ریاض محل برگزاری نشست مبارزه با افراط گرایی با حضور بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا بود و در دو روز اینده، میزبان بزرگترین نشست اقتصادی به ریاست چین خواهد بود.
تقسیم امور امنیتی و اقتصادی خاورمیانه بین دو ابرقدرت و با نشستی در کشور منطقه ای قدرتمند عربستان انجام میشود.
در جریان سفر سال گذشته شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین به ریاض ۴۶ توافقنامه همکاری به ارزش ۵۰ میلیارد دلار امضا شد. چنانچه وزیر امور خارجه چین بر تقویت همکاریهای اقتصادی دو کشور و لزوم ایجاد «منطقه آزاد تجاری چین-خلیج فارس در «اسرع وقت» نیز تاکید کرده بود.(چینیها در ایران ۲۵ طرح،فقط به ارزش ۱۸۵ میلیون دلار سرمایهگذاری کردهاند).
قبل از سفر بلینکن، مهمان امریکایی و قبلی ریاض، جیک سولیوان گفته بود “ما قفل پروازهای هوایی عربستان و عمان را برای پروازهای غیرنظامی به و از اسرائیل و آسیا باز کردهایم – گامی در مسیر اینکه امیدواریم به عادیسازی کامل روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی تبدیل شود.”
این سفر علاوه بر پرداختن به مسأله یمن و سودان و برنامه هسته ای ایران، عادی سازی روابط عربستان با اسراییل را در نظر داشت. بایدن در پی اطمینان بخشی به کشورهای خلیج فارس و اسراییل برای هموار نمودن گفتگو با ایران است. همانطور که علیرغم اختلافات در حوزه انرژی و همکاریهای عربستان با چین، خواهان اتحاد استراتژیک خود با عربستان است.
بلینکن در سخنرانی در ایپک به منافع امنیتی حقیقی آمریکا در رابطه با عادی سازی روابط عربستان و اسراییل تاکید و به نقش جدی خود اشاره کرده بود :”ما به هیچ وجه دچار این توهم نیستیم که این کار به آسانی یا به زودی انجام پذیر است، اما برای دست یافتن به آن متعهد هستیم.
قبلا در یادداشتی سفر مقامهای آمریکایی به ریاض، در چارچوب سند راهبرد امنیت ملی آمریکا تعریف شده بود.”
چین که میانجیگری فعال در توافق بین ایران و عربستان بود و بلینکن هم در سفر اخیر خود به ریاض از این توافق استقبال کرده بود، این بار از حل مساله اسراییل و فلسطین در منطقه،با پادرمیانی خود سخن گفته است.
بی تردید آمریکا از این میانجیگری دوباره چین، به علت منافع خود و تامین امنیت بیشتر اسراییل در منطقه و اجرای شرط عربستان،(طرح صلح ملک عبدالله) که رضایت و منافع قدرت منطقه ای و سایر کشورهای عربی و خلیج فارس را در پی دارد استقبال خواهد نمود.
عربستان جهت توسعه و خلق ثروت و اجرای پروژه های بلند پروازانه خود به امنیت و ثبات اقتصادی سیاسی در منطقه و خصوصا خلیج فارس نیاز دارد به همین علت هم با ایران به توافقی رسیده است و هم از آشتی و عادی سازی روابط اسراییل با منطقه استقبال نموده است، ولی آن را منوط به پذیرش شروط چهارگانه قبلی خود از طرف آمریکا نموده است.
که در یادداشت قبلی در اینجا به آن اشاره شد.
و اکنون این عادی سازی را مشروط به حل مسأله فلسطین نموده است. همانطور که عربستان و سایر کشورهای عربی به امنیت کشتیرانی و دریانوردی در بیانیه پایانی شورای همکاری خلیج فارس و نگرانی های منطقه ای تلویحا به ایران پرداخته اند.
موسسه نظر سنجی گالوپ طی گزارشی از پیشی گرفتن قدرت نرم عربستان از ایران خبر داده است و این در نگرش و سیاستگذاری و دیپلماسی چند جانبه و مبتنی بر بیشینه سازی تصمیم گیرندگان این کشور؛مشهود است
چنانچه این موسسه مدعی است ۶۶% از مردم منطقه موافق رهبری ایران در منطقه نیستند؛در حالی که همین آمار برای عربستان ۴۸% است.
عادی سازی روابط بین اعراب و اسراییل زمانی می تواند برای ایران تهدید نظامی و اتحاد برای این تهدید تلقی شود، که مذاکرات جاری به بن بست رسیده و از ابزارهای دیپلماسی غفلت و اختلافات و تنش بین ایران و آمریکا شدیدتر شود، و زمانی توافق با عربستان می تواند نتیجه بخش و پایدار تلقی شود، که ایران تنش زدایی جدی در منطقه و نظام بین الملل را در
پیش گرفته و روابط استراتژیک و پایداری را بر اساس منافع خود و در نظر داشتن منافع سایر بازیگران در پیش بگیرد. و این به انتخاب و استراتژی ایران و وارد شدن در چرخه تعاملات جهانی و تعریف تصمیم سازان از منافع و بازی برد -برد دارد.
همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی و تلاش در حل ابهامات روابط تهران مسکو و ارسال سلاح به این کشور،گام مهمی در رفع تنش بیشتر خواهد بود. در غیر این صورت هر توافق منطقه ای و یا بین المللی تاکتیکی،موقت و ناپایدار صرفا در جهت جلوگیری از تنش بیشتر در منطقه خواهد بود.
نه آمریکا منطقه را ترک خواهد کرد و نه عربستان متحد استراتژیک خود را از دست خواهد داد، خاورمیانه صحنه بازی قدرت های رقیب خواهد ماند.