آيا جنگ اسرائيل با حماس راهكار صلح دارد؟ فريبرز صارمی

حمایت تنها ٢٨درصد فلسطینیان از طرح دو دولت

رهبران جهان در تلاش جهت برنامه ریزی برای آینده، به گذشته چشم دوخته اند. جو بایدن، رئیس جمهور آمریكا در یكی از اظهارات علنی متعدد خود در مورد جنگ نزدیك به یك ماهه غزه، گفت: «وقتی این بحران تمام شود، باید چشم اندازی از آینده وجود داشته باشد، و از نظر ما این چشم انداز باید راهكار دو دولت باشد». ریشی سوناك، نخست وزیر بریتانیا نیز اظهارات مشابهی را مطرح كرده است. امانوئل مكرون، رئیس جمهور فرانسه نیز همینطور. همچنین، نشست اضطراری اتحادیه عرب در ماه گذشته نیز با درخواست برای «مذاكرات جدی» پیرامون راه حل دو دولتی به پایان رسید. در سال ،٢٠٠٥ زمانی كه اسرائیل غزه را ترك كرد و حدود ٨٠٠٠ شهرك نشین یهودی را از سرزمینی كه از سال ١٩٦٧ تحت اشغالش بود بیرون آورد، هیچ كس درك درستی درباره ماجرا نداشت و نمیدانست چگونه باید با آن مواجه شود. برخی امیدوار بودند كه تمایل اسرائیل به واگذاری اراضی اشغالی یك روند و گامی به سوی توافق نهایی با فلسطینیها باشد. برخی دیگر این تصمیم اسرائیل را صرفا یك اقدام تاكتیكی دانستند و معتقد بودند اسرائیل با صرف نظر كردن از تسلط بره غزه ممكن است به دنبال این باشد كه كنترل خود را بر كرانه باختری مستحكم كند. بعدا معلوم شد نظر اخیر درست بوده است. از ٧ اكتبر كه اسرائیل پس از حمله حماس، برنامه ریزی برای تهاجم زمینی به غزه را آغاز كرد، سردرگمی مشابهی به وجود آمده است. فلسطینیها میترسند كه این جنگ به یوم النكبة دوم منجر شود. (یوم النكبة به آوارگی جمعی فلسطینیها از سرزمینشان در سال ،١٩٤٨ اشاره دارد). وزرای راست افراطی اسرائیل امیدوارند كه این جنگ فرصتی را برای اشغال مجدد غزه و بازسازی  شهركهای برچیده شده یهودیان، فراهم كند.

در مقابل، تعداد اندكی از جمله جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده نیز امیدوارند كه این وضعیت، فرصتی برای احیای روند به كما رفته صلح اسراییلی-فلسطینی باشد. در حال حاضر، این یك رویای دور و دراز است. ژنرالهای اسرائیلی پیش بینی میكنند جنگ غزه چند ماه به طول بیانجامد. اما هم آنها و هم بسیاری از قدرتهای خارجی امیدوارند كه در نهایت، كنترل غزه را به تشكیلات خودگردان فلسطین كه بر بخشهایی از كرانه باختری حكومت میكند، منتقل كنند. احتمالاً نیروهای حافظ صلح نیز برای كمك به انتقال قدرت وارد غزه خواهند  شد. البته آنها تردید دارند كه محمود عباس، رئیس تشكیلات خودگردان، بدون اینكه تضمینی برای گفتگوهای معنادار درباره تشكیل كشور فلسطین دریافت كند، حاضر باشد كنترل غزه را در دست بگیرد. به عبارت دیگر، در هر طرحی برای «روز بعد» از پایان جنگ در غزه، لازم است امكان دستیابی به راهكار دو دولتی مورد بررسی قرار بگیرد. آنچه به عنوان راهكار دو دولتی شناخته میشود، طرحی كلی است كه طی چندین دهه تغییر چندانی نكرده است.

بر اساس این طرح، یك كشور فلسطینی در غزه و كرانه باختری تشكیل خواهد شد. اسرائیل بخشهایی از سرزمین تحت كنترلش را با بخشهایی از كرانه باختری كه در آن شهركهای بزرگ ساخته است، مبادله خواهد كرد. اورشلیم (بیت المقدس) بین دو طرف تقسیم خواهد شد و كنترل بر بخش تاریخی شهر به صورت مشترك خواهد بود. همچنین بر اساس این طرح، تعداد كمی از آوارگان فلسطینی میتوانند به اسرائیل بازگردند، در حالی كه بقیه در فلسطین یا خانههای كنونی خود در جاهای دیگر ساكن خواهند شد. اسرائیل انتظار دارد كه كشور فلسطین غیرنظامی سازی شود.

پس از دو دهه گفتگوهای جدی، روند صلح در سال ٢٠١٤ متوقف شد. از آن زمان تاكنون هیچ مذاكره جدی صورت نگرفته است. مذاكره كنندگان اكنون نمیتوانند از جایی كه مذاكره را پایان دادند، آن را از سر بگیرند. در زمان امضای توافقنامه اسلو در سال ،١٩٩٣ تنها ١١٦٣٠٠ شهرك نشین اسرائیلی در كرانه باختری زندگی میكردند، اما در پایان سال ،٢٠٢١ تعداد این شهرك نشینها به ٤٦٥٤٠٠ نفر رسیده بود. بیشتر آنها  در مناطقی متمركز شده اند كه در راهكار دو دولتی احتمالاً طی یك توافقنامه واگذار میشود، اما با افزایش جمعیتشان، نفوذ سیاسی آنها نیز افزایش یافته است و حتی با تسلیم زمینهایی كه در آن ساكن نشده اند نیز مخالفند. وضعیت منطقه نیز نسبت به قبل پیچیدهتر شده است. در سال ٢٠٠٢ اتحادیه عرب، طرح عربستان سعودی برای صلح با اسرائیل را تصویب كرد. این طرح به تل آویو وعده میداد پس از پذیرش راه حل دو كشوری، روابط اسرائیل با كشورهای عربی عادی سازی میشود و با پایان دادن به درگیری با فلسطینی ها، اسرائیل میتواند به تمام درگیریهای منطقهای خود پایان دهد.

قرار بود ابتكار صلح عربی، یك انگیزه قدرتمند برای اسرائیلیها باشد. اما منطقه نسبت به سال ٢٠٠٢ تغییر كرده است. برخی از شبه نظامیان، از حزب االله لبنان تا حوثیها در یمن، اكنون قدرتمندتر از كشورهایی هستند كه در آنجا حضور دارند. اینكه دولتهای عربی به درگیری خود با اسرائیل پایان دهند دیگر كافی نیست، بازیگران غیردولتی نیز باید با این كار موافقت كنند. مسائل دیگری نیز وجود دارد كه البته سادهتر است؛ از جمله اینكه راه حل دو دولتی، پرهزینه خواهد بود. حتی قبل از این جنگ فعلی، فلسطینیان انتظار كمك برای بازسازی غزه را داشتند و این توقع و هزینه هایش اكنون بسیار بالاتر خواهد بود. مذاكره كنندگان در نشست ناموفق كمپ دیوید در سال ،٢٠٠٠ درباره بودجه ٣٠ میلیارد دلاری برای جبران اموال از دست رفته آوارگان فلسطینی گفتگو میكردند. البته كشورهای حوزه خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی كه در سالهای اخیر روابط خود را با اسرائیل تقویت كرده اند، ممكن است تمایل بیشتری به پرداخت پول داشته باشند تا نشان دهند كه فلسطینیها را به حال خود رها نكرده اند. با این حال، بزرگترین مانع بر سر راهكار دو دولتی، فقدان اراده سیاسی برای مذاكره و اجرای آن است و نه توافق درباره جزئیات این طرح. با وجود ائتلاف نتانیاهو متشكل از نیروهای راست افراطی و سیاستمداران مذهبی، روند جدی صلح وجود نخواهد داشت.

البته بعید است كه این ائتلاف، پس از جنگ غزه مدت زیادی دوام بیاورد و مخالفان نتانیاهو امیدوارند كه دولت بعد از او بیشتر مایل به مذاكره با فلسطینیها باشد. مردم عادی هر دو طرف باور خود به راه حل دو كشوری را از دست داده اند. در سپتامبر ٢٠٢٢ نظرسنجی مؤسسه دموكراسی اسرائیل كه یك اندیشكده غیرحزبی است، نشان داد كه تنها ٣٢ درصد از یهودیان اسرائیل از راهكار دو دولتی حمایت  میكنند، در حالی كه در پنج سال قبل، ٤٧ درصد از آنان حامی این ایده بودند. اعراب اسرائیل كه یك پنجم جمعیت را تشكیل میدهند، همچنان این ایده را تایید میكنند، اگرچه حمایت آنها نیز كاهش یافته و از ٨٧ درصد در سال ٢٠١٧ به ٧١ درصد در سال ٢٠٢٢ رسیده است. حمایت از این راهكار در میان فلسطینیها نیز به شدت كاهش یافته است. نتایج یك نظرسنجی كه در ژوئن ٢٠٢٣ توسط مركز تحقیقات سیاست و نظرسنجی فلسطین انجام شد، نشان داد كه تنها ٢٨ درصد فلسطینیان هنوز از راه حل دو دولتی حمایت میكنند.

این در حالی است كه حدود ٥٣ درصد از آنها ده سال پیش از این ایده حمایت میكردند، اگرچه همان زمان هم فقط ٣٩ درصدشان آن را عملی میدانستند. خوشبینها نسبت به اینكه نتایج این نظرسنجیها كژتابی دارد، امیدوارند. آنها میگویند [كاهش حمایت از ایده دو دولتی در نظرسنجی ها] از این ناشی  میشود كه مردم فكر میكنند این ایده یك راه حل نشدنی و غیرممكن است. یك روند صلح معنادار میتواند نتایج  نظرسنجیها را تغییر دهد. یكی از وزیران سابق فلسطینی میگوید: «فكر نمیكنم مردم ما فرصتی برای پایان دادن به اشغالگری را رد كنند». اما وقایع هفتههای اخیر میتواند مواضع هر دو طرف را در برابر ایده سازش، سختتر كند. مانند همیشه در اسرائیل، برخی از قویترین حامیان پایان دادن به اشغالگری، نیروهای نظامی هستند.

پس از حمله اخیر حماس،  تعداد كمی از اسرائیلیها به طور علنی درباره راهكار تشكیل دو كشور یا هر راه حل دیگری صحبت میكنند. اما مقامات نظامی درباره این موضوع در پشت درهای بسته بحث میكنند. این تا حدی به این دلیل است كه دولت نتانیاهو قادر به برگزاری یك بحث جدی درباره استراتژی بلندمدت اسرائیل نیست. اكنون این سوال مطرح میشود كه چه كسی نقش میانجی را بازی خواهد كرد. اگرچه روسیه و چین هر دو آرزوی ایفای نقش در صلح خاورمیانه را دارند، اما هیچ یك اهرم یا اعتبار زیادی برای قبول چنین نقشی ندارند. اتحادیه اروپا میتواند خود را به عنوان یك میانجی صادق معرفی كند، اما جدی گرفته نمیشود. با این وضعیت، فقط امریكا باقی میماند.

بایدن طی سه سال اول ریاست جمهوری خود، موضوع درگیری اسرائیل و فلسطین را نادیده گرفت و در سال ٢٠٢٤ نیز چیزهای دیگری را در سر خواهد داشت. علاوه بر این، نه اسرائیلیها و نه فلسطینیها احتمالاً روند صلح را با رئیس جمهوری كه به زودی ممكن است كنار گذاشته شود، آغاز نخواهند كرد. اگر بایدن در انتخابات ریاست جمهوری ٢٠٢٤ پیروز شود، میتواند تلاش كند رهبری اقدامات برای رسیدن به صلح را به دست بگیرد. اما دونالد ترامپ داستان دیگری خواهد داشت. او در ژانویه ،٢٠٢٠ پس از سالها پیگیری، سرانجام از یك طرح صلح به ظاهر جدی كه توسط دامادش، جرد كوشنر، طراحی شده بود، رونمایی كرد. این طرح كه تقریبا به طرز خنده داری به نفع اسرائیل بود، در همان ابتدای كار، یك طرح مرده محسوب میشد. این طرح، تنها ٧٥ درصد از كرانه باختری اشغالی را به فلسطینیان میداد، آن هم در سه بلوك مجزا كه با بزرگراههایی به هم متصل میشدند. اسرائیل، دره اردن را كه بخش حاصلخیز این سرزمین است برای خود حفظ میكرد و در مقابل، چند تكه از بیابان بایر در نقب را به فلسطینیها میداد. پایتخت فلسطین نیز به چند حومه فقیر بیت المقدس شرقی محدود میشد. جای تعجب نداشت كه فلسطینیان حتی از بحث در مورد این پیشنهاد خودداری كردند.

پاینده باد ایران و ایرانی  

٠٥ نوامبر ٢٠٢٣

دكتر فریبرز صارمی پژوهشگر روابط بین الملل، عضو كمیسیون سیاست خارجی حزب دموكرات مسیحی آلمان و پژوهشگر مركز مطالعات استراتژیك ISSA  

 

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»