سوختگانِ خاموش! فیروزه صابر

رگبار آسیب های ناشی از فشارهای اقتصادی و اجتماعی در اقشار و مناطق کم برخوردار به حدی رسیده است که شاخص فلاکت ( مجموع نرخ تورم سالانه و‌نرخ بیکاری فصلی ) امسال در ایران با عدد ۷۳ درصد ، در رتبه ۱۹ از بین ۱۵۷ کشور جهان قرار گرفته است . ( Statista ) در چنین شرایطی ، مخاطرات هم‌ پیرامون آنان با تعدد و شدت بیشتری حادث می شود.

گویی وقتی زیست انسانی به حداقل خود می رسد ، هویت و جان انسان ها هم کم ارزش و‌گاه بی ارزش است . واقعه آتش سوزی مرگبار در کمپ ترک اعتیاد لنگرود در طلوع دوازدهم آبان ماه از جمله این نشانه هاست . واقعه تلخی که ۳۶ نفر انسانِ در آرزوی بهبودی زندگی را قربانی کرد. ‌

کمپ ترک اعتیاد به مفهوم تاثیر گذار خود فضایی سرشار از آرامش و احترام برای بازتوانی و درمان معتاد است. محیطی عاری از احساس تحقیر شدگی و مجرم بودن و نگاه حمایتگر  به انسان عادی و بیمار که نیاز به درمان دارد. چنین رویکردی نیاز به فرایند پرورش تیم مدیریت شایسته برای ایجاد چنین فضایی و نیز آموزش خانواده ها برای پذیرش چنین باوری است .

بر اساس آیین نامه اجرایی مراکز مجاز درمان و کاهش آسیب اعتیاد به مواد مخدر و روانگردان ها ، الزامات ایمنی، درمانی، رفتاری و رفاهی توسط مراکز و نظارت نهادهای حاکمیتی ذیربط از جمله بهزیستی لازم الاجراست .اما جدا از وجود مراکز غیر مجاز فراوان ، نحوه اداره غالب این مراکزِ دارای مجوز  و نبود شایستگی های مدیریتی کارگزاران در نقش هدایت گری و نظارتی همانند سایر بخش های حاکمیتی ، تصویری از کم توانی و ناتوانی و اتلاف منابع و‌ ضعف و در مواقعی سوء مدیریت به نمایش گذاشته است .

پخش صدای دست و پا زدن چند معتاد در حوضچه‌ای از آب در فصل زمستان سه سال قبل در کمپی دیگر و فیلم ناله ضجه‌های معتادِ زیر ضربات کتک در سویی دیگر، تحقیرها و بی احترامی ها و بد رفتاری ها و بی امکانی ها و اینک به آتش مرگبار رسیدن ، جلوه هایی از نادانی و بی تدبیری و بی مسئولیتی مدیران حوزه هایی است که قرار است زندگی دوباره ای برای آسیب دیدگان‌ اعتیاد بسازند.

حداکثر نقش عامل تصمیم گیر این حوزه ، آگهی تسلیت به بازماندگان و دیداری نمایشی از مصدومین است . نه عذرخواهی از عدم ایفای نقش مسئولانه خویش، نه نشانی از استعفا و برکناری مدیری ، نه نقشه ای درس آموز برای حل آینده مساله ای و نه تجهیزی برای موثر بودن نهادی. واقعیتی است که از دو سو باید به موضوع نگریست . نخست حکومتی است که هم عامل تشدید فقر و فساد است و دامنه آسیب های ناشی از آن هم‌چون اعتیاد و افزایش شمار مبتلایان آن را گسترش داده است و هم به دلیل فقدان صلاحیت علمی و ساختاری ، ظرفیت حل چنین معضلاتی را ندارد. به همین‌دلیل نمی تواند پاسخگو باشد . دوم نگاه جامعه به آسیب دیدگان اعتیاد است و هنوز فرض مجرم بودن مبتلایان به اعتیاد ، به بیمار بودن آنها تغییر نکرده است . با چنین فرضی است که حامیان و نیکوکارانی  که نقش موثری در تامین منابع مالی و یا کار داوطلبانه سازمان های غیر دولتی را دارند، یا با بی میلی حمایت می کنند و یا  با این آسیب اجتماعی فاصله برقرار می کنند. نقش آگاهی بخش و روشنگری تشکل ها و فعال مدنی است که به تغییر این نگاه کمک کنند.

اساسا در جامعه ما بدلیل نقض آشکار حکومت بر آزادی های سیاسی ، حقوق بشر به حوزه سیاسی محدود شده و البته جریان روشنفکری هم به این رویکرد دامن زده و  حق و حقوق  را بیشتر از دریچه سیاسی می نگرد. اما آثار تلخ نقض حقوق بشر هم اجتماعی و هم اقتصادی و هم سیاسی است ، بشری که با امید به تولدی دوباره روانه آتش مرگبار شد.

ایران فردا