آیا همدستان سرکوبگران خستهاند و وارد فاز فرسایشی شدهاند؟ آیا بار روانی ایستادن در سمت نادرست از بهرهوری آنان کاسته است؟
طولانی شدن روند پیش از دادگاه و نقض برخورداری از حق آزادی موقت تا زمان برگزاری دادگاه بسیاری از فعالان مدنی و صنفی را تحت تاثیر قرار میدهد. گاهی با برخی فعالان مدنی و صنفی بدرفتاری میشود و فشار بازجویی هم هست ولی شاید بتوان قضایا را کمی بهتر کرد چرا که بازجوها هم از چیزهایی هراس دارند و پرسنل مسئول رسیدگی به پروندههای فعالان نیز با موجی بیسابقهای از پروندههای فعالان مدنی و صنفی و شهروندان دستگیر شده روبرو هستند.
هرچند سرکوبگران تلاش میکنند که شهروندان میان اطلاعرسانی عمومی درباره یک پرونده و پیشرفت وضع پرونده یک یک فعال حقوق صنفی- اجتماعی به الگو و یا نسبت ثابتی دست پیدا نکنند و عمدا تلاش میکنند که قضایا پیشبینیناپذیر باشد و حتی مرزهای قانونی را ممکن است به همین دلیل نقض کنند ولی میتوان از یک چیز مطمئن بود:
اطلاعرسانی نکردن و فرد را دربست در اختیار سیستم سرکوبگر قرار دادن میتواند بسیار خطرناک باشد.
به بسیاری از افراد شاغل در چنین دستگاههایی دیکته میشود که به فعالان مدنی و صنفی بقبولانند که اطلاعرسانی درباره پرونده و وضعیت فرد دستگیرشده موجب پیچیدهتر شدن وضع پرونده میشود و ممکن است کسانی را به لجبازی و صدور احکام سنگین و یا بدرفتاری و کارشکنی با وی و پروندهاش وادارد.
با توجه به شمار بالای دستگیرشدگان آرام اعتراضات مدنی و یا صنفی به ویژه پس از موج واکنشهای اغراقشده و مقطعی سرکوبگران و پس از فروکش واکنشهای اولیه، بدنه دستگاههای رسیدگی به پروندهها هم درست مانند تظاهرکنندگان وارد مقطع فرسایشی میشوند. عوامل شاغل در دستگاههای فاسد و یا سرکوبگر، معمولا اگر حقوق نمیگرفتند هرگز سر چنین کاری حاضر نمیشدند و از این دید، با کنشگرانی که از زمان آزاد خود به انگیزه به وجود آوردن تغییر تلاش میکنند به گزینههای خلاقانه دسترس ندارند.
بسیاری از افرادی که در دستگاههای دولتی مشغول به کارند مثل دیگران اخبار را دنبال میکنند و هنگامی که متوجه میشوند از یک پرونده ساده ممکن است یک موج رسانهای ایجاد شود، نه لزوما به دلیل دلسوزی برای سیستم و با مبانی محکم اعتقادی بلکه به دلیل ترس از مواخذه تلاش میکنند پروندهها را بدون حاشیه حل و فصل کنند.
تجربه نشان داده است که افرادی که کسی را برای پیگیری وضعیتشان ندارند بیشتر از سایرین تنبیه میشوند و شرایط دشوارتری را تجربه میکنند تا عبرت دیگران شوند.
اطلاعرسانی درباره وضعیت یک نفر شباهت زیادی به مذاکرات طولانی مدت و یا چانهزنی جمعی دارد؛ اگر با دقت، گام به گام و با حفظ ظرایف برنامهریزی پیامهای مناسبی در زمانهای مناسب به میزان مناسب درباره یک پرونده ارسال کند یک فرد دستگیرشده در شرایط بهتری قرار میگیرد.
@davtalaborg