ماهنامه خط صلح – مسمومیتهای سریالی دانشآموزان دختر در ایران با گاز شیمیایی، طبق گزارشهای منتشر شده، از نهم آذرماه از مدارس قم آغاز شد و به ۳۳ شهر و ۱۷ استان ایران رسید و متجاوز از هفت هزار دانشآموز را راهی بیمارستان کرد و گفته میشود که چند تن از این نوجوانان هم کشته شدهاند. حق تحصیل، سلامت و زندگی در هفت ماه گذشته به خطر افتاده و صاحبان قدرت در ایران در پایان دادن به آن شکست خوردهاند.
مقامات دولتی ایران به سبک طالبان و واپسگرایان چچن، نخست سلامت هزاران کودک دختر را نادیده گرفتند و سپس بستری شدن دانشآموزان و علائمی از جمله سرفه، مشکلات تنفسی، سوزش بینی و گلو، تپش قلب، حالت تهوع، استفراغ و بیحسی اندامها و سردرد را ناشی از «استرس» و «هیجان» قلمداد کردند. در ۲۵ فروردین، پس از گذشت شش ماه از این آسیبهای زنجیرهای، وزیر بهداشت اعلام کرد که «هیچ مدرک محکمی» دال بر مسمومیت دختران دانشآموز وجود ندارد و گفت که «بیش از ۹۰درصد ناخوشیها ناشی از استرس و شیطنت بوده».
اگر در خلال متجاوز از چهار دهه استقرار جمهوری اسلامی، حملات و سیاستهای زنستیز عمدتاً بر روی زنان تمرکز داشته، اینبار با حضور بیباکانهی دختران و نقشآفرینی آنان در جنبش «زن زندگی آزادی»، سلامت و امنیت آنان مورد حملات ددمنشانه قرار گرفته است. جوانان و دختران در مبارزات شجاعانهی خود در پی آیندهای هستند که جمهوری اسلامی نمیتواند فراهم آورد. حملات با گاز شیمیایی به گونهی گسترده و سریالی به طور قطع تأثیرات جسمی و روحی برای این نوجوانان به دنبال خواهد داشت. ترس و واهمه برای سلامت فرزندان در فضای آموزشی در روح و روان خانوادهها نفوذ کرده و این نوجوانان تأثیرات روانی آن را در بازهی زمانی عمر خود بدون شک تجربه خواهند کرد.
گاندی چه درست گفت که ستمگران در قدرت «اول شما را نادیده میگیرند، سپس شما را مسخره میکنند، بعد با شما میجنگند و سپس شما پیروز میشوید».