درس‌ های قیام آبان

.

حمید آصفی-

تاریخ : ۴ آذر ۹۸

قیام آبان محرومان، تنها با حمایت ضمنیِ طبقه متوسط همراه بود! و باز هم طبقه‌ی متوسط به صورتی گسترده به صحنه نیامد، و پشت محرومان را نگرفت. هر چند که این بار حاشیه‌نشینان تا حدی وارد خیزش شدند، و در کنار فقیران شهری قرار گرفتند.

جنبش کنونی که تنها با اتحاد این دو طبقه می‌توانست پیش‌روی تاریخی کند، به این اتحاد دست نیافت، و باز هم آن پیوند حیاتیِ بین طبقه محروم و طبقه متوسط در آن شکلِ موثر و تعیین‌کننده‌ اش شکل نگرفت. و یکی از دلایلِ سرکوب “سریع” و “شدید” خیزش از طرفِ حاکمیت هم، در جهتِ جلوگیریِ هر چه زودترِ پیوندِ احتمالی این دو طبقه بود.

ما از امروز باید این اصل را بپذیریم که: متاسفانه به علت تلنبار شدنِ مطالبات مردمی، از این تاریخ به بعد، هر خیزش و اعتراضی عمومی، بلافاصله به سمت “خشونت”، و طرحِ شعارِ “سرنگونی” و “انقلاب” پیش می‌رود، چرا که حتی اگر معترضان نیز از خشونت خودداری کنند، سیاست حاکمیت تزریقِ خشونت است، و طرح این تز که: اغتشاش گران در خیابان هستند، و تظاهرات خشونت‌آمیز بوده است!

الان جنبش از نظر استراتژی به دو بخش تقسیم شده است:

بخش اول، طرفدارانِ استراتژیِ تظاهراتِ خشونت‌ پرهیز هستند، که شاملِ اکثریت مردمِ است، و در صورت خشن شدن اعتراضات، به سرعت میدان مبارزه را ترک می‌کنند.

بخش دوم، طرفدارانِ مجاهدین، آنارشیست‌ها، برخی از جوانان خشگمین، و افرادی که عزیزان‌شان را از دست داده‌اند، و نیزِ نیروهای خودِ حکومت هستند، که استراتژی‌شان اِعمالِ خشونت است، و در نتیجه، از امروز به بعد، به سوی خشونت رفتن هر اعتراضِ خیابانی، تقریباً حتمی و حالت روتین آن خواهد بود!

پس، هر تظاهراتِ اعتراضی، در هر صورت، چه از سوی حکومت، و چه از سوی نیروهای آنارشیستیِ حاضرِ در میانِ مخالفان، بلافاصله به خشونت کشیده شده، و تا مرز درگیری و سرکوب شدید پیش خواهد رفت.

ظهورِ تاکتیکِ محله‌محور

اکنون در این روزهای پس از سرکوب، و با جمع‌ بندی قیام آبان، تقریباً همه دارند به این نتیجه می‌رسند که: دیگر فراخوانِ تجمع و فراخوانِ تظاهرات هیچ فایده‌ای ندارد، چون یا بی‌اثر است، و یا در صورتِ موثر بودن، از طرف حکومت و افراطی‌ها، به خشونت کشیده شده، و آنگاه به شدت سرکوب خواهد شد.

حال با این تجربیاتِ دردناک، جنبش موجود رفته رفته دارد به سمتِ تجمعات و تظاهرات و حرکاتِ “محله‌محور” پیش می‌رود، و این امر چنان بدیهی به نظر می‌رسد که، خودِ نیروهای امنیتی حکومت هم رسماً اعلام کرده‌اند که در حال شکل دادنِ گردان‌های ضد شورشِ محله‌محور هستند!

استفاده از تاکتیک اعتصاب

اکنون، از نظرِ بیش‌تر روشنفکران و مبارزان، اصولی‌ترین راه اعتراض، روشِ “اعتصاب” است، اعتصابی عمومی، سراسری، و فلج‌کننده. چون اعتصاب روشی بسیار کم‌ هزینه برای اعتراض است، و موثرترین نوع آن، اعتصاب حمل و نقل، پالایشگاه‌ها، دانشگاه‌ها، معلمان، ادارت، بازار و…، و البته با توجه به این که، اداری‌ها و معلمان تا حدی محافظه‌کار بوده، و هنوز کشش اعتصاب را در آنان نمی‌بینیم.

اما تاکتیک اعتصاب با مشکلات زیادی روبرو است: اول آن که، مردم نگرانِ از دست دادن شغل خود هستند و در نتیجه بسیار می‌ترسند. و دوم آن که، اگر اعتصاب کنند، آن قدر وضع مالی‌شان خراب است، که دیگر نان هم برای خوردن ندارند، به ویژه آن که، صندوقی هم برای حمایتِ از اعتصاب‌گران وجود ندارد.

پس ما با یک تناقض روبروئیم. از یک سو، بهترین تاکتیک اعتصاب است، و از سوی دیگر، بدون حقوق چه بسا به نان شب هم محتاج شویم.

شاید ملت بتواند به اعتصاب‌کنندگان تضمین بدهد که اخراج‌شوندگان بعداً به سر کار برمی‌گردند، و حتی حقوق‌شان را هم کامل دریافت خواهند کرد، اما جواب مردم آن است که: “خب، الان از کجا بیاریم بخوریم؟!”. بنابراین، به نظرِ می‌رسد که: تاکتیکِ اعتصاب احتمالاً جواب نمی‌دهد، مگر این که راهی برای تامینِ مالی اعتصاب‌گران فقیر پیدا شود.

فقدان رهبری

جنبش نیاز به رهبری دارد، اما جریانات سیاسی حاضر هنوز قادر به ایجاد یک آلترناتیو ملی نشده‌اند، و جنبش همچنان بی سر است. در نتیجه، امکان این که جنبش مدتی سرد شود زیاد است. و اگر هم سرد نشود و ادامه یابد، با این تفرقِ در استراتژی، و وجودِ شرایطِ اقتصادیِ لحظه به لحظه بدتر شونده، جنبش روز به روز به سوی خشونت و انقلاب پیش خواهد رفت. چه خوشمان بیاید، چه نیاید!

hamidasefichannel2

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»