هموطنان، ایرانیان، مردم جهان…
بیست و یکم خرداد سال ۹۸ بود که چهارده کنشگر مدنی، بیانیهای منتشر کردند که بعدها به بیانیه ۱۴ معروف شد. در آن بیانیه، مگر چه بود که جمعی از امضا کنندگان آن بازداشت و زندانی شدند، و اکنون، هفت تن از آنان همچنان زندانیاند؟
یک نظام حکومتی، مگر تا چه اندازه باید به یک کشور و مردمانش زیان برساند و آدم بکشد و داراییهای انسانی و پولی آن کشور را تباه کند، تا در شمار نظامهای ویرانگر جا بگیرد؟
ما امضا کنندگان بیانیه ۱۴ آیا دروغ گفتیم، “آنهم از ۵ سال پیش”، که شخص شیخ حسین تائب-رئیس سازمان اطلاعات سپاه- جاسوس اسرائیل است؟ یک پای شیخ حسین تائب در بیت رهبری بود و پای دیگرش در سپاه. چه شد که سال گذشته، شیخ حسین به جرم جاسوسی برای اسرائیل کنار گذارده شد؟
ما که خواهان اعدام کسی نیستیم. چرا نظام مقدس که به هر بهانه ای مخالفین خود را با انگهای رنگارنگ از چوبهی دار میآویزد، جاسوس تابلوداری چون “شیخ حسین تائب” را اعدام نکرد؟
۲/۵ تن اسناد کاغذی هستهای فوق سری جمهوری اسلامی را مگر نه همین شیخ حسین، به اسرائیل فرستاد؟ ما مگر دروغ گفتیم که سردارانی چون قالیباف، اسناد دزدیهایشان آشکارتر از آن است که بشود انکارش کرد. یک سردار دزد تابلو دار، چرا باید به صرف اینکه پسرخاله مجتبی خامنهای ست، هم بر دزدیهای آشکارش پرده افکنده شود، و هم رئیس مجلس شود؟ مگر ما دروغ نوشتیم که پسر قالیباف نیز پا به پای پدرش یک دزد تابلودار است؟ و همین اکنون، پروندههای دزدیهای پسر قالیباف را در دادگاهها با فرغون جابجا میکنند. پسر قالیباف، چرا نباید طبق قوانین جمهوری اسلامی، بجرم اخلال در نظام اقتصادی، زندانی و اعدام شود؟ ما که مخالف اعدام هستیم، شما چرا از دزدیهای مجتبی خامنهای رو برمیگردانید؟ مگر ما دروغ نوشتیم که مجتبی خامنهای با پوشش علی انصاری میلیارد میلیارد وام بی بازگشت ریالی و میلیاردها وام دلاری بالا کشیده، و هیچ سند و مدرک و پشتوانهای برای این همه وام، سپرده نگذاشته، و تنها با یک تلفن از بیت رهبری، مجتمع تجاری-هتل «ایران مال» را بالا برده؟ آیا زندانی کردن ما چند نفر، میتواند یکصدوپنجاه میلیون یورویی که شخص مجتبی خامنهای هزینه بچهدار شدن خود کرد، آنهم در بیمارستان «هامر اسمیت لندن» از چشم مردم دور کند؟
ما امضا کنندگان بیانیه ۱۴ بخش وسیعی از منابع کشور را بالا نکشیدیم و تباه نکردیم، و دریای خزر را به هیچ معامله نکردیم. ما ۱۴ تن، نه چون سرداران ایران فروش، قپه بر دوش داریم، و نه مانند ملایان مفتخواری که هرگز در هیچ منصبی پاسخگوی خیانتهای خویش نبوده و نیستند، عمامهای بر سر . جرم ما تنها و تنها وطن دوستی ماست، و جرم آنانی که ما را زندانی کردهاند، وطن فروشی.
نگهداشتن ما در زندان، گرهی از گره و کلاف سر در گم واماندگیها و سرشکستگیها و بیلیاقتیهای سرکردگان این نظام پوسیده را باز نمیکند. باور کنید، ما هیچ دروغ نگفتهایم که ما را بجرم نشر اکاذیب زندانی کردهاید. هیچ دست به اسلحه نبردهایم که ما را مخل امنیت ملی دانستهاید.
اما آری، ما مخالف سرسخت دزدان و آدمکشان منصب نشین این نظامیم. اگر با زندانی کردن و کشتن ما، گمان میبرید که هم جگرتان خنک میشود و هم راهی به بن بستهای داخلی و خارجی شما گشوده میشود، خوش باشید. این ما و شما و آیندهای که به زودی زود، هم ما را قضاوت میکند و هم نسخه شما را میپیچد.
محمد نوریزاد
یکی از امضاکنندگان بيانيه ۱۴ نفر
۲۱ خرداد ۱۴۰۲