یکی از عوامل زمینهساز کار کودکان که کمتر مورد توجه قرار میگیرد ازدواج کودکان است. کودکان با هر جنسیتی در صورتی که در کودکی ازدواج کنند در معرض دور ماندن از گروه همسالان، محروم شدن از تحصیل و وارد شدن به بازار کار قرار میگیرند.
وقتی از ازدواج کودکان صحبت میکنیم غالبا دختری که با مرد بزرگسال ازدواج کرده است به ذهنها متبادر میشود. در حالی که در برخی موارد دو کودک با هم ازدواج میکنند. کودکان پسری که ازدواج میکنند باید در قامت یک مرد ظاهر شود.
مردی که جامعه از او توقع دارد نانآور خانواده باشد. کودکان پسر در این شرایط از حق کودکی و تحصیل محروم و وارد بازار کار میشوند. این کودکان غالبا به دلیل عدم برخورداری از دانش و مهارت ویژه به کارهای کمدرآمد مشغول میشوند.
به دلیل اینکه مسئولیت تامین مالی خانواده در جامعه برعهدهی مردان است، اغلب تصور میشود که ازدواج کودکان دختر، آنها را به کودک کار تبدیل نمیکند. این ناشی از توجه نداشتن به نقش و وظایفیست که جامعه برای دخترِ ازدواج کرده و به عبارتی زن خانواده قائل است.
زن خانه مسئول انجام تمام کارهای خانگی و مدیریت خانه و خانواده است. گاهی کارخانگی به آشپزی، گردگیری و پر کردن ماشین لباسشویی تقلیل داده میشود. این در حالیست که در برخی از خانوادههای مناطق به حاشیهرانده شده، کار خانگی شامل شستن لباس در رودخانه، پختن نان و سامان دادن خانهایست که دهها عضو خانواده در آن زندگی میکنند. گاهی این دختران کارهای مربوط به کشاورزی، دامداری خانواده و یا کارگاه خانوادگی را انجام میدهند.
دختران و پسرانی که در کودکی ازدواج میکنند به دلیل نداشتن دانش کافی درباره سلامت جنسی، در معرض بیماری و نیز بارداری و زایمان زودرس و پیدر پی قرار دارند. باز شدن پای کودکان جدید به این خانوادهها نه تنها مسئولیت این والدین را دو چندان میکند بلکه فرزندانشان را وارد چرخهی فقر، محرومیت از تحصیل و کار کودک میکند.
کودکی حق همهی بچههاست و هیچ کودکی نباید نقش نانآور یا مادر خانواده را بازی کند.”
@Zane_Ruz_Channel