مراسم عزاداری نبود. تظاهرات سیاسی علیه قاتل بود
۱. مراسم امروز تهران،برای داریوش مهرجویی و وحیده محمدی فر ، مراسم بسیار بسیار با اهمیتی برای کل جامعه ایران بود. اول از همه به این خاطر، که دفتر شایعه پراکنی، مهاجر ستیزی و سردواندن مردم توسط جمهوری اسلامی و نیروهای سایبری اش را بست. تمام! این مراسم، نقطه پایان گذاشت به مشغول کردن مردم به جزئیات و در بردن حکومت. داشتند عین سناریوی زدن هواپیمای اوکرائینی، که پنج روز تمام دروغهای مختلف بافتند، جامعه را، مشغول داستانهای الکی میکردند. دو نفر را طبق قوانین اسلام و با شابلون قتل های زنجیره ایی کاردآجین کردند، بعد در شبکه های اجتماعی، مشغول تحمیق مردم بودند. این مراسم، نقطه پایان گذاشت به این بازی جمهوری اسلامی با افکار عمومی مردم. یکصدا شعار دادند که خامنه ای قاتل است. زن، زندگی، آزادی!
به صورت تک تک آدمهایی که آنجا حاضر شدند، حتی غیر هنرمندان، کسانی مثل نسرین ستوده، یا وریا غفوری نگاه کنید، اصلن نفس حضورشان در این مراسم، یعنی اینکه ما میدانیم خود شما قاتلید. اگر داریوش و وحیده را خاک میکردند و فوقش دویست نفر از آشنایان و فامیل جمع شده بودند، عقبگرد عظیمی میکردیم. چک سفید داده بودیم به کاردآجین کردن های بعدی. فردا همان باغبانی را که گرفتند دار میزدند، میگفتند ایشون این زوج را کشته است. الان ولی، بعده این مراسم، حقیقت مهر و موم شد که خودشان کشتند. گرد کردند. تمام کردند. قاتل به جامعه معرفی شد.
۲. این، مراسم خاکسپاری دو تن از اعضا خانواده سینما نبود که لابد از بیماری سرطان درگذشتند یا سیل آنها را برده است. مردم و اهالی سینما جمع شدند، اعلام کنند اینها قربانیان قتل های زنجیره ایی هستند و ما اینجا جمع شدیم که علیرغم سرکوب شدید امنیتی، در چشم شما نگاه کنیم و بگوییم تمام شد دوره ایی که کاردآجین میکردید و ما میترسیدیم. تمام شد! رو در روی ماموران امنیتی ات شعار مرگ بر خامنه ایی میدهیم و با زن، زندگی، آزادی اعلام میکنیم این انقلاب، که تو نمی بینی و از ترست کارد آجین می کنی، آتش زیر خاکستر است. این مراسم، جواب علنی و قدرتمند در حد وسع کنونی جامعه ایران، به جنایت جمهوری اسلامی بود. بسیار مهم بود کاری که مردم و اهالی شریف سینما کردند.
۳. این صرفن، مراسم عزاداری و گریه زاری نبود. تظاهرات سیاسی علیه قاتل بود. از دختر معصوم و تراوما دیده اش که بی حجاب ظاهر شده و اعلام کرد قاتل در بین ماست تا اینکه حتی خبرگزاری ایسنا مجبور شد بنویسد که مردم در مقابل تالار وحدت،شعار میدادند: «درود بر مهرجویی، مرگ بر قاتلان.» شعارهای خود این مراسم علیرغم حضور لباس شخصیها، حتی هوکردن مرضیه برومند، یک ابراز وجود سیاسی و مبارزاتی آبرومند علیه جنایت بود. جمهوری اسلامی کاردآجین کرد که ساکت کند، بدتر شد. علیه شخص اول این حکومت شعار دادند. او را قاتل معرفی کردند.
۴. اگر با انقلاب مهسا، عمارت هنری جمهوری اسلامی و مشخصن عمارتی که سپاه ساخته بود فروریخت، دسته دسته هنرمندان به مردم و انقلاب پیوستند، حجاب از سر کشیدند، امروز در مراسم مهرجویی، سینمای جمهوری اسلامی بطور تمام و کمال به خاک سپرده شد. امروز دیگر، حتی مهران مدیری هم سیاهپوش شده بود. باید میشد وگرنه فردایی برای او در میان هنرمندان این کشور متصور نبود. در گریه های مانی حقیقی، حتی در اشک های کیمیایی می شد نفرت از این وضع و خشم به قاتلین حاکم را دید. یک زمانی، جمهوری اسلامی خود این آدمها را جمع میکرد، با آنها فیلم و سریال میساخت تا نشان بدهد که مثلن سلیمانی قاتل، شخصیت وطن پرست و قهرمان ان مملکت است. الان کلیه این آدمهای شناخته شده جمع شدند، نشان بدهند که آنها که حکومت میکنند قاتلین قتل های زنجیره ایی اند. مهرجویی و محمدی فر را بطرز فجیعی کشتند، اما فجیع تر از آن ، خاکسپاری عمارت فروپاشیده هنری سپاه در انظار مردم بود. این مراسم برای جمهوری اسلامی تبعات بزرگی خواهد داشت. هر چه باشد سینما و هنر، ایربگ محافظ حکومت بود. الان حکومت قاتل لخت و بی دفاع است، دور این آدمها اما، مردم جمع شدند تا علیه حاکمیت تظاهرات کنند.
۵. هو کردن مرضیه برومند یعنی اینکه این جماعتی که آنجا حضور داشت، حتی صحبتهای درجه صدم طرفدار سیاستهای این حکومت را هم برنمی تابند. خیلی جالب است این واقعه اگر در آلمان یا سوئد رخ داده بود، با فرض قتل غیر دولتی، کلیه وزیر وزرا و سیاستمداران درجه یک در مراسم خاکسپاری حضور داشتند. جمعیت مرضیه برومند را هو کرد چون حرفهایش با چند دست شستن و اطو کردن هم، باز شبیه افراد حاکمیت بود. یک نفر از عوامل حکومت را راه ندادند زر مفت بزند. این یعنی قاتل، جایش در مراسم مقتول نیست. یعنی دست شماها برای ما رو شده است و در عین حال ما از شماها نمی ترسیم!
فیسبوک نویسنده