کمپینی در حمایت از استادان و دانشجویان اخراجی، ابوالفضل محققی

به آرم “لوگوی” دانشگاه تهران و عکس های سر در آن می نگرم .به آرم دانشگاهی که امروز بار دیگر بقول یکی از استادان دانشگاه تهران “صحنه هجوم قوم بدتر ازقوم مغول قرار گرفته است .”
از خودم می پرسم :”تو که سال ها در جنبش دانشجوئی فعال بودی ؟ هنوز هم کوچکترین تغیر و تحولات رخ داده در این مرکز علمی،جنبش دانشجوئی را با حساسیت دنبال می کنی. چرا هر گز با دقت به این آرم و سر در سمبولیک دانشگاه تهران  نگاه نکردی تا پیام خفته در هر خط آن را در یابی؟

چرا سر در محکم و سیمانی آنرا با آن پیچ و تاب ها وبالهای گشوده آن که در انطباق با محتوای درون این مرکز علمی است درک نکردی ؟ آیا این حمله مجدد کوتوله های حاکم بر کشور که الله کرم ها،زاکانی ها و قالیباف ها استادان افتخاری آن هستند باید صورت بگیرد تا توجه تو به این دو سمبل که هریک باز گو کننده عظمت و شکوه این سرزمین و ارجمند بودن علم در نزد مردمان آن است جلب شود؟

از خود می پرسم آیا این وظیفه هر نسل استادان .  دانشجویان نبود که پیام های خوابیده در هر کدام از این سمبل ها را بعنوان یک نماد فرهنگی و تاریخی بشکافند در اختیار دانش آموزانی که در اشتیاق داخل شدن بر این محیط های علمی هستند!قرار دهند؟

دانش آموزانی که نقش عظیم در جنبش مهسا داشتند و می توانند در جنبش اعتراضی نسبت به تسویه مجدد استادان ،دانشجویان و محدود کردن میزان پذیرش دانشجو در دانشکده های علوم انسانی ،بخصوص رشته های هنری نقش مهمی بر عهده بگیرند.

امروز پیش از هر وقت دیگر زمینه برای نشان دادن حکومت جهل یک دست شده توسط تندروترین جناح های دزد و غارتگر حکومت اسلامی فراهم گردیده  است.نشان دادن بی مایگانی که در هیچ کار علمی ،فرهنگی و هنری قادر به آفرینش نیستند.

کسانی که در جستجو و آماده ساختن لشکری از طلاب و سهمیه ای های فارغ‌التحصیل شده دون مایه ای هستند که هدفشان جای گزینی علوم اسلامی بر جای علوم انسانی، بخصوص دانشکده های هنری است.

باید نشان داد تفاوت مردان حکومتی بی همه چیز مسلط بر کشور، بر فرهنگ، ادبیات و هنر را با آفرینندگان فرهیخته ،کارا و عاشق هنر و میهن ! استادانی چون مهندس سیحون  که نقشی بزرگ در رشد معماری و هنری داشتند .استادانی که شاگردان دانش و هنر آموخته آنان  مانند مهندس شرافت نخستین کارش بنای رشک برانگیز و غرور آفرین میدان آزادیست. دیگر دانشجویش طراح سازه بتونی محکم و سمبلیک سر در دانشگاه تهران است.

باید نشان داد زیبائی کار مهندس محسن مقدم  طراح لوگوی دانشگاه تهران را! نشان داد عناصر نقش گرفته در این لوگو را که بر چه پیشینه و عظمت تاریخی و هنری تکیه داده تا بیانگر اشتیاق یک ملت برای اوج گرفتن و استوار ماندن  چون ستون سنگی تخت جمشید باشد. تا نشان دهنده ظلمی باشد که در حق استادان این دانشگاه مادر و دیگر دانشگاه صورت می‌گیرد.

در هر سه اثر آنچه که مشترک است میل پرواز بلندی است که در میدان آزادی بسان نیزه ای تراشیده شده از سنگ بسوی آسمان هجوم برده و سقف فلک شکافته است .نشانی از قدرت ومیل به رهائی . امری که در بالهای گشوده شده سیمرغ نشسته بر ستون سنگی تخت جمشید که قدرت و عظمت خود را از دو گاو به نشانه برکت و قدرتمندی می گیرد  با آن خطوط باستانی حک شده بر بال سیمرغ “فزونی”  که پیامش افزودن خرد و پرواز اندیشه است .همراه با سر دری که ترا در پیچ تاب بتونی و قدرت مند خود می چرخاند و در نمادهایی که چون شعر حافظ استعاره است و زیبائی! مبهوتت می کند.

استعاره نخست  می گوید نشانی از یک کتاب گشوده است .دیگری آنها را بال های شاهینی می داند آماده برای پرواز و نهایت پرواز اندیشه است بسوی آزادگی و آزادی که نقشی از طاق های ایرانی در خود دارد.

کیست که نخواهد از سر دری با این همه زیبائی و عشق  که  بزرگانی چون خانلری ها، حکمت ها ،فروغی ها ،سیاسی ها فروزان فر ها و  سیحون ها،ممیز ها از آن عبور کرده اند عبور نکند .و نقش خود بر تار ک دانش و هنر نکوبد!

شادمانه فریاد نزند این منم فرزند پویای این سرزمین که شرافت و توان این را یافتم از این در عبور کنم و بعنوان یک دانشجو تلمذ استاد کنم . استادانی که عاشق این سرزمین بودند و هستند با کوله باری از دانش و هنر. اما قرار گرفته در کنج عزلت و قناعت  توسط حکومتی سفله پرور که حوزه های دینی در حد آخوند و طلبه را ارجح تر از دانشگاه و استادانی صاحب نام می داند.

بیائید دست در دست هم کمپینی در حمایت از استادان و دانشجویانی که رژیم آخوندی سخت در کار تسویه آنان است بر پا کنیم وبا تمام توان خود در مقابل این توطئه بیاستیم. این یک مبارزه جدی و مدنی با رژیمی است که دست به تاراج نه تنها ثروت مادی این سرزمین گشوده بلکه دست اندر کار ویرانی هر آنچه که بوئی از عظمت ،تاریخ گذشته این سرزمین و نام ایران و هنر ایرانی بدهد !می باشد.

من راه اندازی کمپین نمی دانم ! اما نخستین کسی می توانم باشم که  با امضا نهادن بر پای این نوشته خواهان راه اندازی این کمپین !این تلاش مدنی و  فرهنگی در مقابله با توطئه تسویه استادان و دانشجویان دانشگاه ها هستم.

چه باد کرد؟ جز این که هر کس از هر طریقی که می تواند به راه اندازی این کمپین یاری برساند.

ابوالفضل محققی