزمین اجدادی،مخالف هر گونه تخطئه فکری ،محدود کردن آزادی! معتقد به تلاش جمعی و متمدنانه در آن گرد آمده اند! موضع خود را در مقابل این افراد که تخریب کنندگان سیمای این تشکل، یکپارچگی همبستگی بوجود آمده در آن می باشند موضعی قاطع بگیرند. مانع از زمینه ایجاد این شک شوند که این  شعبان بی مخ های جدید چه  فرقی الله کرم ها و عباسی های حزب الهی حکومت دارند! فردا که جای این دو عوض شود ماحصل این همه جان‌فشانی چه خواهد شد؟

این امر بنظر من امتحان روشنی خواهد بود به پایبندی آقای رضا پهلوی  به نخستین امر دمکراسی! اعتقاد قلبی ایشان برای ایجاد فضایی سالم در گذر از حکومت اسلامی و برپائی انتخاباتی آزاد. احترام به من و من نوعی افرادی که بخاطر مواضع روشن ایشان از این همبستگی  حمایت کردند. نشانی از رجحان دادن عقیده به آزادی! مرعوب نشدن بقدرت و فالانژ بازی هواداران چماق بدست.

ادامه دارد

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»