پیام این خبر کوتاه و غمانگیز چیست؟ ” بر اساس تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، از سال ۱۴۰۳ دو آئین ایرانی #شبیلدا در آخرین شب آذرماه، به عنوان روز ترویج فرهنگ میهمانی و پیوند با خویشان و سهشنبه آخر سال که زمان برگزاری آئین باستانی #چهارشنبهسوریست به عنوان روز تکریم همسایگان در تقویم رسمی کشور ثبت میشود.
متاسفانه برخی از حکمرانان، هنوز نمیدانند تعهد و تعلق ملت ایران، به تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران، ژنتیکیست و هیچ ربطی به ساختار نظامهای سیاسی بعد از هجوم #اعراب به #ایران ندارد.
برای مثال با وجود انواع و اقسام محرومیتها و محدودیتهایی که برای مردم ایران ایجاد کردند و به تعبیری ایرانیان را شهروند درجه چندم به حساب آوردند، مگر توانستند زبان فارسی را از آنان بگیرند؟
سوال مهم و کلیدی اینکه چند درصد از جامعه امروز ایران زبان #عربی را بلد هستند؟ حتی اگر ادعیهها، ترجمه و زیرنویس فارسی نداشته باشند، ۹۰ درصد ایرانیها معنی و مفهوم آن ادعیهها را نمیدانند!
پس وقتی واقعیت و حقیقتی به نام ایران و ایرانیت در خون ایرانیان جاری و ساریست آیا میتوانند ذائقه تاریخی آنان را تغییر و تبدیل دهند؟
قاعدتا نمیتوانند! اما به چه دلیل و دلایل به دنبال وَر رفتن با سنتها و آیینهای ایران باستان را دارند؟
تمام جوامع به تاریخ و گذشتهشان با دیده افتخار نگاه میکنند. اما مگر میشود ۱۴۰۰ سال تاریخ یکپارچه و بههم پیوسته ایران را قطع کرده و ۱۴۰۰ سال دوم آن، یعنی بعد از حمله اعراب به ایران را معیار محاسبه خود قرار دهند؟
اگر توانسته بودند زبان فارسی ایرانیان را از بین ببرند و زبان عربی را جایگزین میکردند، شاید تغییر و تبدیلهای اینچنینی، قابلیت منطقتراشی داشته باشد.
اما وقتی ملتی با زبان #فارسی سخن میگوید آیا نباید فرهنگ و تاریخی متناسب با آن زبان را، در ساحت جامعه جاری و ساری کرد؟
آیا کشورهای عربی برای ملتشان، آئین و سنتهایی، غیر از عربیت را برایشان، تئوریزه میکنند؟ قطعا اجازه نمیدهند.
اما با این وجود ایرانیان، #اسلام را به عنوان یک دین پذیرفته و ۱۴۰۰ سال است که با انواع آن یعنی سنت و شیعه، زندگی میکنند! بنابراین انتظار دارند بال پرواز ایرانیت نیز مورد توجه باشد.
اگر ادعا این باشد که ایرانیت و اسلامیت دو بال پرواز به سمت و سوی توسعه و …است قاعدتا بدون یک بال امکان هیچ پروازی وجود ندارد.
سخن پایانی اینکه شعارها در قالب خواست و مطالبات عمومی، باری به هر جهت به وجود نمیآید. وقتی جامعهای بارها و بارها در فضای مغناطیسِ شعار ایران را پس میگیریم، قرار گرفتهاند. قاعدتا این شعار بر اساس یک خلاء و فاصلهای، تولید شده است.
اگر مسئولانجمهوریاسلامی سری به ثبتاحوال بزنند، متوجه اپیدمی نامگذاری، اسمهای ایرانی به روی فرزندان این مرز و بوم میشوند.
بنابراین این حکومتها هستند که باید شکل، ادبیات غالب زیر پوست مملکت شوند. اگر چنین نباشند، در فرآیند زمان، جامعه به دنبال بازپسگیری ایستگاههایی خواهد بود که زندگیشان نکردهاند و خیلی راحت و البته با ترفندهای مختلف از آن ایستگاهها، عبور داده شدند. بنابراین ساز و کار ایرانیت و ایرانگرایی از دلِ ۴۴ سال فرهنگ بازی و فرهنگسازی حکمرانان #جمهوریاسلامی به وجود آمده است.
امید فراغت روزنامهنگار