همین امروز در کانال تلگرامی سایبری سپاه مجددا ویدئوی «نرمش قهرمانانه» علی خامنهای را بازنشر کردند. آنها گمان میکنند…
نسل دهههای سی تا شصت به شکل افراطی رویکرد اخلاقیِ وظیفهگرایانه به مبارزات سیاسیشان داشتند و نسلهای بعدی به عکس، نگاه افراطی نتیجهگرایانه و به قول مهندس بازرگان نگاه زود و زیاد دارند. ما نیازمند تلفیق این دو نگاه و رسیدن به یک اعتدال هستیم. خیلی خوب است که نسل جوان ما نسبت به نسلهای قبل نتیجهگراتر و واقعبینتر است. اما نباید در پی هر خیز و تلاشی منتظر نتایج آنیِ و بزرگ باشد و الّا ناامید و مأیوس شود.
بخش مهمی از جامعه در وضعیت اعتراضی است بخش زیادی هم با آن همدلی دارد. همگی باید به این بیندیشیم که چگونه این همدلی را به همراهی تبدیل کنیم.
هر چند آدمی به امید و شادی زنده است اما در شب عید امسال نه پول چندانی در جیب مردم برای خرج کردن مانده و نه دل و دماغی برای مراسم عید. قبل از انقلاب گفته میشد تا ظلم هست، مبارزه هم هست. اینک نیز همچنان باید گفت تا درد هست، فریاد هم هست. جامعه ناراضی و خشمگین یک جامعه جنبشی و آتشفشانی است که از هر منفذ و فرصتی برای فوران استفاده میکند؛ حتی از سالگرد تولد جانباختگان جنبش برای تجمع بر سرمزارشان، با شعارنویسی و شعاردهی، در مترو و بام و خیابان، نصب پلاکارد و آویز و …؛ اعتراض به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
رفتار نظام ولایی شبیه یک کارتن پلنگ صورتی است که یکی از جلو دارد گل میکارد و یکی دیگر از عقب یکی یکی گلها را از ریشه در میآورد! حالا بخشی از سیاستهای ج.ا میخواهد خاکستر روی آتش خشم جامعه بریزد و بعضی سیاستهای دیگرش هم یک پمپ باد قوی است که از پشت سر همان خاکسترها را بر باد میدهد!
ج.ا یک نظام خودویرانگر است که به ساختار ولایی حکومت برمیگردد، حکومت الیگارشهای مالی، حکومت یک اقلیت بر اکثریت مردم؛ متوهمانی که میخواهند سبک زندگی بسته و عقبمانده خود را بر همه ملت تحمیل کنند و سیاست خارجی ضد منافع ملیِ شان را علیرغم خواست اکثریت ملت ادامه دهند.
حکومت نمیخواهد شکست ایدئولوژیکش و اینکه توسط اکثریت مردم پس زده میشود را بپذیرد. همین امروز در کانال تلگرامی سایبری سپاه مجددا ویدئوی «نرمش قهرمانانه» علی خامنهای را بازنشر کردند. آنها گمان میکنند با نرمش در خارج و گرفتن برخی امتیازات اقتصادی میتوانند مانع حرکت جنبش شوند. اما مجموعه قرائن از جمله ردیفهای بودجه (و اینکه حاضر به ذرهای صرف نظر کردن از ویژه خواریهایشان نیستند و از بودجه معلولان هم دزدی میکنند) و دیگر سیاستهای داخلی و خارجیشان، نشان میدهد که آنها نه میتوانند و نه میخواهند مشکلات اقتصادی مردمان در رنج ایران را حل کنند.
بنا به تجارب تاریخی ایران باید افزود که از قضا نزدیکترین راه دموکراسی در ایران فقر مردم نیست بلکه رفاه آنان است. هر قدر هم رفاه اقتصادیِ فرضی بیشتر شود مطالبات سیاسی و اجتماعی بیشتری مطرح خواهد شد.
جنبش ۱۴۰۱ به لحاظ کمیت گستردهترین و به لحاظ کیفیت با کیفیت ترین جنبش پس از انقلاب است و توانسته بسیاری از پویشهای اجتماعی ایرانیان را در خودش ادغام کند و مدرنترین جنبش تاریخ معاصر ایران بوده است.
این جنبش یک جنبش متکثر است که نشان میدهد جامعه ایران یک جامعه تودهوار نیست بلکه جامعهای مجمع الجزایری است. اما این جنبش هم یکی از ایستگاههای حرکت کلان تغییرخواهی در ایران است. بنابراین نباید نگاههای نزدیک بینانه و کوتاه مدت را ترویج کرد که هر چند شورانگیزند ولی در طی زمان آسیب زننده و یأس آفرینند. ما درگیری یک دوری ماراتن هستیم نه دوی سرعت و صدمتر.
اگر در کوتاه مدت، ظلم را شکست نتوان داد رسوا میتوان کرد. اعتراض به ظلم و ستم باید بیش از پیش به یک وظیفه اخلاقی روزمره و بخشی از زندگی تبدیل شود. اما ما در همه دوران پس از انقلاب هیچاه مثل دوران کنونی به پیروزی و نتیجه گیری از مبارزات نزدیک نشدهایم. تلاش تغییرخواهانه در ایران دارد خوب و شتابان پیش میرود. بخش مهمی از جامعه در وضعیت اعتراضی است بخش زیادی هم با آن همدلی دارد، همگی باید به این بیندیشیم که چگونه این همدلی را به همراهی تبدیل کنیم. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد این همان چیزی است که حاکمان هم متوجهاش شدهاند و از آن هراسناکاند.
گفتگوی ایران اینترنشنال با رضا علیجانی
https://t.me/rezaalijani41