هراس دیکتاتوری از “یاد کردن”، مجتبی نجفی

تولد، زبان ارتباط است. همچنانکه سالگرد شهادت. اینکه چرا جمهوری اسلامی از مراسم های تولد هراس دارد و خانواده ابوالفضل آدینه زاده را ضرب و شتم و بازداشت کرده برای این است که از ” یاد” هراس دارد؛ از هر کنشی که هویت قربانیان را پررنگ کند یا سبعیت نظامش را خاطرنشان.

جمهوری اسلامی نظامی پر از تناقض است. باید برای بررسی این تناقض به ریشه ها، همان تناقض حکومت دینی بازگشت. امکان همزیستی دین و دولت در یک ساختار وجود ندارد. چرا که دین در ساختار دولت ابزار سلطه برای خوانش خاص حاکمان از دین می شود.

ببینید قصه این کفش را چگونه این تناقض را رویت پذیر میکند. کفش پدر ابوالفضل است. خانواده اش را ضرب و شتم و بازداشت کرده اند و کفش پدر جامانده. این روایت شما را یاد داستانها درباره روز عاشورا نمی اندازد؟ اینجاست که نظام دینی بر ضدروایت های خودش کنشگری میکند. داستان عاشورا را بر معابر و اماکن بازگویی میکند اما خود مجری اش می شود. همچنانکه عین داستان فاطمه زهرا را بر پهلوی شکسته هاله سحابی اجرا کرد.

خب چرا جمهوری اسلامی اینچنین خانواده های دادخواهان را تحت فشار گذاشته. در ایذه بحران آفرینی میکند و چرا خانواده ابوالفضل ادینه زاده همان جوان شانزده ساله را با نزدیک به بیست گلوله ساچمه ای کشت آزار میدهد؟ چون از همان سنت “یاد”هراس دارد که عاشورا را سینه به سینه نقل کرد و برای قربانیان هویت اعتراضی ساخت. جمهوری اسلامی با “یاد کردن” مشکل دارد. چون کلمه به کلمه، هویت میسازد و روایت، ارتباط آفرینی میکند. این وضعیت در دهه اخیر عمومی تر شده و ما میلیونها راوی داریم.

فشار جمهوری اسلامی بر همه ادامه دارد. اما این روزها بر دو جمعیت افزون شده. یکی دانشگاه است چون هنوز به رغم مجازات های دسته جمعی نفس دارد و از دوباره برخاستن دانشگاه در سال بعد تحصیلی میخواهد پیشگیری کند و دیگری از اجتماع و هویت یابی خانواده های دادخواه به خصوص مادرانی که راوی رنج فرزندان خود اند که روایتی است از نظام جمهوری اسلامی.

جمهوری اسلامی، کانون های جمع ساز را هدف قرار داده. هر جا جمعی پتانسیل شکل گیری داشته باشد را هدف قرار میدهد و از هر شویی که همبستگی را تضعیف کند و در قالب های فیک اپوزیسیونی میدان رسانه ای را اشغال کند، استقبال میکند.

تولدت مبارک #ابولفضل_آدینه_زاده

کانال نویسنده