در ۲۵ شهریور کم و بیش همان اتفاقی که از قبل پیشبینی میشد، رخ داد. به جز کردستان، و به طور دقیقتر سقز…
حکومت میخواست بگوید «نفس میبُریم» ولی در عمل «نفسها بُریده نشد» و از زیر این همه فشار باز به گوش رسید.
نوشته آقای رحیم قمیشی از بچههای جبهه و جنگ و گزارش مشاهداتش از میدان هفت تیر تهران بسیار خواندنی است…
نوشته قمیشی را کنار یکی از ویدئوهایی که از اعتراضات رشت آمده، بگذاریم که زنی خطاب به ماموران میگوید کرایه خانه ندارم، بچهام بیکار است، پول نداریم و مامور با تحکم مرتب به او میگوید برو پی کارت! این دو، تصویر کاملی است از رابطه مردم و حکومت؛ مردم از فقرشان میگویند و حکومت میگوید «برو پی کارت». حکومت تذکر حجاب میدهد و جوان عاصی میگوید «برو گم شو». این وضعیت نمیتواند دوام بیاورد…
نگاه ظاهربینانه و کوتاهمدت نگرانه به صحنه سیاست و خیابان در ایران هم برای حکومت یک خطای بزرگ است و هم برای مخالفان. معضل کنونی ایران را نمیتوان به وضعیت یک روز(و یکسال) فروکاست. باید «روندی» دید تا تصویر کاملی دریافت.
کسانی که وقایع ایران را واقعبینانهتر تحلیل میکردند از قبل هم میگفتند ما شاهد موج جدیدی نخواهیم بود ولی وجدانهای بیدار و انسانهایی شجاع به هر نحو که شده فریاد اعتراض برخواهند کشید. در این روز ما از پیاده رویهای اعتراضی تا شلیک به ماموران در نورآباد ممسنی را شاهد بودیم؛ از اعتراضات پراکندهی محلهمحور تا شعاردهی از خانهها یا تحصن و شعاردهی و اعتصاب غذا در زندانها.
نوشته آقای رحیم قمیشی تصویر از نسلی میدهد که «بسیار تغییر کرده، بسیار بیشتر از آنچه فکرش را بکنند». او از آرایش به شدت نظامی و سرکوبگری حرف میزند که گویی کشوری را اشغال کرده است. وی میگوید من از ترس تنم میلرزید ولی جوانها و به خصوص دخترانی با حجاب و بیحجاب دسته دسته قدم میزدند و جلوی این لشکر سیاه بلند بلند میخندیدند. ماموران جلوی مترو با تحکم به آنها تذکر حجاب میدادند ولی آنها میگفتند به تو چه، برو گم شو!
حکومت فقط توانسته از اینکه جرقهای در انبار باروت بیفتد جلوگیری کند. انبار باروت اما، همچنان سرجایش است. مشکل حکومت اصلِ وجود این انبارِ منفجر شونده از انواع نارضایتیهای ژرف اقتصاد، سیاسی و اجتماعی است.
مطالبات مردم فقط دموکراسی و حقوق بشر و انتخابات آزاد نیست که به سر آنها بکوبند و به کهریزک بفرستند و خانهنشین کنند؛ مطالبه معیشت هم هست، مطالبه تنفس اجتماعی برای نسل نو هم هست؛ نمیتوان همیشه وضعیت معیشتی اکثریت مردم را نادیده گرفت و یا پا روی گلوی جوانان گذاشت. دیر یا زود عکسالعمل ایجاد میکند.
ماراتنِ کشمکش بین مردم و حکومت همچنان ادامه دارد. حکومت مرتب در حال ریزش و صف مردم معترض در حال افزایش است. امیدواریم حکومت تسلیم مردم شود وگرنه هزینه سنگینتری را برای گذار از این وضعیت، بر مردم و مملکت ایران، تحمیل خواهد کرد. راه دیگری در پیش روی مردم نیست.
گفتگوی رضا علیجانی با رادیو فردا
تلگرام نویسنده