ماجرای اهانت خانم گلستان به شهناز تهرانی وارد ایستگاههای جالبی شده است! مهرنوش موسوی

ماجرای اهانت خانم گلستان به شهناز تهرانی وارد ایستگاههای جالبی شده است. اول از اهانت به شهناز تهرانی شروع شد، الان به بهانه اهانت به شهناز تهرانی به لجنزاری از دشمنی با چپ و دفاع بی چون و چرا از هنر کلاه مخملی و ضد زن دوران سلطنت ختم شده است. شاهین نجفی که کارش برای خودنمایی کردن برای دربار پا فراتر گذاشتن است، اصلن مخالف هر چی روشنفکر شده، در مقابل روشنفکرها از عباس قادری و به قول خودش هنر کوچه بازاری دفاع میکند. راستی ما در این آشفته بازار کجا ایستادیم؟ چه میگوییم؟

۱. اهانت به هر کسی، علی الخصوص هر زنی به خاطر عقیده سیاسی اش محکوم است. اگر مملکت درست حسابی داشتیم هرزه نامیدن، فاحشه نامیدن زنی بایست جرم محسوب میشد. نمیتوانستی بگویی اکانتم دست دیگری بود و شانه خالی کنی. در کشوری که من زندگی میکنم تن فروشان اتحادیه دارند. نظرگاه سیاسی دارند. تن فروشی در کشورهای اسلامی جرم محسوب میشود در حالیکه اسلام فحشا را تحت نام دین رواج میدهد. معلوم نیست چرا کسی که سکس میفروشد مورد لعن و نفرین است ولی مردی که سکس میخرد میتواند پیغمبر باشد!
محیط اپوزیسیون ایران آلوده به مردسالاری است. در عموم جدالهای سیاسی، با هرزه نامیدن یا فاحشه نامیدن زنان قصد دارند جلو ابراز وجود آنها را بگیرند. اهانت به شهناز تهرانی چون به طرح وکالت رضا پهلوی پیوسته بسیار اشتباه و مشمئز کننده است. باید محکوم شود. به عنوان یک زن سوسیالیست و مخالف وکالت دادن به هر کسی، این اقدام خانم گلستان را محکوم میکنم و دلایلش به جای عذرخواهی، برایم موجه نیست.

۲. جریان سلطنت طلب خودش عامل هتاکی، توهین و تهدید به مخالف سیاسی و بخصوص زنان منتقد میباشد. پشت شهناز تهرانی نمیشود این لمپنیسم را پنهان کرد. شیوا محبوبی فقط یک نمونه از کسانی است که مورد تهدید به تجاوز، فاحشه و هرزه نامیدن از سوی سلطنت طلبان در توئیتر قرار گرفتند. یک حزب سیاسی که ایشان عضو کمیته مرکزی آن است اطلاعیه رسمی داد و گفت شیوا محبوبی توسط اکانتهای حقیقی حقوقی سلطنت طلبان مورد هتاکی و تهدید به تجاوز قرار گرفته فقط چون نظر مخالف با سلطنت طلب دارد، نه رضا پهلوی به شیوا محبوبی زنگ زد و عذرخواهی کرد. نه شاهین نجفی رگ گردنش بالا آمد. سکوت کردند چون به نفعشان بود. مسیح علینژاد که دیگر شخصیت جبهه راست است. خود مسیح علینژاد چون در مقابل وکالت رضا پهلوی سکوت کرده است الان چندین روز است مورد بدترین اهانتها از جانب سلطنت طلبان میباشد. چرا پس اینجا موضعگیری نمیکنند؟ اینجا دم از حقوق زن نمیزنند؟ بالاخره یک بام و دو هوا نمیشود. حتی خود شهناز تهرانی تا الان یک بار و یک جا صدایش را بلند نکرده علیه این رویه فاشیستی و مردسالار موضعگیری کند. مگر شهناز تهرانی حرفهای آقای هالو را نشنید؟ حرفهای هادی خرسندی را نشنید؟ ایشان کجا بود وقتی گلشیفته فراهانی را گوه شیفته و هرزه نامیدند؟ فرمان جهاد علیهش دادند فقط چون گفته بود پرچم شیر خورشید را قبول ندارم. به نظر من این دفاعیات، این تلفن زدنها و این دلجویی ها ربطی به دفاع از حرمت زن ندارد. حرمت زن بهانه جنگهای سیاسی است. وگرنه جنبش سلطنت طلبی خودش تاریخ طولانی در بی حرمتی به زن دارد. نه فقط بعد از انقلاب، در همان زمان شاه هم کسانی که مهرانگیز منوچهریان را مورد اهانت رسمی قرار دادند مدافعین شاه بودند چونکه در مجلس به عنوان سناتور پرسیده بود چرا در این مملکت سامانه حکومتی از پدر به پسر است و انتخابی نیست! تازه وقتی از مدافعین دربار فحش خورد، مقامات حکومت بودند که به او تلفن کرده و گفتند کوتاه بیاید.
این موج دفاعیات اخیر از شهناز تهرانی ریاکارانه است. از جانب کسانی است که این را بهانه کرده اند، کل مخالفین سیاسی را بکوبند. دروغ است! ریاکاری پوپولیستی است!

۳. دفاع امروز از شهناز تهرانی وقتی سنگری میشود برای دفاع از سلطنت و ایشان به خودش اجازه میدهد انقلاب مردم ایران را برای پایین کشیدن دیکتاتوری شاه « فتنه ۵۷» بنامد و شاهین نجفی و بقیه پامنبریهای درباری مثل بسیجیهای خامنه ای در اوائل انقلاب که در خیابانها گشت میزدند ببینند چه کسی عینکی است تا به جرم کتابخوان بودن و روشنفکر بودن دستگیرش کنند، روشنفکران را مورد تاخت و تاز قرار میدهد، یعنی اینکه شما مسئله تان اهانت به زن نیست. شما این را بهانه کردید ارتجاع را به ما به عنوان انتخاب بفروشید. شهناز تهرانی هنرپیشه سینمایی بود که صدی نود و نه هنرش اتفاقن تولید لمپنیسم کلاه مخملی و چاقوکشی و مردسالاری بود. کجای سینمای زمان شاه مترقی بود؟ کل داستانهای فیلمهای فارسی زمان شاه این بود که یک زنی بدون اجازه برادر و پدر و پدر بزرگش عاشق شده بود و غیرت مردان فامیل را خدشه دار کرده بود، مردانی که برای سرد کردن اعصابشان به کاباره میرفتند، با زنی تن فروش میخوابیدند و بعد پاشنه ور میکشیدند که بروند چاقوکشی کنند. قتل ناموسی موضوع قهرمانپروری سینمای دوران سلطنت بود. جمهوری اسلامی رعدی در آسمان بی ابر نبود. جمهوری اسلامی برآمده از هنر سینمای شهناز تهرانیها بود. الان نمیتوانید برای ما دروغ چاپ بزنید. شهناز تهرانی خودش محصول فرهنگ مردسالار بود. پول میگرفت ارتجاع تولید کند. بهترین کار سینمای آن دوران مثلن قیصر بود. داستان قیصر چه بود؟ مگر غیر از چاقوکشی برای ناموس بود؟ در حالی بهروز وثوقی میرفت که برای ناموس بکشد و کشته شود که خودش شب قبلش در کاباره در رختخواب زنی خوابیده بود که مثل شهناز تهرانی نقش زن تن فروش را بازی میکرد. شهناز تهرانی الان یاد گرفته به این زنها « کارگر تن فروش» میگوید. به یمن مبارزه سیاسی که علیه آن فرهنگ و علیه جمهوری اسلامی شده است، قبلن خود ایشان مبلغ و رواج دهنده سرویس دادن زنها به مردها بود. ما همین الان به خاطر تولید یک درصد این ارتجاع دستمان نمیرفت از ترانه علیدوستی دفاع کنیم. تراز را انقدر بالا گرفتیم تا همه یاد بگیرند خط قرمز جامعه کدام است. بعد الان عقبگرد کنیم به به به و چهچه به هنر داش مشتی کلاه مخملی ضد زن و لمپن بازی سینمای سلطنتی؟ جامعه را چی فرض کردید شماها؟ میخواهید دوباره صد سال ماها را به عقب برگردانید؟ یعنی الان بشینیم پری خوشگله و غیرت و غیره نگاه کنیم و به به و چهچه بزنیم؟ چرا که اعاده سلطنت پلتفرم شماهاست و هر کس وکالت داد، باید همه کثافات و ارتجاع پیرامون آن را هم ببرد؟

۴. وقتی در انقلاب زن، زندگی، آزادی عمارت هنری جمهوری اسلامی فروریخت همه ماها خوشحال شدیم. انقلاب ۵۷ این فرصت را نداشت که عمارت هنری شاه را از منظری انسانی و مترقی فروریخته روی آن هنری انقلابی، پیشرو و متمدن بسازد. انقلاب ۵۷ قبل از اینکه به خود بجنبد، رهبری آن را و ایدئولوژی حاکم بر آن را ساختند و تحویل مردم دادند. اما در انقلاب اخیر به موازات آنکه عمارت ضد زن و ارتجاعی جمهوری اسلامی فروریخت، یکهو به سرعتی سرسام آورد هنری جدید، هنری اعتراضی از اعماق جامعه فوران کرد. همین ترانه برای شروین را در نظر بگیرید. چرا جهانی شد؟ اگر دست سلطنت طلب بود فوقش ترانه ایران سالار عقیلی را آیکون تحرک خودش میکرد. یک تک نفر در دنیا تحویل نمیگرفت. شما نگاه کنید از صبح تا شب دارند فدای خاک و پرچم و چه و چه میروند. دیگر حتی ستین هم خودش را رساند که عقب نماند. کو؟ کجا ماندگار شد؟ ترانه شروین چون جدید بود. چون ضد مردسالاری بود. ضد فقر و زباله گردی بود. چون برای کودک افغانی در بیرون مرزهای « پر گهر» بود، برای محیط زیست بود، حق حیات حیوانات بود،…یعنی همه آن چیزهایی که در تفکر سلطنت طلب و جریان ناسیونالیستی نیست جهانی شد. ببینید در این مدت عمارت هنری جمهوری اسلامی که سقوط کرد چه هنرمندهای بی بدیل جوانی از اعماق جامعه بالا آمدند که به جای تقدس خاک از حرمت زن میگویند، به جای تقدس مرز از کودکان کار میگویند، از تنفر از دین و آیین حاکمان میگویند. همین جنبش هنری معترض جدید باعث شده شاهین نجفیها و شهناز تهرانیها و مدافعینش وحشت کرده از فرصت اهانت گلستان استفاده کرده نوید جواد یساری و بازگشت سینمای کلاه مخملی را بدهند. در مقابل هنر پیشرو و جدید است که اینها این سنگر را استفاده میکنند نه در مقابل اهانت به زن که خودشان در آن استادند.

۵. بازگشت به گذشته در هیچ سطحی نمیگیرد. نه به خاطر اینکه این جامعه مثل هر جامعه بشری یک قطب منتقد و بیدار، یک چپ وسیع اجتماعی دارد. دیده بان دارد. یک جریانی که مدام خواهان پیشروی است به جای پسروی. بل به خاطر اینکه خود بورژوازی ایران اتفاقن برای بازسازی مجدد کاپیتالیستی ایران باید راه را به سمت جلو باز کند. بورژوازی هیچ جای دنیا برای باز کردن شاهراه سود درجا نمیزند. سلطنت طلبی یک رگه ملی و دارای عقاید مذهبی کهنه است که فقط اگر استفاده ای داشته باشد کارش جاده صاف کنی است وگرنه آن تحولی که غرب در ایران خواهان آن است به مراتب فراتر از تصویر سلطنت است. وقتی کنار دست ایران بن سلمان دارد موانع مشارکت زنها را در امور جامعه یکی یکی برمیدارد، وقتی کل بورژوازی جهانی صدای انقلاب مدرن و جدید مردم ایران را شنیده، تصویر فیلم قیصر را جلو این جامعه بگذاری به تو میخندند. خود بورژوازی غرب دنبال احیای سلطنت نخواهد رفت. کلهم ماتریال انسانی دو تا جنبش برای غرب چشم انداز آتی ایران محسوب نمیشوند. یکی سلطنت طلبی است یکی اصلاح طلبی. چرا؟ چون مردم از اینها عبور کردند. دولت غربی که سلطنت طلب به هیجان آمده در پشت اکانت توئیتری نیست. میخندند به اینکه تو الان با یک میلیون رای که حالا حتی اگر آن را واقعی بدانند ادعایی میکنی که پدرت را چهل میلیون آدم حقیقی حقوقی پایین آوردند. تو به آن فتنه میگویی، غرب میداند که انقلاب بود. همانطور که الان خامنه ای به این اغتشاش میگوید ولی غرب آن را انقلاب میداند. دولتهای غربی عاشق حقوق مردم نیستند. به این خاطر دنبال سلطنت طلب و اصلاح طلب نخواهند رفت که‌ عبور مردم را دیده اند. عبور مردم از اینها به معنای عدم رضایت است. عدم رضایت برای بازار آزاد یعنی اینکه سرمایه ثبات ندارد. برای سرمایه مهم نیست مردم به چه خاطر ناراضی اند. مهم این است که رضایت مردم مهمترین فکتور در بازسازی مجدد کاپیتالیستی جامعه است. رضایت مردم یعنی انباشت اولیه. یعنی اینکه سرمایه سنگین میتواند به ایران هجوم بیاورد و بسازد. سرمایه این رضایت را احتیاج دارد چون سود ناشی از سرمایه گذاری سنگین به سرعت به سرمایه دار برنمیگردد. ممکن است پنج سال طول بکشد تا تازه ارزش مافوق سود برگردد. سرمایه برای همین ثبات بلند مدت و امنیت دراز مدت لازم دارد. همینکه حساب میکند که یک سامانه حکومتی را همین مردم انداخته اند برای سرمایه استرس محسوب میشود. شما هی بگو فتنه، جامعه جهانی اما روی روانشناسی اجتماعی مردم فکر میکند. همینکه مردم بدانند و‌در هارد ذهنشان ثبت شده که ما حکومت تو را یک بار انداختیم، یعنی احساس خطر برای سرمایه! اصلن همین که تو مجبوری بروی رای اینترنتی بگیری که وکیل یک عده هستی، یعنی که پس لااقل تا قبل این وکالت داری میگی هیچ کاره بودی!

سیاست در دنیای غرب یک خانه مرتب است که همه چیزش سر جای خودش هست. این روشی که سلطنت طلب دارد حتی در درون طبقه بورژوازی هم خریدار ندارد. بازگشت به گذشته برای انها غیر ممکن است. عملی نیست. به صرفه نیست.

فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»