تذکر نیست، فقط سرکوب وتعرض به آزادیهای زنان است
تعرض به زن، صرفاً جنبه جنسی و تجاوز ندارد. تعرض، هرگونه دست درازی و حمله همراه با خشونت و سلب آزادی فردی تعریف شده است.امروزه در دوران گذار در وضعیت متلاطم ایران، شاهد تلاش برای قلب مفهوم تعرض با نام «تعرض مشروع» در بستر حقوق زنان هستیم که حتی آزادی زن، تعرض و تجاوز به او را نیز در قالب فرهنگ تعرض صورت بندی میکند.
در فرهنگ تعرض برساخته جهان مردسالار، مصونیت زنان از تعرض ۲ شرط دارد که یکی سلبی و دیگری ایجابی ست: نخست پوشیده بودن زن (حذف بدن زنان) و دوم تعلق داشتن به مردانی غیرتمند (ضمیمه شدن به مردی). در این کانسپت، تعرض به زن، از منظر و نگاه مردان تفسیر و تعریف میشود و با درونمایه دینی، بیشتر حول محور دست درازی نامحرمان بر ناموس مردان و کارکردی غیرت محور دارد و ناگفته پیداست که ناموس، ابتدا به ساکن میبایست مستور و پوشیده باشد تا مورد تعدی اغیار قرار نگیرد.
پیرو همین تفکر، زنی که پوشیده نیست، حریمی بر او نیست، او هرجایی ست، سریع الوصول است، طعمه ای در دسترس است که اتفاقا خودش کرم دارد، مرد غیوری پشت او نیست، ناموس کسی نیست پس حقی از آزادی ندارد و بلکه برعکس آزادی او تهدید است و غیبت مرد ناموس پرست پشت او، همانا مجوزی برای تعرض به اوست.
برای تحدید آزادی وی، تهدیدهای کلامی فیزیکی و حتی جنسی بکار گرفته میشود تا زن از مطالبه آزادی هم ارز با مردان پا پس کشد و مرزهای زنانه و مردانه همچنان استوار بماند. این زن با بی حجابی، از حریم ناموس یک مرد غیور خارج شده او یا متعلق به مرد بی غیرت است و یا اصلا «بی سرپرست» یا به زبان خودمانی بی صاحب است (عیناً همین واژه پیوند بین سرپرست و کنترل بر زن را عیان میکند) پس جزو اموال عمومی همه مردان میشود؛ بنابراین تعدی مردان به این زن، نه یک دست درازی مشمول مجازات قانونی، بلکه یک عاقبت حتمی و حتی مجازات به حق زنان شناخته می شود و با موجه کردن با واژگانی همچون آمر به معروف و مامور به وظیفه، بار منفی اخلاقی چنین تعرضی نادیده گرفته می شود و اتفاقاً در میان عده ای از آنان به نیکی و انجام وظیفه یاد می شود! در حالیکه اگر همین عمل در قبال اجبار به کشف حجاب زنان اعمال شود، فریاد وامصیبتا از همین قشر سر داده میشد که در روز روشن به زنان (بخوانید نوامیس مردان) تعرض می شود.
این مقاومت زنان در ساحت خصوصی خانگی و عمومی با نه گفتن به غیرت و ناموس پرستی مردان در خانه آغاز می شود و تا سلب قدرت استیلای مردان خارج از خانه، برای سرپیچی از ساختار کلی کنترلگری زنان ادامه دارد.
مدتی پیش کیهان خطاب به کتایون ریاحی گفت: «اگر از ابتدا به حجاب اعتقادی نداشتهای پس هیچکس غیر از خود را در ماجرای تعرضی که ادعا کردهای ملامت نکن» کاملا مشهود است که تعرض، حتی راهکاری تجویزی در قبال زنان بی حجاب در نظر گرفته می شود که به مثابه سلاحی تنبیهی کاربست دارد. در طول تاریخ، افسانه مصونیت در ازای محدودیت وعده ای توخالی به زنان بوده. در خلال جنبش می تو عیان شد که حتی همان مصونیتی هم که در بوق و کرنا می شود، در قبال محدودیت حجاب وجود خارجی ندارد.
درحالیکه دائما به ما گفته میشود حجاب مصونیت است، تعرض به زنان بی حجاب، کاملا صورت بندی ساختاری میشود. درواقع عامدانه از زنان بی حجاب مصونیت زدایی میشود و حتی تعرض به حقوق و آزادی فردی زنان بی حجاب به قانون تبدیل میشود، تا زنان به محدودیت تن دهند و دو انتخاب بیشتر پیش روی زنان باقی نمیگذارد؛ یا مصونیت تصنعی یا محدودیت حتمی!
در بی حقی زنان در این دنیای مردانه همین بس که زنان برای حفاظت از خود و بهرهمندی از آزادی و مصون ماندن از تعرض مجبورند خود را منتسب به مردی جا بزنند! حال یا با انگشتری در دست کردن یا ادعا به صحبت کردن به مردی پشت تلفن هنگام گذر از معابر ناامن و یا ازدواج های اجباری و یا ماندن های از سر استیصال در زندگی سراسر خشونت برای تامین حداقل امنیت و…
کمتر کسی در ماجرای حمله با سطل ماست، سخنی از تعرض آن مرد بکار برد و بیشتر از فعل امر بمعروف و تذکر و ماست پاشی استفاده شد. فعل «تعرض» در میان سانتی مانتال سازی با فعل تذکر آغشته به فضای معنوی، در حال نادیده گرفته شدن است. تعرض را در خلال امر بمعروف عادی سازی نکنیم آن مرد نه متذکر بلکه فقط و فقط یک «متعرض» بود.
بطورکلی پذیرش و به رسمیت شناختن همین واژه «تذکر به زنان» و «فرد متذکر»، خود گواهی بر پیشفرض مردسالارانه سلب حق مالکیت زن بر بدن خود و هم ردیف قرار دادن زنان با کودکان و مجانین و سفهاست که دست دخالت دیگران را در زندگی آنان باز می گذارد که توان تشخیص صواب و ناصواب را ندارند و باید دائما به آنان راه و کار درست را گوشزد کرد پس کنترل زنان را پذیرفته و عادی سازی می کند.
واژه ای بنام تذکر را به رسمیت نمی شناسیم هرچه که هست سرکوب است و تعرض به آزادی های زنان.
@Zane_Ruz_Channel