بیاد سحر، دختری آبی که برای یک زندگی معمولی، جان باخت… فریبا نظری

پرداختن و کنش جامعه در دو سطح عمومی و تخصصی تحلیل گران به چگونگی برخورد سلبی و انتظامی با رقص و نشاط و شادمانی آقا صادق و گروهی از همراهان در بازار رشت، چه ضد خبر باشد یا خیر؛ نشانه‌ی زنده بودن جامعه، حساسیت بالای جامعه نسبت به کوچکترین اقدامات و رفتارهای حاکمیت، اعلام موضع و کنش‌گری اعتراضی در برابر هرگونه مقابله با مردم و روال زندگی معمولی جامعه است. این موج عمومی، جلوه‌ای از نافرمانی مدنی دربرابر حاکمیت تمامیت خواه است که سال‌هاست تلاش می‌کند سبک زندگی مردم را آن گونه که خود می‌پسندد و می‌خواهد، تغییر دهد.

بنابراین تقلیل آن به کنش‌های احساسی و تحقیر آن در قالب عباراتی چون تمایل به رقاصی که موجب غفلت از سایر امور مهم همچون فساد و اختلاس چای دبش و اعطای جایزه‌ی صلح نوبل به نرگس محمدی شده است؛ امری نادرست و بی‌معنی و غیرکارشناسی بوده و ناشی از نشناختن کنش‌جمعی مردم ایران، قدرت این کنش و تنوع و گوناگونی آن است. هم‌کنشی عمومی با رقص و شادی در بازار رشت، کنش اعتراضی نمادین به حاکمیت بوده است؛ هم به سبک زندگی اجباری زندگی‌گریزانه و عزادارانه و هم به فساد و اختلاس وقاحت‌آمیز و دهشتناک چای دبش.

پس از چند دهه کنش‌گری و مطالبه گری گروه‌های مختلف جامعه‌ی زنان به‌ویژه دختران جوان و پرشور، فرصت استفاده از یک حق طبیعی زندگی معمولی که در سایر نقاط جهان، بسیار عادی جریان دارد؛ در صد و دومین دربی امکان‌پذیر شد و آن ورود زنان به استادیوم آزادی بود. اگرچه بسیار دیر، هنوز در تعداد کم و سهمیه‌ای نابرابر، و ازهمه ناشایست‌تر در بدترین محل استقرار ورزشگاه که گویی محل نشستن گروهی زندانی خطرناک یا بیمارانی با بیماری واگیردار است؛ اما خوشایند برای زنانی که سال‌ها صبوری و استقامت و مطالبه کردند و بارها تا پشت درهای ورزشگاه رفتند و با حسرت به ورود تبعیض آمیز نیمی از جامعه نگریستند، سال‌ها کنایه شنیدند که مشکل جامعه‌ی زنان رفتن یا نرفتن به ورزشگاه نیست؛ و دشنام شنیدند که زنان چرا می‌خواهند بازی مردان را از نزدیک ببینند، و ازسوی جامعه‌ی مردان به‌ویژه قاطبه‌ی مردان فوتبالیست و بخشی از زنان همراه با گفتمان زن‌ستیز جامعه، پشتیبانی نشده و مورد حمایت قرار نگرفتند؛ ولی خسته و ناامید نشدند و به خواسته‌ی مدنی و شهروندی خود دست یافته‌اند و امیدوار به سوی آینده‌ای روشن گام برمی‌دارند. این دستاورد مهمی است و کوچک شمردن آن، در تضاد با کنش‌جمعی و مطالبه گری مدنی است.

رخداد دریافت جایزه‌ی صلح نوبل سال ۲۰۲۳ جهان ازسوی یک ایرانی کنش‌گر، که از قضا یک زن کنش‌گر حقوق بشر زندانی است؛ اگرچه رخداد بااهمیت و ارزشمندی برای ایرانیان و این سرزمین است اما به دلایلی در توجه و تمرکز کمتر جامعه قرار گرفت.
دلایل و شرایطی هم چون:

دامن زدن به حاشیه‌های آگاهانه یا ناآگاهانه و ناخواسته‌ی سیاسی به‌ویژه در خارج‌از کشور، سوگ و اندوه سرکوب شده و انکارشده و بی‌پاسخ جان‌باختگان، مصدومان و بازداشت شدگان و آسیب دیدگان اعتراضات چند سال اخیر به‌ویژه سال ۱۴۰۱ و جنبش #زن‌زندگی‌آزادی در داخل کشور، و نیز جنگ پرابهام، با کشتار وسیع و خشونت‌ورزانه‌ی غزه و اسرائیل که معادلات حقوق بشری جهان را به چالشی عمیق کشیده است.

تبیین و تفسیر رخدادها و پدیده‌های اجتماعی، نیاز به درنگ و بررسی همه‌جانبه و دقیق و بی‌طرفانه دارد و این موضوع مهمی است که باید بدان توجه نمود.