چرا بیانیه در مورد ثابتی را امضا نکردم، ابوالفضل محققی

مهم تجمیع تمام نیروها در یک جبهه گسترده است

من که با نفس شکنجه ، سرکوب و تبعیض و اعدام مخالفم. با اعدام هر آزادی خواهی در وجود او کشته می شوم. من که زندانی سیاسی زمان شاه بوده ام. درد شلاق و شکنجه را با تمام وجود احساس می کنم

من که هر بار یاد رفیقان شکنجه شده یاد عزیزان خفته در خاوران می افتم .قلبم بدرد می آید! غمی سنگین همراه با بغضی فرو خورده در گلو وجودم را غرق خشمی می کند که حداقل خواسته آن محاکمه  کسانی است که در کار شکنجه واعدام نقش داشته اند .چگونه می توانم بیانیه در محکومیت فردی مانند ثابتی راامضا نکنم.

ظاهر شدن وقیحانه پرویز ثابتی در تظاهرات ضد رژیم .مسلما پاشیدن خاک در چشم زندانیان و شکنجه دیدگان زمان شاه است .انداختن شکاف در صف معترضانی است که امروز در سرتا سر ایران و به گونه ای در جهان” شعار، زن،زندگی” آزادی سرمی دهند.

حضور ثابتی در میان مردمی که خواهان برچیده شدن حکومت اسلامی و برپائی یک حکومت سکولار و دموکراتیک بر پایه آزادی و حرمت انسانی، بر آمده از دل یک انتخابات آزاد بر اساس منشور سازمان ملل در کشور می باشند . توهینی آشکار تلقی شده و اعتراض عمومی را بر انگیخته است.

شکنجه شدگان بدرستی بر محاکمه او ودادخوهی داد خود! پای فشرده و با امضای طوماری توسط زندانیان زمان حکومت شاه. خواهان برپائی دادگاهی جهت رسیدگی به جرائم او گردیده اند .

عزیزی برای من متن این دادخواهی و لیست امضا کنندگان را ارسال کرده. از من خواسته است که این متن را امضا و به جرگه داد خواهان بپیوندم.

نخست به احترام آن عزیز خواستم امضا کنم. اما بعنوان یک فعال سیاسی جمهوری خواه که  امروز از مواضع جمهوری خواهی به عمل کرد  احزاب ،جریان ها و افراد بر خورد می کنم.این سئوال برایم مطرح شد؟ در این روز ها،  در شرایطی که تمام نیرو و توان نیرو های مخالف جمهوری اسلامی باید معطوف به یافتن راههایی برای همگرایی، یافتن زبان مشترکی که مانع از مطرح شدن شعار های انحرافی باشد! آیا برجسته کردن چنین مسئله فرعی و تاریخ مصرف گذشته در چنین موقعیت ویژه !رخنه اندازی در صف مبارزان تلقی نمی گردد؟عمده کردن مسائلی که مسئله امروز جنبش انقلابی نیست!جز منحرف کردن افکار عمومی از تمرکز کامل روی مبارزه با حکومت مستقر معنای دیگری دارد؟ حکومتی که جنایت هر روزه آن و کشیدن هولناک کشور به سقوطی غیر قابل تصور است!

آیا برجسته کردن مسائلی از این دست ،کشاندن افکار عمومی  به جاده های فرعی! باد دادن خس و خاشاک بجا مانده از حکومت پیشین نیست؟ کمپینی با که برجسته کردن خطر بازگشت سلطنت  در سیمای شرکت  بی اهمیت ثابتی در تظاهرات .عملا این کار را به کارزاری بر علیه خطر بازگشت سلطنت و تقابل با گرد همائی دانشگاه جورج تاون تبدیل کرده است .رصد ستاره در جاده شیری کهکشان و ندیدن دزد در خانه!

از خود سوال می کنم ؟ چه عاملی باعث بالا آمدن این کمپین امضا برای دادگاه پرویز ثابتی  گردیده است؟  این اولین بار نیست که پرویز ثابتی در انظار عمومی ظاهر می شود و در تمام چهل و چهار سال او در دسترس بود و می توانست این کمپین شکل گیرد! چرا امروز ؟ درست هم زمان با تلاش اپوزیسیون خارج از کشور برای همبستگی نیروهای خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی این کمپین صورت می گیرد؟

می خواهم امضا کنم. نگاهی به لیست امضا کنندگان می اندازم .اکثریت این عزیزان را می شناسم. احترامشان را دارم و انتظار هم. انتظار دیدن نقش فعال آنها در مبارزه با جمهوری اسلامی. انتظار همین اندازه بر خورد حتی کمتر از آن با عوامل حکومتی که مانند مور و ملخ در خارج از کشور فعالند.

اما دریغ از یک برخورد جانانه در محکومیت آن ها! بطور مثال همین سروش دباغ که یکی از عاملین اصلی انقلاب فرهنگی بود .انقلابی که در جریان آن ده ها دانشجو کشته شد ،ده ها استاد تسویه و هزاران دانشجو اخراج گردیدند.

سروشی که امروز نقاب از چهره برداشته در دفاع از اسلام طالبانی بر یکی از زیباترین چهره های هنری و در عین حال فعال اجتماعی ،سیاسی و حقوق بشری، مدافع جنبش انقلابی در سطح جهانی. یعنی خانم گل شیفته فراهانی تاخته. با چشمانی هیز نگریسته و دهان گاله بر ایشان گشوده است.

او از این طریق این نگاه جنسیتی ریشه در مذهب ناب محمدی به روح شعار “زن ،زندگی، آزادی “که از خون صد ها جوان آزادی خواه شکل گرفته توهین نموده است. اما دریغ که یکی از همین امضا کنندگان بیانیه که با نوشتن چند سطر بر او تاخته باشند! ندیدم نوشته ای که بطور مشخص به انتقاد کسانی مانند عطا الله مهاجرانی که هر گونه شکنجه را در جمهوری اسلامی منکر است! بپردازند.

در معادلات سیاسی، هر بیانیه، هر فراخوان معنای خود را دارد. مسلما در این لحظات خطیر که گذر از جمهوری اسلامی مهمترین وظیفه هر فعال سیاسی است .دفاع از این خواست آقای موسوی که باید از قا نون اساسی جمهوری اسلامی عبور کرد. امری است لازم در جهت تقویت جنبش انقلابی مردم. حال تجسم کنید کسانی را که بیانیه بلند بالایی در چنین شرایط صادر کنند که “در زمان کشتار سال شصت هفت ایشان نخست وزیر و نور چشم آقای خمینی بودند و هرگز هم خمینی را بخاطر این جنایت بزرگ محکوم نکردند!” امضا جمع کنند برای تائید این بیانیه . جواب کسانی که مسئولانه در مبارزه با جمهوری اسلامی هستند نسبت به چنین بیانیه ای چه خواهد بود؟  آیا امضا کنندگان بیانیه ثابتی پای آن امضا خواهند نهاد؟مسلما نه!! .چرا که شکاف در مبارزه مشترک می اندازد و مانع از تمرکز تمامی نیروها در مبارزه با جمهوری اسلامی می گردد. با چنین نگاهی ضمن نفرت از کسانی مانند ثابتی ها. اعتقاد به محاکمه جنایت کارانی از این دست که دستشان به خون مردم آلوده است.

با تمام علاقه قلبی و عاطفی خود به عزیزی که این بیانیه را برایم فرستاده است .عزیزی که راه طولانی در مبارزه با استبداد با هم پیموده ایم. برجسته کردن این کمپین را در مقطع کنونی یک بازی سیاسی می دانم که مسئله ثابتی توجیه آن است .ضمن علاقه و احترام به عزیزانی که بر پای این بیانیه امضا نهاده اند. با توجه به توضیحات خود .امضا بر پای این کمپین نمی گذارم .چرا که معنای چنین امضائی جز بدست آوردن دل عزیزان به بهای خط بطلان کشیدن بر اعتقاد خود که در این لحظه امری جز تجمیع تمام نیرو ها در یک جبهه گسترده برایم نیست! معنایی دیگر ندارد.

من امضا می‌گذارم بر پای نامه تحسین‌برانگیز  پنج زن مبارز  زندانی آزاد شده از زندان های حکومت اسلامی.

مجددا بر موضع و نوشته سال  نود هشت خود در تائید  بیانیه چهارده نفر تاکید می کنم. هم صدا می گردم با “بزرگ بانوی مبارز” خانم فاطمه سپهری. که پس از آنکه روز پنج‌شنبه بعد از ۹ ماه بازداشت از زندان وکیل آباد مشهد آزاد شد، با انتشار ویدیویی گفت: «من کوتاه نمی‌آیم، سکوت نمی‌کنم و این راه را ادامه می‌دهم. “

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»