ایران و عربستان، توافق نامه ای برای سقوط !!! مهشید معراجی

تجویز راهبردی چین برای ایران، تیر خلاص رژیم؟

هگل در جایی می گوید: همۀ رویدادها و شخصیت‌ها در تاریخ، گویی دوبار رخ می دهند.

مارکس می‌نویسد: من هم با هگل موافقم اما او فراموش کرده که اضافه کند: تاریخ در نوبت نخست به صورت تراژدی رخ می دهد و در تکرار و برایِ بار دوم به صورت کمدی.

و سال‌ها بعد ژیژک می گوید: هرچند مارکس درست می گوید اما تکرارِ تاریخ به صورت کمدی همیشه وحشتنا‌ک‌تر از تراژدی اولیه آن است.

با این مقدمه قصد دارم توافق اخیر ایران و عربستان را از دریچه ای متفاوت از هیجان زدگی این روزها بررسی و تحلیل کنم.

پیش از هر چیز به یک مطابقت تاریخی اشاره و سپس نتیجه گیری خواهم کرد.

شرایط خاورمیانه در سال ۱۹۷۹ را به یاد بیاورید:

۱. عربستان سعودی از محل فروش نفت ثروتمند شده و با استفاده از مشاورین مختلف تلاش می کند که به جای تبدیل شدن به قدرتی منطقه‌ای، پول‌های خود را در جاهای مختلف سرمایه‌گذاری کند اما شاه ایران تصمیم می گیرد قدرت اصلی خاورمیانه شود و بزرگترین ارتش خاورمیانه را بسازد و با سوئیسی‌ها نیز توافق می کند که در پروژه‌ای ۵ ساله بمب اتمی بسازد.

۲. این دو کشور به دوسو پیش می روند ، عربستان کوشش می کند آیندۀ خود را با سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی تامین کند و همچنان به عنوان کشوری درجه چندم زیر بال و پر آمریکا بماند اما ایران اسلحه می‌خرد تا به قدرتی جهانی تبدیل شود.

۳. بلندپروازی ایران پایان نیافتنی است و این بلندپروازی‌ها سرانجام در سال ۱۹۷۹ به سقوط حکومت شاه منجر می شود.

۴. پس سقوط حکومت شاه، جنگ میان ایران و دنیای عرب به نمایندگی عراق ، بلوکه شدن دارایی‌های ایران توسط آمریکا، جنگ کویت به عنوان ثروتمندترین کشور خلیج فارس، تقابل مستقیم ایران و اسراییل، آغاز بنیادگرایی در عربستان و …

حال چهار دهه به جلو برمیگردیم:

۱. عربستان دوره رنسانس خود را پشت سر گذاشته و روابط با آمریکا، چین و اسراییل و .. در عالیترین سطح خود برقرار است. مواضع عربستان در حمایت از گروه های تروریستی منطقه تعدیل شده و برنامه های توسعه ای این کشور نیز با سرعت باور ناپذیر و در سکوت کامل سیاستمداران این کشور پیگیری می شود. فروش نفت این کشور با بالاترین میزان خود در حال انجام است و …

۲. سیاست داخلی و خارجی ایران توسط بنیادگرایان کنترل و اداره میشود. فروپاشی اقتصادی را تجربه میکند. با بحران های اجتماعیِ بی سابقه روبروست. حوزه های فرهنگی و آموزشی توسط بنیادگرایان و نیروهای انجمنی تحت کنترل است. تحریم ها علاوه بر شخصیت های حقیقی و حقوقی داخلی ، شُرَکای پیدا و پنهان ایران را نیز در بر گرفته است.فروش نفت به میزان بی سابقه ای کاهش یافته و تکنولوژی و تاسیسات صنعتی در حوزه های مختلف به مرور از مدار خارج شده و ورود امکانات جدید، متاثر از تحریم های بین المللی غیر ممکن است و …

حال به نقطه توافق ایران و عربستان میرسیم:

۱. دستگاه های امنیتی و عربستان اطلاعات بسیار دقیق و امکانات بیشماری برای رصد شرایط داخلی ایران دارند فلذا توافق با حکومتی که در یک دهه گذشته ریزش فراوانی در سرمایه اجتماعی خود تجربه کرده و فاقد مقبولیت است، نمیتواند جز به هدف خنثی نمودن خطرات نظامی در منطقه برای حصول نتیجه از دیگر توافقات خود با چین، امریکا و … باشد.

۲. عربستان سعودی جز با تکیه بر این توافق، با دیگر شرکای استراتژیک خود در منطقه همچون پاکستان و با بهره گیری از امکانات پایگاه های نظامی آن کشور ها، گزینه های دیگری نیز مد نظر دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت و این خود برهانی قوی بر متزلزل بودن این توافق است.

۳. حمایت آمریکا از این توافق در ادامه سیاست همیشگی چماق و هویج، راهکار کاهش تمرکز ایران در آمریکای جنوبی، خصوصا کشورهای کمونیستی کوبا و ونزوئلا را پی می گیرد و در ادامه نیز با تعدیل مواضع خود نسبت به اتفاقات اخیر ایران، تلاش میکند تا فرض دخالت خود را باطل نماید.

۴. چین برای امنیت سرمایه گذاری خود به یک تضمین اینچنینی نیاز داشته و با در نظر گرفتن دستاوردهای اقتصادی آینده اش ، ایرانیهای گوش بفرمان را به صلح با عربستان کشانده تا از فرصت جای خالی امریکا در منطقه استفاده حداکثری را ببرد.

۵. ایران در صدد افزایش توان نظامی و تسلیحاتی خود در شرایط تقابل با غرب قرار دارد و در تلاش است به یک توسعه دهنده صنایع تسلیحات موشکی و پهبادی تبدیل شود.

۶. سیاستمداران هپروتی ایران این توافق را گام مهمی در احیای برجام و توافق با قدرتهای جهانی میدانند در حالی که این آشتی را باید در مقاطع زمانی کوتاه، میان و بلند مدت بررسی و از قضاوت زود هنگام و به تبع آن از خوشبینی مفرط و مخرّب پرهیز نمود. لذا بر اساس دریافت اینجانب، آمادگی جامعه جهانی برای بازگشت به برجام، امری محال و غیر ممکن است.

۷. توجه به چرایی اظهار نظر چین در مورد تمامیت ارضی ایران در مدت زمانی نه چندان دور در گذشته و پس از آن حمایت و وساطت در توافق اخیر با عربستان، تلنگری جدی و قابل تامل است که هم از متزلزل بود این توافق حکایت دارد و هم نگرانی از تصور آنها از آینده ایران را دو چندان می کند. ایران قادر نخواهد بود راهبرد سیاست خارجی خود را همانند چین عملگرا، غیر ایدئولوژیک و معامله گرایانه تنظیم کند؛ ازینرو تجویز راهبردی چین برای ایران میتواند تیر خلاصی بر پیکره نظام حاکم بر ایران باشد.

در نهایت، بر خلاف باور سیاستمداران ما و تصور عموم،ابرقدرت ها در یک رختخواب می خوابند و تنها رویاهایشان با هم متفاوت است و نباید توافق با عربستان را دستاورد خروج آمریکا و حضور چین در منطقه را ساده انگارانه دید چرا که نه نزاع آمریکایی ها و روس ها و چینی ها ایدئولوژیک است و نه دوستی ما با چین و روس از قرابت ایدئولوژی ناشی می شود و تنها منافع است که دوری و نزدیکی ابرقدرت ها به هم و به کشورهای دیگر را تعیین میکند.