چرا نامه نوشتن بازنشستگان به مسئولین یک خطای رویکردیست؟

۴۴سال از برپایی این حکومت میگذرد. مطالبات زیادی ایجاد شده و یا گسترش پیدا کرده چون هیچکدام پاسخی نگرفته.

اگر در خصوص حقوق و معیشت بازنشستگان نظر بدیم و به بقیه هم کاری نداشته باشیم( که اینهم غیر ممکن است. مثلا در خصوص آلودگی هوا و یا بیکاری و عدم امنیت فرزندان و نوه هامون نمیتوانیم ساکت باشیم)،

خوب، کدام مورد از مطالبات با طومار و نامه نگاری حل شده ؟ کدام مورد رای را به بازنشسته دادند؟ کدام درمان را رایگان کردند؟ کدام هزینه سبد معیشت را  که به ۳۰ میلیون تومان رسیده تامین کردند؟

روسای صندوقها و  کانونها  کدام تقاضای کتبی بازنشستگان را پیگیری و به نتیجه رسانده اند؟

کدامیک از نمایندگان و یا روسای مجلس به واقع پشت بازنشستگان آمدند؟
دوباره نامه بنویسیم به قالیباف؟؟
نامه بنویسیم به رییسی؟؟
نامه بنویسیم به خدایی و صادقی و…؟

این نامه نگاری باعث خوش خوشانشان میشود چون چند ماهی وقت میگیرند و خیالشان راحت میشود که فعلا سر  بازنشسته را گرم کرده و  صدایش بلند نمیشود.
تاریخ را بخوانیم . هر وقت چندتا تجمع بزرگ و سراسری داشتیم بلافاصله یک عقب نشینی کوچک داشته اند( گرچه با زیرکی و افزایش قیمتها دوباره از جیبمان برداشتند، چون ما راضی به چند درصد بودیم و نه سبد معیشت) .

اینها امتحان خود را پس داده چون جلوی ما صحبت از تکریم بازنشسته  و در خلوت زیر ننگین ترین مصوبات علیه ما را امضا میکنند.

اگر هم جلسه ای گذاشته میشود باید  با حضور نمایندگان مستقل بازنشستگان باشد که پشتشان قوی است و کوتاه نمی آیند و بله قربان گو نیستند و بازنشسته را در جریان ریز مذاکرات میگذارند و سیاست‌های حکومت را توجیه نمی‌کنند!

باز هم خود دانید!

#فقط_کف_خیابون_بدست_میادحقمون

#حقوق_سبدمعیشت_افزایش_با_نرخ_تورم

شورای بازنشستگان ایران