نخستین شرط هرگونه عمل رهایی‌بخش و عدالت‌طلبانه‌ی سیاسی، درخواست لغو هر گونه حکم اعدام است، خالد رسولپور

۱
بزرگ‌ترین حربه‌ی حکمرانی استبدادی، «داشتن اجازه‌ی قانونیِ کشتن مردمان» است: یعنی داشتن قوانینی که طبق آن‌ها، حاکمیت⁸ì بتواند مردم کشور را به هر دلیل (ب جا و نا به جا) «اعدام» کند. مجازات اعدام در هر شکل و به هر دلیل، در نهایت، در خدمت ایجاد رُعب و هراس برای مردم قرار می‌گیرد تا در بزنگاه‌های حساس و با توجیه و تفسیرهای قانونی و شبه قانونی، بتوان آن‌‌ها را از اعتراض و انتقاد و اندیشه‌ی تغییر وضعیت موجود بازداشت و سرکوبشان کرد.

۲
اما حکومت‌ها برای اقناع و در واقع برای فریب مردمانشان در پذیرش و حتا درخواست! اجرای حکم «اعدام»، به آن‌ها رشوه می‌دهند و آن‌ها را در این «سفره‌ی خون» شریک می‌کنند. آن‌‌ها «حکم اعدام» را در مسائل شخصی و اختلافات بین مردم و جنایت‌ها و اعمال غیرسیاسی اما مرتبط با مصالح شخصی مردمان نیز جاری می‌کنند تا رضایت مردمان را جلب کنند. مثلاً حکم اعدام برای «قتل» و «تجاوز» از همین قماش ترفندهای عوامفریبانه‌ی حاکمان است. کسی که عزیزش کشته یا مورد تجاوز واقع شده،‌ بیگمان دوست دارد قاتل یا متجاوز کشته‌شود و او حتا بتواند خودش با دستان خودش قاتل یا متجاوز را بکشد. حکومت در اینجا اختیار چنین عملی را به او می‌دهد تا رضایت او را برای مشروعیت دادن یا پذیرفتن حکم اعدام‌ حکومتی به دست بیاورد. بسیار دیده می‌شود که اغلب مردمان می‌گویند که مخالفِ حکم اعدام، اما موافقِ اعدام قاتلان و جنایت‌کاران هستند، در حالی که برخلاف تصوّر معمول، مهم نیست که چه کسی اعدام می‌شود بلکه آنچه اهمیت دارد این است که کسی یا کسانی مطابق قانون و در طی روندی قانونی «کشته می‌شوند»! همین که شما به کشتن قانونی کسانی راضی شدید، در واقع رضایت داده‌اید که حکومت حق دارد قانوناً کسانی را بکشد. از این اجازه‌ی معصومانه! و اخلاقی تا کشتن مخالفان و معترضان راهی نیست، چرا که حکومت‌ها (و البته خود افراد نیز!) همواره به راحتی می‌توانند بهانه‌ی کافی برای تفسیرها و تعبیر‌های موافق نظر خویش پیدا کنند و هر جنایتی را توجیه کنند.

۳
رمز قدرت ستمگر، داشتن توان کافی برای کشتن مخالفان یا زیردستان است. او لقمه‌ی خونین و بویناکی به سوی مردم پرت می‌کند تا خوان عظیم خون و جان آن‌ها را تصاحب کند و ببلعد. در یک جامعه‌ی سالم و توسعه‌یافته و انسانی، هر گونه ارتکاب جرم در چارچوب شرایط عینی اجتماع مورد داوری قرار می‌گیرد و هیچگاه بار گناه به تمام و کمال بر مجرم تحمیل نمی‌شود، بلکه جامعه «تقصیر» و «قصور» خود را هم می‌پذیرد ضمن آن‌که «حیات» و «حق زندگی» را مطلقاً مقدس می‌داند تا جایی که هیچ نهاد و هیچ حکومتی نمی‌تواند این حق را سلب کند حتا اگر مجرم، بزرگ ترین جنایت‌ها را هم مرتکب شده باشد.

۴
چنین دریافتی ممکن است در نگاه اول کمی مضحک به نظر برسد اما در واقع با این عمل و این دریافت، از وقوع جنایتی بزرگ‌تر و غیرقابل پیشگیری جلوگیری می‌شود: ‌یعنی جنایت به دست حکومت! بدینگونه که: اجازه ندادن به کشتن صد یا هزار یا ده هزار جنایت‌کار خصوصی، بسیار کم‌هزینه‌تر از اجازه‌‌دادن به حکومت‌ها برای کسب اختیار و توانایی کشتن میلیون‌‌ها انسان است! در هر جای دنیا، کسی که موافق حکم اعدام (در هر نوع و شکل و محتوا) باشد، یا ابله است، یا شریک امروز یا آینده‌ی سفره‌ی خون! ببخشید که اینقدر صریح گفتم. روز تعارف نیست…

۵
نخستین شرط هرگونه عمل رهایی‌بخش و عدالت‌طلبانه‌ی سیاسی، درخواست لغو هر گونه حکم اعدام به هر دلیل و با هر توجیهی است: از جمله به شکل قصاص یا انتقام یا حق قانونی صاحبان خون.
بدون این شرط، هیچ عدالتی پا نخواهد گرفت.

خالد رسولپور

اتحاد بازنشستگان