اگر تعریف یک گروه کنشگر صنفی از قدرت، همان تعریف رسمی از هرم قدرت باشد، به نتیجه رسیدن خواستههای صنفی احتمالا تا زمان درک و آزمایش مولفههای جدید و غیر رسمی قدرت به درازا خواهد انجامید.
هنگامی که قدرتمداران بر تندی شیب مثلث قدرت از بالا به پایین اصرار میکنند، کمتر اتفاق میافتد که همزمان به خواستههای کسانی که جایگاهشان را «کف مثلث» تعریف کردهاند تن بدهند.
گروههای کنشگری مدنی و صنفی، با تعریف الگویی جدید و سازمانیافته از قدرت مسطح و یارگیری با افراد و جریانهایی همسو الگوهای رسمی را زیر سوال میبرند.
از لحظه جستجو برای الگوهای جدید قدرت، گزینههای بیپایان و خلاقانهای پیش پای کنشگران قرار میگیرد که هرچند احتمال اشتباه آنها را افزایش میدهد ولی گروهها با صلاحدید اعضا میتوانند از اشتباهات فاحش جلوگیری کنند.
@davtalaborg