یا با حکومت ! یا بر حکومت !
اما و اگری در کار نیست! یا مخالف این حکومت سراسر غرق در فساد و جنایت هستی! یا نیستی!
چرا که گذشت چهل و اندی سال از حکومت سرکوب، حکومت وحشت، حکومت تزویر، حکومتی که هر خواست و نیاز مردم را با گلوله پاسخ داده است. با خودی کردن و ناخودی کردن مردم یک سرزمین، یک فرهنگ ،یک تاریخ ویک خواسته، تخم نفاق در بین مردم افکند! حکومت خود را بر بستر همین نفاق بین مردم ،بین جریان ها و فعالان سیاسی تداوم بخشید. جای اما و اگر باقی نمی گذارد. حکومتی که آخرین لقب داده شده به او “حکومت بچه کش “است.
می پرسم امروز در کجای تاریخ این سرزمین ایستاده ایم ؟ روی سخنم با تمام جریان ها،با تمام فعالان اجتماعی ،سیاسی است. چگونگی جوابمان به مهم ترین سوالی که امروز در این حساس ترین لحظات تاریخ ساز که لحظه لحظه آن با شهامت ،مبارزه و خون زیباترین فرزندان این آب خاک بخاطر آزادی ،بخاطر رهائی از این وحشت حاکم بر کشور در هم آمیخته است، معنا می یابد.جوابی که نقش و جایگاه ما را در مبارزه پیش رو معین می کند. خط سومی وجود ندارد .یا با حکومت! یا بر حکومت !
خط وسطی در کار نیست! خط وسط را به فریبکارانی بگذاریم که از مردم می گویند.اما در عمل زیر عبای حاکم می خزند. احزاب و جریان ها و افرادی که در این لحظه بجای تلاش جهت یافتن زبان مشترک ،هم گامی و هم رائی برای شکل دادن به اتحادی تعین کننده که می تواند نقطه پایانی بر حکومت اسلامی باشد! در مقابل این اتحاد می ایستند و در راستای شکاف انداختن و جدا سری حرکت می کنند. کسانی که باید پاسخگوی این چوب لای چرخ نهادن های خود باشند.
امروز بیش از هر زمان دیگر صفوف نبرد بین تحجر و نو آوری، بین استبداد و آزادی خواهی. بین در آمدن انسان ایرانی از سیمای تلخ تحمیل شده توسط حکومت جابر به سیمای انسان معاصر و مدرن.
بین انتخاب نوع زندگی آزاد ، در مقابل زندگی اجباری تحمیل شده در سیمای قرون وسطائی مشخص گردیده است. بیش از هر زمان امکان پیوستن به صف مبارزان برای در هم کوبیدن نظام حاکم جهت برپائی نظامی مبتنی بر کرامت انسانی، بر سکولاریسم بر حکومتی دموکراتیک و بر آمده از دل انتخاباتی کاملا آزاد فراهم گردیده است.
هرگز حکومت در چنین وضعیت ضعیف و شکننده ای که نتیجه حدود نیم قرن بی کفایتی ،فساد نهادینه شده و رهبری مستبدی جانی و خود شیفته است! گرفتار نشده بود. شرایطی استثنائی برای یک اجماعی داخلی.برای اتحاد و همسوئی مبارزان داخل وخارج. برای از میان برداشتن این زخم چرکین از پیکر مبتلا شده مردم به این عفونت مزمن. زخمی به یادگار مانده از شکستی بزرگ و اعتمادی بر باد رفته .
زمان بر چیدن بساط خونین و سیاه گسترده شده توسط حکومت اسلامی فرارسیده است.قرعه بنام کودکی زده شده که دست های کوچک او رنگین کمانی از عشق ،از همدلی، بر فراز این سرزمین کشید.چتری رنگین و انسانی به همراه قلبی که دژخیمان به خونش کشیدند.
قرعه ای با نام رمز مهسا با شعار آزادی بخش “زن ،زندگی،آزادی ” که بنای استبداد را به لرزه در انداخته است. از مرز تمامی کشور ها عبور کرده، حمایت جهانی جان های آزاد را بخود جلب کرده است. خیزش مردمی بغایت ستمدیده.که خواهان نقطه پایان نهادن بر این هم نا بسامانی، جور و ستم هستند.
هر انسان متعهد و آزادی خواه که دل در گرو مردم ،آزادی و خوشبختی آن ها دارد.پای در میدان نهاده است. میدانی که نخستین قدم آن دیدن واقعیت است. تن دادن به نیاز زمان در جهت جوابگویی به خواست های بر حق مردم است. قبول پای نهادن بر منیت ،بر باورهای صلب شده خویش،نقد صادقانه خود بدون تعصب، بدون گروه گرائی ،بدون چرتکه انداختن بر اینکه چه حاصلم با حاصلمان خواهد شد!
چنین نقدی نتیجه و حاصل خود را تنها در عرصه عمل می تواند نشان دهد. باید که در بوته عمل بکار گرفته شود و محک بخورد.این بوته ،این ظرف در لحظه کنونی چیزی نیست جز عمل کرد مجموعه تحسین بر انگیزی از فعالان سیاسی و اجتماعی داخل و فعالان سیاسی خارج که از نظر من بخشی مهم و تاثیر گذار در مبارزات پیش رو هستند.
حمایت از تلاش شبانه روزی این مجموعه که طیف گسترده ای از چهره های شناخته شده سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی ،هنری ،ورزشی ،علمی، اقتصادی، فعالان کارگری ، محیط زیستی، بخصوص زنان، جوانان و نوجوانان مبارز در میدان رادر بر می گیرد! از نظر من مهم ترین وظیفه هر حزب ،سازمان و فعالان سیاسی است.
نمی توان از درد و رهائی مردم گفت!از ساختمان ایرانی آزاد و سرفراز در آینده با تکیه بر دانش و آگاهی میلیون ها ایرانی خواهان مشارکت سخن بمیان کشید! اما در عمل مشخص با هزار بهانه که ریشه در تعصبات گروهی ،توهم، هم چیز دانی و منیت های شخصی دارد .از پاسخ مشخص و گرفتن وظیفه ای مشخص سر باز زد.حرف ها و نوشته هائی که جز تکرار کلیشه ای مشتی فرمول های زمان گذشته جواب پس نداده است. تاسف آور است عمل کسانی که از کنار چنین مجموعه مهم و تاثیر گذار یاد شده در بالا با تبخر گذاشتن و دسته گل بخود دادن زیر عنوان نقد سیاسی که متاسفانه تنها چیزی که در آن نیست نقد حال است و سیاست روز و نحوه پاسخ گوئی به آن.
هر حزب، هر سازمان سیاسی، هر کنشگر عرصه سیاست که بخواهد بر پایه مفروضات ذهنی خود،بر اساس منافع گروهی و فردی خویش مانع از تشکیل جبهه وسیعی از تمامی نیرو های خواهان بر اندازی شود .عملا آب به آسیاب رژیمی می ریزد که پره های آن با خون آزادی خواهان می چرخد و سنگ های آن استخوان ملت را خرد می سازد .
جلسه بر گذار شده در دانشگاه جورج تان در واشنگتن .از نظر من نمادی از این تعهد نسبت به آینده ایران بود .شرکت کنندگانی که با تمام وجود در جستجوی راهی بودند جهت شکل دادن بیک میثاق ملی که بتواند گذر کم هزینه و با شکوه ملت را در برچیدن بسط آخوندی حاکم بر کشور و رسیدن بیک جامعه آزاد ،دموکراتیک ،امکانپذبر سازد.آن واژه چیزی نبود جز تکیه بر اتحاد تمامی نیرو ها .استقبال از پیام آقای حسین موسوی عبور کرده از قانون اساسی جمهوری اسلامی تا رسیدن به نیرو های لائیک. جلسه ای که زیبائی آنرا نه من شخصی،نه جایگاه افراد بلکه میزان تعهد هر تک تکشان در برابر مردم و آینده آن ها بود.
“عبور از این رژیم جز با اتحاد امکان پذیر نیست.” خانم شیرین عبادی
” آنچه همه ما میخواهیم دوستی، آزادی و برابری است. نوک پیکان باید تنها و تنها جمهوری اسلامی را نشانه بگیرد.” آقای عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کومله کردستان ایران
“ما سیاستمدار نیستیم، اما صدای شما را با قدرت انعکاس میدهیم؛ نه سهم میخواهیم نه جایگاه؛ سهم و جایگاه از آن مردم است. شکل حکومت فردا، ما را به سمت واگرایی سوق میدهد. انتخاب فردا را به زمانش موکول کنیم. جمهوری اسلامی تمرین آزادی را به ما یاد نداده، چون بین ما تفرقه انداخته است. ما خودمان باید دموکراسی و آزادی را تمرین کنیم… جمهوری اسلامی دشمن مشترک ما است…. هرکس باعث اختلاف در اپوزیسیون شود. دارد خیانت می کند.” از پیام مشترک خانم گلشیفته فراهانی و آقای علی کریمی.
“جمهوری اسلامی دشمن مشترک ما است.” خانم مسیح علی نژاد
ایشان از تهیه منشوری برای اتحاد میان گروههای مختلف اپوزسیون خبر داد و افزود: «به جمع کردن اصول این منشور مشغولیم تا چون چتری مطالبات اکثریت ایرانیان را در برگیرد.”
” انقلاب در ایران را بر مبنای چهار خواسته آزادی، دادرسی عادلانه، عدالت اجتماعی و عدالت محیط زیستی میدانم.” آقای حامد اسماعیلیون
“من در همه این سالها دو دسته از افراد را میشناسم؛ دسته اول کسانی که همچنان کینه و نفرت دارند و جزئی از مشکل هستند؛ من به دسته اول کاری ندارم. دسته دوم میخواهند جزئی از راهحل باشند، علیرغم اختلافنظرها. اختلافها را باید کنار بگذاریم؛ به این امید که در زمان آزادی ایران، افراد از هر گرایشی بدانند که در برابر قانون کاملا مساوی هستند و در آزادی در خدمت سازندگی ایران، یکجا ایستادهاند.” آقای رضا پهلوی
” آن رنگینکمان کیان برای ما نشانهای از تکثرگرایی است این ایده که ما اینقدر متفرق هستیم و نمیتوانیم با هم کار کنیم باید از بین برود.” خانم نازنین بنیادی
بعنوان یک فعال سیاسی در این پیرانه سری با عشق بمردم ،عشق به سرزمین اجدادی ،عشق و آرزو به روزهای شاد و روشنی که کودکان این سرزمین بی هراس از تاریکی آینده شادمانه زندگی کنند وبر بالند تلاش می کنم بر همین راستا به این نشست بر خورد کنم . روح این نشست را که پیام اتحاد و یک جا شدن نیرو ها برای پیکاری بزرگ است از درون گفته ها بیرون بکشم و بپرسم آیا در این مرحله امری بزرگتر و مهم تراز این اتحاد همگانی وجود دارد ؟ آیا امری مهم تر از فشرده ساختن صفوف خود در برابر جمهوری اسلامی داریم؟ جواب گوئی ما به این سوال جایگاه ما را در این خیزش انقلابی مشخص خواهد کرد . راه بینا بینی وجود ندارد.