تیغ ارعاب و ستم تا ابد تیز نمی‌ماند، ناصر دانشفر

حاکمیت هنوز در توهم سرکوب گیر کرده است

روزی نیست که خبر از احضار و بازداشت عده‌ای از هموطنان در جای‌جای کشورمان به گوش نرسد.بدون وقفه حکم‌های ظالمانه صادر کرده مردمان را دربند و گاه از هستی ساقط می‌کنند.با کوچکترین نشانه از اعتراض و دادخواهی کوی و برزن را با سیاه‌جامگان عبوس میراث سردار همدانی قرق می‌نمایند تا صدای خلایق همچنان در گلو بماند.طرح و لایحه به خانهٔ ملت می‌برند تا مردمان را بترسانند و از مطالبهٔ حق و حقوق خود منصرف شوند و مهمتر از همه با بهره گرفتن از عوامل خود در میان مردم کوچه و بازار شایعه می کنند که هیچ کسی حریف قدرت این حکومت نمی‌شود،چرا که سخت بیرحم و سنگدل هستند و برای ماندن در اریکهٔ قدرت از به پا کردن حمام خون ابایی ندارند.

شنیده‌ام که مرجعی از مراجع قم در ملاقات با یکی از فضلای این حوزه که منتقد حاکمیت است و نظام مقدس را با آیات و روایات به چالش می‌کشد،به وی گفته که رعایت کند،چرا که اینان بی‌رحمند و به مانند محمدرضا پهلوی اهل مدارا نمی‌باشند.

برخی از سیاست‌مداران جهان بر این باورند که النصر بالرعب و نظام مقدس جمهوری اسلامی این ایدهٔ غیرانسانی را به‌طور کامل و عملاً پیاده کرده است.بله آنها راهبرد وحشت‌انداختن در دل مردم با ظلم و جور عریان را راهبرد علنی خود قرار داده و بنا دارند که با بکارگرفتن این استراتژی چنان هراسی در دلها بیندازند که خلایق از ترس مرگ خودکشی کنند.

واقعیت این است که حکومت‌های استبدادی به ویژه از نوع ایدیولوژیک آن، با بهره‌گیری از زر و زور و تزویر می‌توانند تا مدت‌های مدید بر قشر متوسط و برخوردار جامعه حکومت کنند و به واسطهٔ محافظه‌کاری این اقشار آب از آب تکان نخورد.مردمی که از زندگی متوسط و یا خوبی بهره‌مند می‌باشند،بالتبع نوع دغدغه‌های‌شان با جمعیت فرودست جامعه متفاوت است.توسعهٔ اقتصادی موجود در بین مردمی که از حداقل‌های زندگی برخوردار و یا وضعیت مالی و معیشتی خوبی دارند،این مجال را برای آنها فراهم می‌کند که در اندیشهٔ توسعهٔ سیاسی و اجتماعی باشند.اما فقرا و مستمندان جامعه که همهٔ فکر و ذکرشان قوت‌لایموت خود و خانواده‌شان می‌باشد، فرصتی برای مشغولیت ذهنی اینچنینی ندارند.

دیکتاتور‌ها اگر حواس‌شان به نفس کشیدن این قشر و نه زندگی اینان باشد،به عبارت دیگر اگر شرایطی فراهم کنند که این جماعت سرگرسنه بر زمین نگذارند،کمتر اتفاق می‌افتد که قدرت پوشالی‌شان با خطر مواجه گردد.اما اگر اینان از تأمین خورد و خوراک خود نیز عاجز شوند و به ناچار از پتانسیل عظیم خود استفاده کنند،کمتر جباری حریف آنان می‌شود، چرا که اینان چیزی برای باختن ندارند.
یکی از دلایل دوام نظام ولایی درک درست همین موضوع و رسیدگی نسبتاً قابل‌قبول از این قشر می‌باشد. کمیتهٔ‌امداد،مسکن‌مهر،یارانه‌ها،بن کالا و سبدهای معیشتی اهرم‌های مؤثری برای عدم پیشروی اینان به سوی انفجار بوده و می‌باشد.اما اتفاقی افتاده که نظام مقدس به واسطهٔ خالی شدن خزانه و عدم توان ساپورت مالی تنگدستان و سرازیر کردن قشر متوسط جامعه به جرگهٔ فقرا با شرایط جدید و غیرقابل مهاری مواجه شده است.

آری تبعات خانمان برانداز تحریم،سیاست‌های غیرواقع‌بینانهٔ منطقه‌ای و بین‌المللی،تلاش برای خالص‌سازی هر چه بیشتر حاکمیت و ناکارآمدی نظام یک‌دست و غیرمردمی، اولاً حجم قشر فقیر را به شکل غیرقابل باوری افزایش داده و ثانیاً در تمامی زمینه‌ها دست دولت مستقر را خالی نموده تا جایی‌که از امکان هرگونه مساعدت معنادار به آنان عاجز گردد.

حالا همهٔ شواهد و قرائن حاکی از آن است که اینبار کسانی پا به خیابان خواهند گذاشت که سردار نقدی از آن واهمه داشت، این گروه از مردم چیزی برای باختن ندارند،ترس برایشان معنا و مفهومی ندارد و دلیلی برای نفس‌کشیدن در این شرایط غیرقابل تحمل در پیش روی خود نمی‌بینند.

دیروز حکم یک آموزگار با مدرک دیپلم در فضای مجازی دست به دست می‌شد،این معلم در سال ۱۳۵۰ که قیمت دلار در بازار آزاد ۱۰۵ ریال،قیمت سکه ۱۱۳۰ ریال و قیمت گوشت حدود ۱۳۰ ریال بوده ۵۶۴۰۰ ریال حقوق دریافت می‌کرده،گفتنی است که در این سال حداقل حقوق یک کارگر ساده ۳۱۰۸۰ بوده است.

این ارقام نیاز به شرح و تفسیر ندارد و به خوبی گویای آن است که قدرت خرید مردم ظرف پنجاه سال گذشته تا چه اندازه پایین آمده است،حالا این را بگذارید کنار افقی که جناب خاندوزی برای پایان سال ۱۴۰۲ ترسیم نموده‌ و با اغماض آرزو کرده‌اند که نرخ تورم در حدود ۴۰ درصد بماند.

اینها و دهها دلیل و بینهٔ دیگر مؤید این واقعیت همگی نشان از آن دارد که ایران آبستن حوادث غیرمترقبه‌ای است که شوربختانه آیندهٔ خوبی برای مردم ما رقم نخواهد زد.  به صدا درآمده‌اند،مکبران بر مناره رفته بی‌گاه اذان می‌گویند و سوزن گرامافون حاکمیت هنوز در توهم سرکوب گیر کرده است. این رسم تاریخ است و گویا راه چاره ندارد

عزت زیاد

برگرفته از تلگرام نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»