تا نگردی آشْنا زین پرده رَمزی نشنوی
گوشِ نامحرم نباشد جایِ پیغامِ سروش
در آستانه سالروز جنبش مهسا ایستاده ایم !با نامی که رمز شد و آغاز یک جنبش بزرگ آزادیخواهانه گردید .
رمزی که هنوز به تمامی باز نگردیده است !
چهره زیبائی که هنوز زیبائی زنانه آن به تمامی ترسیم نشده و نقش بی بدیل زن در این جنبش آزادی خواهانه و فمینیسم خوابیده در بطن آن! حمایت جامعه مرد سالار و جریان های سیاسی مدعی آزادی خواهی را همراه نداشته است .
چرا که درک عمیق و همراهی با این جنبش عمیقا زنانه ،اجتماعی و آزادی خواهانه از نظر من چیزی جز قبول نقش واقعی و تعین کننده زنان در این جنبش آزادیخواهانه ، وحدت در تکثر !دوری جستن از سکتاریسم گروهی ،قبول نسل جدید همان گونه که هست !نه آن گونه که ما میخواهیم باشد! هنوز صورت نگرفته است .
جریان های سیاسی مدعی مبارزه با جمهوری اسلامی هنوز نمی خواهند بپذیرند.تفاوت های فکری نسل جوان بر آمده از دل یک دگرگونی عمیق مبتنی بر جهان معاصر،حاصل از انقلاب دیجتالی و گشوده شدن افق های وسیع برای نگاه کردن به زندگی مدرن ،به شکل گیری اعتراضات ،به نوع مبارزه ای که لزوما رهبری کاریز ماتیک یک فرد واراده سیاسی یک گروه معین را طلب نمی کند.
این جریان ها و افراد سیاسی که اخیرا بنام کنشگران سیاسی،و تحلیل گران اجتماعی نامیده می شوند .با تمام ادعا ی درک نسل جدید و نسخه پیچیدن برای آن ها ! در عمل به همان شیوه شروع به رمز گشایی و نتیجه گیری و تلاش برای گرفتن نقشی در سازمان دهی این خیزش اجتماعی گرد آمده حول شعار “زن ،زندگی ،آزادی “می کنند که عادت مرسوم آنهاست .
هر کدام از این جریان های سیاسی جمع شده زیر نام اپوزیسیون جمهوری اسلام تلاش می کنند لباسی را بر تن ابن جنبش عمیقا فمینیستی ،فرهنگی و آزادی خواهانه نسل کنونی بپوشانند که در کارگاه های لباس دوزی خود با همان الگو ها ،برش و اندازه هائی می دوزند که اگر هم پارچه تازه ای داشته باشند.نهایت همان لباس سنتی مدل قدیمی است که فکر می کنند خورند جامعه متین ،اخلاقی و به نوعی محجوب اقشار و طبقات مختلف اجتماعی جامعه ایرانیست .
دوزندگان سیاسی حرفه ای که اگر خوب تکانشان دهی یک مرد سالار توجیه گر سیاسی از آن بیرون می آید! که فکر می کند لباس دوخته شده توسط او و گروه او بمراتب بیشتر بصلاح جامعه و جلب نظر افکار عمومی در حمایت از جوانان و تینیجران جوانیست که جبش مهسا را شکل داده اند.
تفکری که متاسفانه هنوز قادر نیست ،بدون تعصب ،پیشداوری و شک در نوع نگاه ،نتیجه گیری و عمل کرد خود در حمایت ا ز جنبش مهسا بنگرد! به فاصله فکری عمیق خود با این نسل که با زیباترین چهره های جوان ،با رقص ، سرود ،ترانه و بر گرفتن حجاب از سر به میدان در آمد! نگاهی واقع بینانه بیفکند.
از خود سئوال کند من در کجای این جنبش قرار دارم ؟حاصل تلاش و عمل کرد من در نزدیک کردن جریان های مختلف اپوزیسون جمهوری اسلامی بیکدیگرجهت دفاع و یاری جنبش مهسا چگونه بود؟
چرا این جوان ها در مبارزه میدانی خود قادر به جذب ودرک افراد با گرایش های مختلف فکری زیر یک شعار متحد کننده زن ،زندگی ،آزادی بودند و در عمل شکلی از اتحاد نیرو های خواهان آزادی را شکل دادند؟ اما ما نه تنها قادر به شکل دان بیک میثاق همگانی زیر همین شعار نگردیدیم؟
شعاری بر آمده از دل یک تحقیری تاریخی ،از دل ندیدن نقش تعیین کننده نیمی از تن جامعه بنام زن، که نه تنها در کنارشان قرار نگرفتیم! بلکه در عمل نوع نگاه آنها نسبت به شیوه و فرم زندگی را نیز بر نتافتیم !
شکلی از نگاه به زندگی که هنوز ما غرب نشینان دست د ر زندگی غربی، فکر در زندگی سنتی شرقی “بخوان ابرانی ” با همان تصورات بسته فکری و گروهی که داریم قادر به هضم آنها نیستیم .
از همین رو کسانی را که چون ما فکر نمی کنند و شکل نگاه وزندگی آن ها با گروه خونی ما نمی خورد !را نه تنها در جبهه خود بلکه در مقابل خود می بینم .
از نوع نگاه و فرم زندگی آنها که اتفاقا بمراتب بیشتر از ما قابل قبول نسل جوان وجنبش مهساست سخت انتقاد کرده و جبهه می گیریم و … ادامه دارد ابوالفضل محققی