سیمای زشت و تحمل‌ناپذیر زندگی ما بازنشستگان و کارگران

گاهی اوقات تصور می‌کنیم گفته‌هایمان تکراری و مطالباتمان عبث است زیرا منشأ تغییری نشده‌اند اما تا شرایط ما همین است که هست ناگزیریم  وضعیت  بیرحمانه‌ای را که به زندگی ما بازنشستگان و کارگران تحمیل شده است، برملا کنیم؛ مطالبات خود را هزاران بار و به هزار زبان و حتی گاه با زبانی مکرر بگوییم.

به گمان ما حکومت هم روی افسردگی و انفعال ما حساب باز کرده است و چنین می‌گوید که بگذار آن قدر بگویند که خسته و ناامید شوند و همه‌چیز را به حال خودش واگذارند.
اما ما برای زندگی‌مان مبارزه می کنیم و خستگی در این راه یعنی پذیرفتن مرگ، یعنی تسلیم شدن به پایان با رنجی بی‌پایان.

بهرام حسنی نژاد، فعال کارگری گفته است که امروز حداقل حقوق روزانه کارگران پول یک عدد مرغ نیست! وقتی حقوق روزانه‌ی کارگران حدود ۲۰۰ هزار تومان است و هر کیلو مرغ حدود ۹۰ هزار تومان، یعنی کارگر با کل حقوقِ یک روزش نمی‌تواند یک مرغ دو و نیم کیلویی بخرد! درواقع وضعیت گرانی امروز دیگر بر کسی پوشیده نیست. از ابتدا مشخص بود که دولت قصد اصلاح دستمزد را ندارند و می‌خواستند تصمیم غیرقانونی شورایعالی کار را توجیه کنند؛ شورایعالی کار با اتحاد با کارفرمایان، از طریقِ پایین نگه داشتن حقوق و ارزان‌سازی نیروی کار، بیشترین سود را نصیب سرمایه‌داران کرده است.

این حرف های یک فعال کارگری است یعنی فردی که  در همین‌جا و با زبانی ساده حرف می‌زند، تریبون او نه معاند و نه بیگانه است، وحرف عجیب و غریبی هم نمی‌زند، نظریه پردازی هم نیست از شرایط ملموس یک زندگی معمولی می‌گوید یعنی تهیه خوراک برای یک خانوار کارگری.

حکومت اگر خودش را به ناشنوایی بزند و به این شکایت‌ها مطلقاً بی‌اعتنا بماند در اصل قضیه فرقی نمی کند سرانجام روزی خواهد رسید که صدایی بلند از همه جا این ناشنوایی را درمان خواهد کرد.

اتحاد بازنشستگان