زیست جمعی، بهزاد حق‌پناه

از نظر هورگهایمر” زندگی رنجی مشترک بین انسان ها است،از این رو بهروزی هم باید تجربه ای مشتر ک باشد.انسان ها طبعا خواهان گریز از رنج هستند. درد و رنج اجتماعی حاصل فقدان عقلانیت در سازماندهی اجتماعی است و برای رفع رنج ها باید جامعه را عقلایی تر ساخت.رنج و درد ،شادی و سعادت پدیده هایی جمعی اند و باید در سطح جامعه به آن ها اندیشید”.

تا هنگامی که عقل جمعی مردم و حاکمان به این حد نرسد که اساسا سعادت پدیده ای، انفرادی و یا خانوادگی نیست و وجه عمومی آن غالب است هرگز جامعه ، روی رفاه و سعادت نخواهد دید در حقیقت یک انسان متعادل و مسؤل باید زمانی احساس سعادت کند که همین احساس را در عموم ملت خود مشاهده کند .این دیدگاه یک فرایند تاریخی است و یکباره شکل نمی گیرد . توسعه انسانی و فرهنگی عامل بروز و شکل گیری این روح جمعی است .بهر میزان که جامعه به این درک اجتماعی رسیده باشد ، پذیرش ضرورت سعادت جمعی عمومیت یافته تر است. درحقیقت بخشی از تفاوت مردم کشور های در حال توسعه و توسعه یافته در همین نگاه هست. .این که دولت ، مردم و سرمایه دار اروپایی همه به این نتیجه برسند که تبعه کشور نباید در محرومیت و فقر باشد، ناشی از یک پروسه تاریخی تحولات است . در این حالت کارگر از شرکت خصوصی که در ان کار می کند، چنان دفاع می کند که گویی از کیان خانوادگی خود حفاظت می نماید و سرمایه دار نیز به همان میزان که کارکرد موسسه برایش اهمیت دارد به نحوه ارایه خدمات بهداشتی و درمانی عمومی توسط دولت حساس هست و این مهم جز با توسعه ذهنی مردم و مسولان حاصل نمی شود.

این که در کوچه های خاکی افغانستان با مردمی بشدت گرسنه ،کاخ های مجلل با وسایل طلا مشاهده می شود دقیقا بخاطر فقدان این نگاه هست که مسؤل افغانی صد ها میلیارد دلار کمک آمریکا را برای یک سو استفاده شخصی نابود می کند در حالی که همین مقدار منابع در کشور دیگر به توسعه پایدار کمک می کند . در ایران هم وضع بهمین گونه هست. مسؤلان عالی رتبه حاضرند شمش های طلا در خانه و حساب بانکی خود ذخیره داشته ولی کثافت و بی عدالتی تا پشت در خانه هایشان، کوچه و خیابان را گرفته و مردم در فقر باشند.از این نگاه، دیگر مسئله مدل توسعه‌ی سرمایه داری ،سوسیالیستی و… عامل اصلی عقب افتادگی نیست.

چه در اقتصاد دولتی و چه خصوصی هنگامی که اصل بر غارت منابع توسط حاکمان باشد مردم هر روز فقیر تر و حساب بانکی مسؤلان غنی تر خواهد شد. اما به تجربه مشخص شده در جامعه ای که هنوز به درک حداقلی از منافع و مصلحت عمومی نرسیده، دستیابی به منابع عمومی فرصتی برای سوءاستفاده حاکمان فراهم می اورد. بهمین دلیل است که اندیشه های سوسیالیستی ناب در کشور های در حال توسعه ناموفق و حتی به افزایش رانت حاکمان منجر می شود. تجربه مدرسه لنین در جامعه قبیله ای دهه هفتاد میلادی یمن جنوبی از خاطرات آقای تراب حق شناس در این رابطه خواندنی است. هر چند مدل توسعه بخش خصوصی نیز در سایه یک دولت ضعیف و بی لیاقت، ستم مضاعف بر ملت محروم خواهد بود. بنابراین الگوی توسعه در هر کشوری می بایست با درک عمومی مردم از منافع و مصالح عمومی همخوان و متناسب باشد. این تناسب از طریق کار و فعالیت اجتماعی و اقتصادی روشنفکران و صاحبان اندیشه در داخل جامعه بدست میاید و یک امر تجربی است که نمی توان در کتابخانه به ان دست یافت. محدود کردن فعالیت اقتصادی روشنفکران و اپوزيسيون در جوامع استبدادی ، نگاه ذهنی و تئوریک به مدل های توسعه راافزایش می دهد و درک شرایط بومی را مختل می کند.

بنابراین در این کشور ها حاکمیت استبدادی( چه بسا به عمد) و نیز اپوزیسیون درک واقعی از نیازها و مدل ضروری توسعه ندارند هر چند انگیزه ها و خاستگاه آن ها کاملا متفاوت هست ولی ارمان گرایی اپوزیسیون و غارت حاکمان ، به تداوم چرخه معیوب توسعه نیافتگی، کمک کرده است.

ایران ما دقیقا نمونه چنین شرایطی است .منابع حاصل از فروش نفت سال هاست در دست حاکمان کشور بوده ولی باعث ارتقا جایگاه کشور به یک توسعه پایدار نشده است.ظلم و غارت، بی ثباتی اجتماعی بهمراه دارد و مردم را وادار می کند بر خلاف میل باطنی خود در فواصل کوتاه تاریخی ،علیه حاکمان شورش کنند. بی ثباتی و احساس عدم امنیت نیز عامل نگاه به خارج کشور حاکمان برای آینده دراز مدت خود و خانواده بوده است.

در ایران همه‌ی ادوار حال و گذشته مقصد ذخیره منابع غارت شده مدیران، بانک های کشورهای توسعه یافته بوده و منابع هنگفتی به خارج منتقل شده است .

تا زمانی که صاحبان سرمایه و مسئولان کشوری مایل باشند ادامه زندگی فرزندان و منابع مالی بدست اورده در وطن را در کشور ثالثی سامان و مورد استفاده قرار دهند ان ملت به جایی نخواهد رسید.

https://t.me/iranfardamag

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»