وفاداری شما به سیستم ویران کننده‌ی‌ شان علم و هنر و کشنده‌ی جوانه‌های سرشار از ذوق و مستعد این مرز و بوم بی‌مانند است! تهمینه مهدیان

دانشگاه هنر و کارگاه‌های مجسمه‌سازی همچون خانه‌ی من و اساتید گرانقدرم راهنمایانم هستند در عالم پرشور هنر و اخلاق که با بی‌شرمی تمامِ حضرات بیگانه در این عرصه، تعلیق و ممنوع می‌شوند.

آموخته‌ام با وجود شانس ارزشمند حیات، قدم نهادن در مسیر هنر و آگاهی با احتمال اندک معرفتی از این هستی ناشناخته‌ی بیکران، ، تنها خواسته‌ام باشد؛ و ایستادگی در برابر و گذر از تمامی موانع، شرط ماندن در راه و ادامه‌ی حرکت.

در ۲۵ مهرماه ۱۴۰۱‌ اثری گروهی بدون هیچ‌گونه مغایرتی با قوانین، آئین‌نامه و شیوه‌ نامه‌های تصویب شده‌ ساختیم. ۲۷ مهرماه ۱۴۰۱ توسط حراست کل دانشگاه هنر تهران به ساختمانی بی‌نام و نشان احضار شده و پس از ضبط کارت دانشجویی و بازجویی، تمام ترم را ممنوع‌الورود شدم.

در تاریخ ۱۴ آبان برای تفهیم اتهام و نوشتن دفاعیه به دانشگاه فراخوانده شدم. در ۲۸ آذر ماه با رای بدوی، محکوم به منع موقت از تحصیل به مدت دو نیم‌سال شده و پس از اعتراض، با حکم تجدید نظر ابلاغی در ۲۳ بهمن، محکوم به منع موقت از تحصیل با احتساب سنوات به مدت یک نیم‌سال و خواندن کتاب “صعود چهل ساله” و شرکت در آزمون شدم.
در رابطه با کتاب و قبولی در امتحانش گفتند درصورت عدم شرکت در این آزمون، یک نیم‌سال دیگر اضافه خواهدشد.  به علاوه امکان دسترسی‌ام به سامانه‌ی گلستان دانشجویی را قطع کرده‌اند.

همچنین در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۴۰۱ با توجه به دستور آموزش کل دانشگاه از روی اجبار ترم را حذف کرده زیرا تبعات عدم حذف ترم را برایم مشروطی اعلام کردند. درحالی که برای گذراندن ترم و حضور در دانشگاه ممنوع‌الورود بودم.

همچنین به اختصار موارد برخورد غیرقانونی را در بندهای زیر شرح می‌دهم:

۱. ساخت اثر، اتهام وارده و تفهیم اتهام پیش از ابلاغ شیوه‌ نامه‌ی جدید(مصوب آبان ۱۴۰۱) و مطابق شیوه‌ نامه‌ی پیشین انجام شد اما ادامه‌ی پرونده را جهت رسیدن به اهداف خود با شیوه نامه‌ی جدید و اضافه شدن اتهامی دیگر در میانه‌ی روند پرونده به اتهامات کذب پیشین، در دست بررسی قرار دادند.

۲. طبق ماده‌های ۴۸ و ۴۹ منشور حقوق دانشجویی (حق دفاع و حق استماع دفاعیه)، با توجه به درخواست کتبی و رسمی جهت شرکت در کمیته‌ی انضباطی، جلسات را بدون حضور اینجانب برگزار کردند. آن هم جلساتی که شاکی و ناظر آن یکی‌ ست! “حراست دانشگاه”

۳. طبق تبصره ۱ ماده ۱۲ شیوه‌ نامه جدید خودشان، تصمیم رئیس دانشگاه مبنی بر جلوگیری از ورود دانشجو مشروط بر آن است که با دستور کتبی ابلاغ شود و از یک ماه تجاوز ننماید. درحالی که تمام طول ترم را ممنوع‌الورود بودم بدون هیچ دستور کتبی و رسمی و حتی پاسخ‌گویی!

۴. در مراحل متفاوت بررسی پرونده، دانشگاه هنر به هیچ کدام از قوانین مرتبط با رعایت زمان رسیدگی به پرونده‌ی اینجانب عمل نکرد. همچنین زمان صدور حکم‌ها با تاریخ ابلاغ آن‌ها بسیار فاصله داشت. و با وجود پیگیری‌های مداوم، پاسخ‌گو نبودند. که یک ترم را از دست دادم در حالی که جز مجازات‌هایم لحاظ نشده‌است.

۵. همچنین دو ماده ۱۱ و ۱۶ (اصل حفظ کرامت انسانی و اصل حق سلامت محیط و احترام به حریم خصوصی) شیوه نامه جدید هم هیچ کدام رعایت نشد.

کدام قانون؟!
سیستمی که با نگاه عطف به ما سبق کردن در قضاوت‌ها نیز همچنان پایبند قوانین تنظیم شده‌ی پس از اتفاقات هم رفتار نمی‌کند! بسی جای شگفتی‌ ست!
در این پرونده‌سازی‌های بسیار برای جوانان و دانشجویان، انتظار می‌رفت حداقل قوانین به لحاظ شکلی رعایت می‌شدند.

کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور