اگر مردم ما را جنگی تهدید کند مسئول اصلی آن خامنه‌ای است، رضا علیجانی

بمباران ایران حاصلی جز تقویت دیکتاتوری ندارد .

اگر مردم ما را جنگی تهدید کند مسئول اصلی آن خامنه‌ای است که با سیاست‌های توهم‌آلود و ماجراجویانه‌اش باعث این امر شده است.

ما ایرانی‌ها به بهانه نزع اسرائیلی–فلسطینی داریم بحث‌های بین خودمان را پیش می‌بریم. عده‌ای خواهان حمله نظامی خارجی برای سرنگونی ج.ا، به هر قیمت و به هر شکل، هستند. آنها نمی‌توانند این تمایل‌شان را پنهان کنند و هر از چندی بیرون می‌زند.

برخی تصور بسیار ساده‌ای از حمله نظامی دارند: خارجی‌ها می‌آیند مقداری بمب روی ایران می‌ریزند و حکومت سرنگون می‌شود! ایران کشوری کوچک با جمعیتی محدود نیست.

بمباران ایران حاصلی جز تقویت دیکتاتوری، فشار بیشتر بر جامعه مدنی و سیاسی و کوچک‌تر شدن سفره مردم و سخت‌تر شدن راه دموکراسی نخواهد داشت. ضمن اینکه هیچ کشور غربی هم به دنبال حمله نظامی نیست.

من طرفدار گفتگو و همسویی عملی میانه‌روهای دگرپذیر از همه طیف‌های سیاسی هستم. حتی اگر در درون حکومت و یا بخش نظامی آن هم کسانی باشند که به کشور و مردم فکر کنند (و این مصلحت را بر مصلحت نظام ترجیح بدهند)، با آنها هم می‌توان گفتگو کرد.

ماجرای اقلیتِ «یهودیِ آواره و سرگردان» یک تراژدی تاریخی است. و باز به طور تراژیک و تاسف‌بار؛ آنها اینک خود باعث شکل‌گیری «فلسطینی آواره و فلسطینی سرگردان» شده‌اند.

در بیانیه هشتاد نفره‌ی فعالان سیاسی و مدنی ایرانی به صراحت آمده است که حماس در 7 اکتبر رفتاری تروریستی داشت. اسرائیل نیز به صورت سیستماتیک در طی هفتاد سال تروریسمی دولتی را شکل داده است. در قرن بیست و یکم و در برابر چشم جهانیان در غزه دارد یک تراژدی انسانی و جنایت اتفاق می‌افتد. انسان‌های بیگناه و غیرنظامی در دو طرف کشته شده‌اند، به خصوص به شکل انبوه در طرف فلسطینی. فلسفه شکل‌گیری سازمان ملل جلوگیری از همین فجایع است که متاسفانه قادر به انجام آن نیست.

تنها راه جلوگیری از ادامه این فاجعه انسانی، آتش‌بس فوری و بدون قید وشرط و گفتگو برای یک صلح پایدار از طریق تشکیل دو دولت مستقل اسرائیلی و فلسطینی است. این امر باید با نظارت بین‌المللی شکل بگیرد تا این دو کشور مزاحم یکدیگر نباشند.

تعبیر «حمایت نظامی از مردم ایران» نقابی است برای پوشاندن تمایل به حمله نظامی به ایران.

این اولین بار نیست که آقای رضا پهلوی خواهان حمله نظامی به ایران و کوبیدن سر مار شده است…

جریان راست افراطی طرفدار حمله نظامی به ایران، در اپوزیسیون ایران، طی یک‌سال گذشته نیز سراب‌اندیشی دیگری را با نگاهی نزدیک‌بینانه و شتاب‌زده به فضای جنبش «زن، زندگی، آزادی» تزریق می‌کرد. در هر دو مورد نیز اشتباه کرده و می‌کند.

تجمیع همه ظرفیت‌ها و نیروهای میانه روی دگرپذیر، از طریق «همسویی عملی»، هم برای عبور از دیکتاتوری سهمگین دینی ضرورت دارد و هم برای شکل دادن به یک «دموکراسی کارآمد» برای توسعه ایران در دوران پس از گذار. تا در آن دوران نیز ذیل دموکراسی و صندوق رای شاهد جنگ همه با هم و وضعیت بی‌دولتی نباشیم که تجاربش را بارها در منطقه پیرامون‌مان دیده‌ایم.

مشکل اما، راست افراطی است که هم در صفوف داخل مردم و اپوزیسیون تفرقه‌افکنی می‌کند و هم با دفاع از روش‌هایی هم‌چون حمله نظامی مسیر دموکراسی برای ایران را دچار اختلال می‌کند.

چند روز پیش ما سمیناری در هلند (تحت عنوانِ«یاد، ایده، امید»)، داشتیم که طیف‌های مختلف،از جمله برخی جمهوری‌خواهان و مشروطه‌خواهان دگرپذیر، در باره شرایط کشور و ایده‌هایی برای پیش رفت جنبش تغییرخواه داخلی هم‌اندیشی کردیم.

گذار تحول‌طلبانه و مسالمت‌آمیز بهترین سناریو برای آینده ایران است. اما اگر حکومتی سخت و صلب باشد، سرنگونی انقلابی اتفاق خواهد اتفاد. امثال من در هر حال در صف مردم خواهیم ایستاد.

ما باید متکی به جنبش اجتماعی باشیم. هم سراب اصلاح از طریق درون نظام نتیجه نداده است و هم سراب تغییر حکومت از طریق حمله خارجی‌ها جواب نمی‌دهد. البته این به معنای بی‌توجهی به تغییرات درون حکومت و یا عدم تلاش برای جلب حمایت بین‌المللی برای جنبش داخلی نیست.

لینک فایل صوتی:https://t.me/RezaAlijaniarchive/243

گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال
https://t.me/rezaalijani41

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»