در جنبش زن-زندگی-آزادی نیز شاهد همین امر هستیم
امیدواریم تغییر موازنه قدرت موفقی که با نافرمانی مدنی گسترده زنان در حوزه حجاب اجباری پیش آمده در دیگر حوزهها مثل اعتراضات کارگران، معلمان، بازنشستگان، اتنیکها، دانشجویان و … و جنبش عام آزادیخواهی و رهاییطلبی نیز بوجود بیاید و سطح کمی و کیفی اعتراضات آنقدر گسترش یابد که مهار آن برای حکومت غیرممکن شود.
حکومت سر یک دو راهی بزرگ در باره مسئله حجاب اجباری قرار گرفته و باید یک تصمیم بزرگ بگیرد وگرنه آرام آرام به سمت شکست پیش خواهد رفت؛ شکستی ابتدا در این حوزه مهم و بعد در حوزه های بزرگتری مثل کلیت نظام.
رنسانس ایرانی با نقد دینی آغاز شده و جامعه ایران دارد به سمت سکولارییسم میرود. به علت حکومت سرکوبگر دینی در ایران، این سکولاریسم احتمالا بیشتر مدل فرانسوی خواهد داشت تا مدل ملایمتری مثل انگلیس. مذهب در ایران بعد از ج.ا …
این روزها یک سرفصل مهم در مبارزات مدنی زنان در باره پوشش اجباری است چون که نوع مواجهه حکومت با این نافرمانی مدنی گسترده که توازن قوا را تغییر داده نیز یک ابتلای تاریخی برای ج.ا است.
خانم وسمقی در مقدمه نامهاش به علی خامنهای میگوید چون او فقط یک روحانی یا صاحب نظر نیست بلکه به علت بکارگیری همه قدرت حکومت برای تحمیل حجاب به زنان، مسئول همه پیامدهای این عمل و هزینههای مالی و جانی است که برای زنان وجامعه بوجود آمده و میآید.
او اصل حجاب (پوشاندن موی سر)، اجباری کردن پوشش، تعیین مجازات بر آن و نیز پیامدهای اجتماعیاش را نقد میکند. خانم وسمقی به عنوان یک زن دینپژوه تصمیم گرفته است که این نامه را به طور شخصی برای رهبر نظام بنویسد.
بین نواندیشان دینی با بخش غالب رویکرد فقهی در باره پوشاندن موی سر اختلاف وجود دارد. اما در باره اجباری کردن همین پوشش خیلی از روحانیون هم مخالف هستند.
در تجمعات حزبالله لبنان زنان زیادی بیحجاب (و با تیشرت زرد رنگ حزب الله) و بدون هیچ ممانعتی شرکت میکنند. در بقیه جوامع اسلامی نیز (به جز ج.ا و طالبان) حجاب اجباری نیست و تنوع پوشش امری عادی است. ج.ا چهل سال است دارد «غیرعادی»سازی میکند و گرایشات متصلب شیخ فضلالله نوری و نواب صفوی را برجسته و حاکم کرده است.
متاسفانه به جز اقلیتی (مثل آقای ایازی که در مصاحبهای گفتند داعش در ایران از تولید به مصرف شده است! و یا طیف آیت الله منتظری)، بقیه روحانیون بنا به دلایل مختلفی (از جمله مردسالاری، هراس امنیتی، وابستگی اقتصادی و…)، در برابر زورگویی و سرکوب های ج.ا در باره زنان سکوت کردهاند.
مشکل حجاب اجباری میراث خمینی است. در دید او اما «حفظ نظام اوجب واجبات است» و برای آن میتوان حتی توحید را هم تعطیل کرد و جان امام زمان نیز ارزشی ندارد. از قضا الآن مصلحت نظام اقتضا میکند در این باره کوتاه بیایند! اما جزمیتهای مردسالارانه و متعصبانه پایگاه سنتی و افکار پوسیده ائمه جمعه و… و تصلب سیاسی حکومت و لجبازیهای شخص خامنهای مانع میشود. ج.ا در همه حوزههای سیاست داخلی و خارجی معمولا زندانی قفسهای خودساختهاش میشود!
چه خانم وسمقی و چه فعالان سیاسی و مدنی و دیگر صاحبنظران هیچکدام دید روشن و قطعی در باره زمان شکست ج.ا ندارند بلکه دارند سمت و جهت تاریخ را بنا به تجارب مکرر پیشین بیان میکنند. ایشان با بیان مذهبی به سنتهای الهی حتمی نیز ارجاع میدهد.
در کتاب «آینده اسلام در ایران» عده زیادی از صاحب نظران، بحثهای مفصل و متنوعی در این باره کردهاند که در سایت آسو قابل دسترس است.
مذهب در ایران ریشهدارتر از جمهوری اسلامی است. ما بعد از ج.ا هم شاهد استمرار دین خواهیم بود اما این دین با دین قبل از ج.ا بسیار متفاوت خواهد بود. دین میتواند برای جمع زیادی معنابخش به زندگی، پشتوانه اخلاق و رشته پیوند اجتماعی و … باشد. تاریخ دین نیز وضعیتی دوگانه داشته است؛ هم مسبب بسیاری از جنایتها و خونریزیها بوده است و هم بستر رشد بسیاری از فداکاریها، محبتها و شفقت به هم نوع که باعث استمرار حیات دین بوده است.
گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال
https://t.me/rezaalijani41