هیأت سرکوب جمهوری اسلامی عملاً فرسوده شده است
در پی حملات شیمیایی وحشیانه عوامل جمهوری اسلامی به مدارس، برای خیلیها این پرسش پیش آمده که اساساً چرا وحوش ج.ا دست به این اعمال میزنند؟! چه انگیزهای دارند؟! و برخیها هم با سطحینگری و یا شاید رذالت سعی میکنند انتساب این حملات به ج.ا را باور نکنند.
گستردگی و تداوم عملیات، به روشنی نشان میدهد که این جنایات، مباشری جز تشکیلات تباه جمهوری اسلامی، نمیتواند داشته باشد. اتفاقاً خود جمهوری اسلامی با روشهای عملیاتی واضح میخواهد به نخودمغزترین افراد هم بگوید که کار کار خودش است. اما اینکه هنوز بعضیها در این مورد شبهه دارند، یا ناشی از بلاهت بیپایان، و شاید فقدان شرافتشان است.
پیام جمهوری اسلامی روشن است. هیأت سرکوب جمهوری اسلامی عملاً فرسوده شده و توان ایجاد رعب وحشت به مانند گذشته در جامعه ایران را ندارد. بنابراین با این روشهای فوق سبعانه و جنونآمیز، وحشت را دریوزگی میکنند. سعی دارند این پیام را به ملت ایران برسانند که هر کاری از دستشان برمیآید و هیچ خط قرمزی ندارند. بنابراین در آینده احتمال انجام کارهای احمقانهتر از این هم وجود دارد. فراموش نکنیم که افرادی که فاجعه سینما رکس آبادان را خلق کردند، انجام این حملات برای آنها حکم تفریح را دارد. این جنایات به مثابه آخرین تلاشها برای بازگرداندن موازنه وحشت و آخرین تکانها به قایق است. سران جمهوری اسلامی میخواهند به زبان بیزبانی به ملت ایران بگویند که اگر قرار است که ما سقوط کنیم، شما و میهن چندهزارساله شما را هم با خود به پایین خواهیم کشاند.
این روش حمله به مدارس قبلاً در حکومتهای وحشی سابقه داشته است، یک مورد آن حملات شیمیایی زنجیرهای به مدارس در استان چچن روسیه در سال ۲۰۰۵ توسط حکومت ولادیمیر پوتین، و مورد دیگر حملات مشابه به مدارس در کوزوو یوگسلاوی در سال ۱۹۹۰، به دست حکومت اسلوبودان میلوسویچ.
ظاهراً در سایت جهانی بیبیسی دو موجود رذل به نامهای شایان سرداریزاده و فرانک عمیدی در یادداشتی سراسر کثافت تلاش کردند، شواهد محکم حملات شیمیایی سازمانیافته، و مستندات مسمومیت هزاران دانشآموز دختر را زیر سوال ببرند و موضوع را با استفاده از مفهومی در علم روانپزشکی تحت عنوان «هراس دستهجمعی» (mass hysteria)، و در این فقره در معنای «ترس الکی زنانه»! توجیه کنند. طرفداران این نظریه معتقدند که حمله شیمیایی خاصی رخ نداده است و دانشآموزان بهخاطر ترس و استرس دچار وضعیتی میشوند که به نظر میرسد گاز شیمیایی استنشاق کردهاند! جالب است که توجیهگران جنایات جمهوری اسلامی هم از روشهای توجیهگران حکومتهای وحشی گذشته تقلید میکنند. جالب است بدانید که در مورد حملات شیمیایی به مدارس کوزوو در سال ۱۹۹۰ هم عدهای از همین روش برای توجیه و خونشویی استفاده کردند و گفتند که اینها ناشی از ترسهای الکی جمعی هستند نه حملات شیمیایی!
این روزها با دقت اظهارات رذیلانه افرادی را که سعی دارند از جمهوری اسلامی رفع مسئولبت کنند و یا از سواستفاده اپوزیسیون و امپریالیسم و … از این وقایع ابراز نگرانی میکنند به خاطر بسپارید. آنها سیاهیلشکر تباهی هستند.
دریوزگی وحشت، آخرین تیر در ترکش تبهکاران است. آنها قبلاً در قضایای سوریه این توحش را تمرین کردهاند. یادمان هست وقتی بشار خونخوار اسد، دست به حمله شیمیایی میزد، اراذلی در همین فضای مجازی با استدلالهای مشابه روزهای اخیر (با پرسش چندشآور چه کسانی سود میبرند!) سعی در تبرئه بعثیها و همدستان آنها برمیآمدند. تمرین قبلی به وحوش ولیفقیه اعتماد به نفس داده است. به همین خاطر بارها تأکید کردهام که اسامی حامیان جنایات اسد و مجیزگویان سردارقاتل قس را هرگز فراموش نکنید. آنها جادهصافکنهای جنایات چند سال اخیر در ایران هم هستند.
به نظر میرسد که رهبران ج.ا با این توحش و حماقت، فقط اوج ترس و زبونی خود را فریاد میزنند. به اشارات این عرزشی توجه کنید. تازه بعد از این همه جنایت و شقاوت ما را از بنیادگرایی شیعی در آینده میترساند! و مدعی است که بنیادگرایان شیعی از بنیادگرایان سنی (داعش و القاعده و طالبان)، خطرناکتر هستند! براساس مطالعه و شناخت میگویم که بساججه و عرازشه ساکن در ایران، پشم زهار اعضای داعش و القاعده و طالبان هم نمیشوند. اینها اغلب مشتی مفتخور یاوهگو هستند که بعد از سقوط جمهوری اسلامی به سوراخ موش خواهند گریخت. لاتهای کوچه خلوت هستند و زورشان به زنان و بچههای بیدفاع درعا و داریا و کرج و ایذه و … میرسد و در یک میدان واقعی نبرد اصطلاحاً جیمفنگ میکنند. اینها اگر اهل عمل بودند سردارقاتل قس برای تأمین گوشت جلوی گلوله و توپ در سوریه، دست به دامان شیعیان افغانستانی و پاکستانی و عراقی و لبنانی نمیشد و میلیاردها دلار پول بیزبان ملت ایران را خرج آنها نمیکرد، ایران را تبدیل به مقر رهبران القاعده نمیکرد. چون برای عملیاتهای واقعی به آنها نیاز دارند. وگرنه بساججه تنلش نهایت کاری که میکنند در فلان حرم و مسجد و هزاران کیلومتر دورتر از میدان، عربده «کلنا عباسک یا زینب» سر دهند. گفته میشود که آن سردار قاتل تا سال ۲۰۰۸ بودجه القاعده عراق را پرداخت میکرد و هم او بود که به ابومصعب الزرقاوی لقب «امام المجاهدین» داده بود.
بساججه و عرازشه پشتشان فقط به قدرت و ثروت ج.ا بند است. این تشکیلات تباه فرو بربرد و جریان پول به آنها قطع شود، توان سیر کردن شکمهای خود را هم نخواهند داشت چه رسد به اینکه علیه دولت ملی ایران، دست به اسلحه ببرند.
فیسبوک نویسنده