تحلیل روند جمعه های اعتراضی در بلوچستان بویژه در شهر زاهدان ما را فرا می خواند که به موارد زیر توجه کنیم
یکم – طی چند ماه گذشته که ابر جنبش زن زندگی آزادی تمامی سطوح اجتماعی و سیاسی جامعه ما را تحت تاثیر قرار داده است و رخدادهای تاریخ ساز بوقوع پیوسته که یکی از این موارد بیشک جمعه های اعتراضی ست. طوریکه تا کنون بعد از چند ماه از شکل گیری چنین اعتراضی با استقرار تک تیر اندازها در شهر زاهدان و دستگیری ها و حتی کشتار و ایجاد جو پلیسی و امنیتی قادر نشدند که جمعه های اعتراضی را از بین ببرند. چرا که شهروندان معترض در شهر زاهدان و دیگر مناطق بلوچستان پی برده اند راهی جز مقاومت و مبارزه علیه استبداد دینی نمانده است.
دوم – ما شاهدیم که در بلوچستان مذهب علیه مذهب قدعلم کرده است. در یک سو دولت دینی و دین دولتی با تکیه به نظام تبعیض از جمله تبعیض مذهبی که اولیه ترین حقوق شهروندان را زیر پا گذاشته و در مقابل چنین تبعیض جان سوز، بخشی از ملت بلوچ با تکیه به خوانش انسانی و رهائی بخش از دین در مقابل ارتجاعی ترین قرائت شیعه هر هفته در نماز جمعه شعار آزادی و برابری سر می دهند. شعار مرگ بر ستمگر نه شاه می خوایم نه رهبر به دفعات در جمعه های اعتراضی به گوش همه رسیده است. بنابر این همانطور که ستم ملی در بلوچستان بیداد کرده و می کند ملت با ستم دینی هم روبرو هستند. تلفیق همین تبعیض هاست که کاسه ملت را لبریز و می بینند که از یکسو تجاوز به حقوق اولیه و از دیگر سو مشکلات اقتصادی که منجر به پدیده ای چون سوخت بری شده است و همچنین سرکوب های بی امان، آنان را مجاب کرده است که هر جمعه برغم هزینه گزاف در خیابان حاضر و در نفی جمهوری اسلامی اصرار کنند.
نکته سوم – طبق تجربه ما همه می دانیم که مبارزه علیه نظام آخوندی نیازمند سازماندهی و سازمان یابی ست. بدون سازماندهی از پایین امکان رویارویی با جمهوری اسلامی محال است. بنابر این طبق داده های عینی مردم بلوچ بویژه در شهر زاهدان توانسته اند به حدی از سازماندهی علنی، نیمه علنی گام نهند. طوریکه شاهدیم نیروی انتظامی تشکیل داده تا بتوانند بطور روشن و شفاف جمعه های اعتراضی را مدیریت کنند. ناگفته پیداست همین امر نشان می دهد که از روابط سنتی و مدرن یعنی از شبکه های اجتماعی و همچنین از دنیای مجازی به بهترین شکل ممکن استفاده می کنند تا بتوانند پژواک صدای ملتی باشند که از حداقل ترین حداقل ها هم محروم و فاقد امکانات اولیه در عرصه های آموزش، زیرساخت های اقتصادی و شهری هستند و ستم جمهوری اسلامی را تا مغز استخوان احساس می کنند.
نکته چهارم- بلوچستان همچون کردستان دژ انقلاب پیش روست و شاید در گام های پیش رو ما شاهد خواهیم بود که جمعه های اعتراضی از مسجد مکی به تمامی شهر و استان تسری یافته و زنان و دختران بلوچ همپای مردان در تسخیر خیابان و شعله ور کردن اعتراض علیه جمهوری اسلامی سهم جدی ایفا کنند.
کانال نویسنده