در این مصیبتکده که ملتمان مرگ را نفس میکشد صحبت از رنج نفی بلد برای من و خانوادهام شاید بیجهت باشد. نفی بلد من در برابر اینکه جمهوری اسلامی در روز روشن میتواند کودک ۱۶ ساله را سلاخی کند هیچ است.
سپیده قلیان در نامهای که از زندان اوین منتشر کرده نوشته که سالها است که یک زندانی تبعیدی است.او نوشته «۵ سال است که به دستور وزارت اطلاعات به نفی بلد محکوم شده است.»سپیده نگران پیش آمدن حادثهای برای خانوادهاش در جادهها است.
به گفته او خانواده او هر هفته هزاران کیلومتر راه را طی میکنند تا برای دیدار با او به زندان اوین تهران بیایند: «طی این سالها برای رفع این حکم دست به هر کاری زدهام؛ نامه نگاری، مذاکره، مناقشه، تحصن، اعتصاب. گفتهام جان و نان خانوادهام در خطر است، هر هفته طی کردن هزاران کیلومتر راه مصیبت است. اما هر بار با ادامهی روند تبعید به من محرز شده که حرف نماینده سازمان زندانها در زندان بوشهر درست بود: جنازهات به خوزستان بازخواهد گشت.»
حکومت بسیاری از زندانیهای سیاسی را در زندانهایی بسیار دورتر از خانوادههایشان نگهداری میکند. برای مثال زینب جلالیان زندان سیاسی کرد بارها در زندانهای شهرهای مختلف که هزاران کیلومتر از خانوادهاش دورتر است منتقل شده است. او هماکنون در زندان یزد نگهداری میشود و والدین سالخورده او که فارسی هم نمیتوانند صحبت کنند ۱۵ سال است نتوانستهاند او را ببینند.