حکومت به علت «تودهای شدن اعتراضات» در زاهدان آچمز شده است. این نقیصهای است که در «آسیبشناسی جنبش» در اکثر نقاط کشور باید مورد توجه قرار داد.
جنبش زاهدان دارای یک رهبر پایدار و متصل به مردم است. در کنار این رهبر البته نهادهای همراهی هم وجود دارد(مسجد مکی و داراالعلوم زاهدان).
حکومت اما چرا مولوی عبدالحمید را بازداشت یا حصر نمی کند؛ علتش هراس از همین تودهای بودن جنبش و بنزین ریختن بر آتش اعتراضات مردم و ترس از تکرار کردن یک حمام خون دوباره در زاهدان است.
مذهب و سنت در طول تاریخ ظرفیتهای مثبت و منفی زیادی داشتهاند. در زاهدان اینک مذهب در مثبتترین حالت ظرفیتش ظاهر شده و انبوهی از مردم را هر هفته به خیابان میآورد.
در سه مورد کنترل از دست حکومت خارج شده: زنان، زاهدان و زندان، بررسی این سه برای درسگیری جهت رفع کاستیهای جنبش عام و سراسری بسیار ضروری است.
ابتدا کشتار کردند و حمام خون راه انداختند، ولی جواب نداد. بعد سعی کردند اعتراضات را مسلحانه جلوه دهند، اما این حیله هم نگرفت. سپس دستور آمد مولوی عبدالحمید را به جای بازداشت خراب کنید، باز تیرشان به سنگ خورد. حالا مستاصل شدهاند که با این اعتراضات هفتگی و مستمر چکار کنند.
جنبش اعتراضی در حال یک طنابکشی با حکومت است و میخواهد آن را محاصره مدنی کند. همین طنابکشی و محاصره را حکومت سرکوبگر با جنبش، مردم و رهبران پایداری همچون مولوی عبدالحمید دارد.
حکومت برای محاصره جنبش زاهدان و رهبرش دارد به مسجد مکی و دارالعلوم زاهدان فشار میآورد، برخی اعضای دفتر، نوه مولوی و طلاب و مدرسین دارالعلوم زاهدان را به بهانههای واهی بازداشت، پراکنده و بعضا از کشور اخراج میکند، فعالان خیابانی را به صورت انبوه بازداشت میکند و… . ولی اعتراضات هفتگی همچنان ادامه دارد.
حاکمان ولایی با برخی توجیه تراشیهای شرعی از استفاده از ابزار کثیف تهمت و بهتان زدن به مخالفان نیز ابائی ندارند. در این مورد حتی یکی از نوادگان خمینی (حسین خمینی) که تمایل به مجاهدین پیدا کرده بود نیز در امان نبود چه برسد به مولوی عبدالحمید و اعضای مسجد مکی و دارالعلوم زاهدان.
تا هم اکنون جنبش در سیستان و بلوچستان و زاهدان دستاوردهای بزرگی داشته است. در آن منطقه فرهنگ مردسالار قدرتمندی وجود دارد. این اعتراضات جهش بزرگی برای فراهم کردن بستر حضور زنان در عرصه اجتماعی بوده است. همچنین همبستگی ملی را به طور محسوسی رشد داده است(از زاهدان تا تهران…). مترقیترین و پیشروترین شعارهایی که هیچ رنگ و بوی گذشتهگرایی در آنها مشاهده نمیشود در این منطقه داده شده است. در این شعارها بین نان و آزادی، عدالت و رفع تبعیض پیوند برقرار شده است.
وظیفه انسانی و ملی همگانی است که از پایداری مولوی عبدالحمید و اهل سنت ستمستیز ایران حمایت کنند(کاری که مدتی پیش نواندیشان دینی شیعی انجام دادند).
تجربه زاهدان به خوبی نشان میدهد که دیکتاتورها علیرغم داشتن نیرو و ابزارهای سرکوب، گاه نمیتوانند مخالفان و معترضان را کنترل کنند و بر آنها غالب شوند.
گفتگوی رضا علیجانی با رادیو فردا
https://t.me/rezaalijani41