میراث خانواده لاجوردیان برای صنعتگران ایران، قاسم خرمی

مرگ هاي منتهي به روزهاي قبل از نوروز، معمولا غريب تر و حزين تر است؛ چون تكاپوي مردم براي آغاز سال جديد، وقوع اين حوادث را خيلي با توجه و تاثر عمومي مواجه نمي سازد؛ مرگ صنعتگر و كارآفرين بزرگ، اكبر لاجورديان نيز اين گونه بود.

اموال اكبر و برادران لاجورديان به موجب مصوبه تيرماه ۱۳۵۸ شوراي انقلاب مصادره شد و او بعد از يك مجادله سخت و بي حاصل براي باز پس گيري اموالش، سر انجام مخفيانه  از ايران خارج شد و روز ۲۳ اسفندماه ۱۴۰۱ در آمريكا درگذشت و به اين ترتيب، آخرين حلقه از بزرگترين خانواده صنعتي ايران از هم گسست و به تاريخ پيوست.

لاجوردي ها ( با نام قديمي نيل فروشان) از قديمي ترين خانواده هاي صنعتگر ايران بودند كه از اواخر حكومت ناصرالدين شاه قاجار تا اواخر حكومت محمدرضا شاه پهلوي، به تجارت و صنعت اشتغال داشتند و تا بهمن ۱۳۵۷ حدود ۸۰ كارخانه تاسيس كردند و ۱۵ هزار نيروي متخصص و ماهرايراني را به كار گماردند. «گروه صنعتي بهشهر» از برجسته ترين بنگاههاي صنعتي آنها بود كه هنوز هم پابرجاست و از معدود واحدهاي قديمي است كه به رغم  بريز و بپاش هاي متعارف، هنوز هم سود مي دهد.

خانواه لاجورديان به جز توفيقات صنعتي و تجاري، چند ميراث بزرگ نيز  برجاي گذاشتند كه مي تواند تجربه اي ارزشمند براي همه كارآفرينان جوان ايراني و ايضا  صنايع رو به زوال كشور باشد:

۱- لاجوردي ها بر خلاف بسياري از صنعتگران دوره پهلوي كه از زمينداري و ديوانساري به جرگه صنعت پيوستند، آنها از بازرگاني و تجارت به صنعت كشيده شدند. يكي از روش هاي طبيعي و تجربه شده براي توسعه صنعتي، شيوه «ديگر بازار» و يا سوق دادن سرمايه تجاري به صنعتي است.  بنابراين، لاجوردي ها از اصيل ترين خانواده هاي صنعتي خاورميانه بودند كه استمرار كار آنها مي توانست به خلق بنگاههاي صنعتي بزرگ مقياس منجر شود و در قامت صنعتگران جهاني ظاهر شوند.

۲- ويژگي ديگر خانواده لاجورديان مداومت و مقاومت در حوزه صنعت بود. اكبر لاجوردي مي گويد: « ما برای پیشرفت کارمان ۱۱۰ سال حوصله به خرج دادیم و سخت کار کردیم». براي آنها صنعتگري، عرصه بخت آزمايي و سرهم بندي و بستن بار و طي كردن ره صدساله در طول و عرض يك شب، نبود؛ تلاشي بود مجددانه با سودهاي اندك اما مستمر و كارساز. طبق برآوردهاي انجام شده، ميانگين سرمايه گذاري خانواده لاجورديان در طول يك قرن، سالانه ۲۰ درصد رشد ثابت داشته است.

۳- ويژگي سوم خانواده لاجورديان، همكاري هاي خانوادگي و استفاده از اين سرمايه اجتماعي در مسير بقاء كارآفريني بود. بسيار از خانواده هاي صنعتگر ايراني متاسفانه بواسطه اختلافات خانوادگي و يا تقسيم ارث، دچار فروپاشي كاري و يا جدايي و كدورت هاي دراز مدت شدند كه ماجراي برادران خيامي ( احمد و محمود) از آن جمله است. خانواده لاجوردي چهار نسل، پشت هم ايستادند و اگر هم خرده اختلافاتي داشتند در انظار عمومي به حل و فصل آن نپرداختند.

۴- اين خانواده را مي توان به نوعي پايه گذاران و يا مدافع مرزها و حدود بخش خصوصي ايران دانست. سناتور قاسم  لاجوردي( يكي از اعضاي اين خانواده) حتي زماني كه محمدرضا شاه پهلوي با صاحبان صنايع بزرگ، چپ افتاده بود و كسي را ياراي مقاومت در برابر او نبود، به صرافت دفاع از ماهيت بخش خصوصي ايران برآمد و گفت: « اگر قرا باشد كه اعلي حضرت، در باره ميزان دستمزدها و سهام كارخانجات خصوصي هم تصميم بگيرند كه دیگر نمي شود در اين مملكت سرمايه گذاري و كار كرد» . شايد آخرين دفاع از اين نوع را خود اكبر لاجورديان انجام داد كه در سال ۵۸ با مراجعه و مذاكره مكرر با سران انقلاب، كوشيد تا  لزوم توجه به حقوق مالكيت و تاثير آن بر آينده صنعت كشور  را به رهبران نظام سياسي نوبنياد،  ياد آوري كند  كه حاصلي نداشت و  به قول حافظ «چه توان کرد که سعي من و دل باطل بود».

۵- ويژگي پنجم خانواده لاجورديان، داير كردن واحد« تحقيق صنعتي»، «توسعه صادرات» و «دانش محور» كردن صنايع و بويژه از استفاده از علوم اجتماعي و دانش مديريت در حوزه بنگاهداري صنعتي بود. لاجوردي ها از نخستين كساني بودند كه تجارب تجاري پدرشان و نيز حضور صِرف تكنيسين ها و مهندسين  را براي پيشبرد صنعت كافي ندانستند و براي اين منظور، نخستين آموزشگاه مديريت منطبق با استاندارد دانشگاه هاروارد را در كشور پايه گذاري كردند.

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»