«خالصسازی» پردهٔ ساتری برای پوشاندن واقعیت فروپاشی تدریجی از درون
اولینبار از زبان آقای طائب، مقام امنیتی نظام، شنیدیم که «خالصسازی انقلابی» در دستور کار حکومت قرار گرفته است و کیست که نداند این دستور کاری است از سر اجبار و نه از سر اختیار. نظام در سالهای اخیر با ریزش گستردهٔ نیروهایش، از رأس تا ذیل، روبرو بوده و حالا اسم این ریزش تحمیلی را گذاشته «خالصسازی»؛ تو گویی این ریزشها انتخاب خودش بوده و نه اجباری تحمیل شده از بیرون.
در واقع تئوری «خالصسازی» پردهٔ ساتری است برای پوشاندن واقعیت فروپاشی تدریجی از درون، و البته القای این دروغ به معدود هواداران باقیمانده که گویا ما خودمان تصمیم گرفتهایم که «خالص» شویم و لذا مشغول غربال کردن ناخالصها از صفوفمان هستیم.
اما «خالصسازی» حداقل در ساحت نظریهپردازیهای انقلابی و سیاسی، برای خودش جایگاهی دارد. فیدل کاسترو و چهگوارا با صد نیروی خالصسازیشدهٔ مومن و معتقد توانستند حکومت باتیستا در کوبا را به زیر بکشند. چهگوارا با ایده گرفتن از این پیروزی استثنایی، تئوری جنگ چریکی «فوکو» را وضع کرد.او گفت با فقط چند ده نیروی خالص انقلابی میتوان هر رژیم دیکتاتوری را ساقط کرد. به تعبیر او هر یک از این «الماسهای به خلوص رسیدهٔ انقلابی» میتوانستند همچون یک هستهٔ چریکی تبدیل به بهمنی غولآسا شوند و کار هر رژیم دیکتاتوری را بسازند. او برای به کار بستن تئوریاش ابتدا به کنگو و سپس به بولیوی رفت اما در هر دو کشور مفتضحانه شکست خورد، زیرا،خیلی ساده، شرایط عینی و ذهنی انقلاب در این کشورها آماده نبود.
مجاهدین خلق هم با آموزه «هزار اشرف» شان (هزار هستهٔ انقلابی)، در واقع سعی کردهاند ورژن ایرانی تئوری فوکوی چهگورا را عرضه کنند که البته هیچ توفیقی هم به دست نیاوردهاند چون الماس بدلیاند.
در واقع «خالصسازی» زمانی جواب میدهد که آن «الماسهای انقلابی به خلوصرسیده» نهایتاً بتوانند تکثیر شوند یا به تعبیری به مرحلهٔ رقیقسازی برسند تا تودههای مردم را به شکل خود درآورند و علیه رژیم بشورانند. بانیان نظام این مرحله را نیم قرن پیش آغاز کردند و به نتیجه رسیدند و سپس زوال را آغاز کردند. بله حالا هم میتوان به «خلوص» رسید و «الماس» شد اما این الماس بدلی فاقد هر توانی برای تکثیر شدن است ،چون سیر تاریخ را نمیتوان بر عکس کرد.
موسولینی که زمانی برای خودش «بزرگالماسی خلوصیافته» بود بعد از ربع قرن حکومت فاشیستیاش، از آن چهار میلیون بسیجی وفاداری که در ابتدا در خدمت داشت، فقط دوازده نفر برایش باقیمانده بود. اینها «الماسهای خلوصیافته»ای بودند که نه تنها تکثیر نشدند که به سرعت به همراه پیشوایشان خرد شدند.
بیژن اشتری،
نویسنده و مترجم
ــــــــــــــــــ
@andiiishe