آخرین اثر هنری‌؛ در سوگ مرگ خودخواسته کیومرث پوراحمد، حسین ثنایی نژاد

مجله فیلم امروز مدعی شد که «کیومرث پوراحمد از سر افسردگی و ناامیدی بی‌آیندگی و بیهودگی خودکشی کرده و به زندگی خود پایان داده است؛ همین قدر سهمگین و باورنکردنی، وحشتناک و تکان‌دهنده.»

می‌گویند متنی هم از خود بجا گذاشته خالق قصه‌های مجید. کاش آن متن منتشر شود تا بدانیم واپسین سخنانش را. من اما همین عبارت “مرگ خود خواسته” را برای او بهتر می‌پسندم تا خودکشی!

نگاه پوراحمد به زندگی آنقدر شکوهمند بود که نمی‌توان او را به خودکشی متهم ساخت. من گمان می‌کنم او زندگی‌اش را پایان یافته دیده است و ماندن را بودنی تشخیص داده که ارزش زیستنش نبوده.

مرگ خودخواسته پوراحمد را شاید بتوان آخرین اثر هنری او دانست که نقطه پایان زندگی را نشان می‌دهد و اشاره می‌کند به پیمانه‌ای که وقتی پر شد چه بغداد و چه بلخ، باید جهان را وانهاد و پای از این عرصه که همه دو دستی به آن چسبیده‌اند بیرون گذاشت.

چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ
می نوش که بعد از من و تو ماه بسی
از سَلخ به غٌرّه آید از غره به سلخ

من افسردگی را برای کیومرث نمی‌پذیرم. او شاید این پایان را آگاهانه برگزیده تا به آنها که با پای لرزان بر لب گور همچنان ایستاده و زندگی را بر زندگان تنگ و حرام می‌کنند، پیام دهد که اگر تسلیم مرگ نمی‌شوید دست از اسارت زندگی بردارید.

شاید پوراحمد آخرین اثر هنری‌اش را اینگونه تکان دهنده آفریده تا مرگ را برای آنانی معنا کند که در پیله شهرت و شوکت از آن غافلند و چنان می‌کنند که گویی جاودانه خواهند زیست.

بی گمان او زنده ماندنش برای ما بسیار ارزشمند بود و فقدانش خسارتی است سنگین، اما شاید او به کسانی گفته باشد: ببینید! شما هم می‌میرید و اگر خود خواسته بمیرید چه بسا بهتر هم باشد.

هرچه هست او در تاریخ هنر این سرزمین جاودانه است اگرچه جسمش دیگر در میان مردمش نیست.