یلدای زندانیان: دادخواهی، مبارزه برای آزادی، تلاش برای نجات جامعه، انقلاب، مبارزه…

سهیل_عربی:

دادخواهی، مبارزه برای آزادی،تلاش برای نجات جامعه،انقلاب ،مبارزه…
در این نبرد نابرابر یکی از مهمترین وظایف ما این است که مواظب همدیگر باشیم ،به ویژه در زندان چنین روزهایی مثل یلدا،نوروز و هر روز ویژه ای که انسان‌ها دوست دارند کنار خانواده خود باشند و حالا که در زندان و دور از خانواده اند،اندوه قفس آنها را بیشتر آزار می دهد …
از قدیم رسم بوده در چنین روزهایی ،زندانیانی که سابقه بیشتری دارند،همبندیانشان را دور هم جمع کنند و هر طور شده با اندوه و دلتنگی مقابله کنند و دقایقی  از فکر و خیال و اندوه دور شوند …

در بندهایی مثل ۳۵۰،یا بند چهار گوهردشت که اکثر همبندیانمان ” زندانی سیاسی و عقیدتی” بودند ،برگزاری چنین مراسمی خیلی  دشوار نبود،اما در بندهایی مثل “هفت،هشت و چهار اوین و تیپ پنج زندان تهران بزرگ که اکثر همبندیان ما زندانی اختلاسی ولایی بودند ،با سختی ها و دردسرهای زیادی روبرو بودیم ،آن قدر که اینها ما را ازار می دادند ،زندان و زندانبان آزارگر نبودند!
▪︎▪︎▪︎

خاطره شب چله در بند هشت ، سال نود و هشت همچون اکثر خاطرات ما در این چند دهه زجر آلود،از جنس طنز تلخ / بلک کمدی است !
یک ساعت پیش از شروع مراسم ،مجوز لغو شد،مجبور شدیم در جایی کوچک و با حضور زندانبان و ماموران وزارت و البته با مزاحمت اختلاسگران دلواپس نظام مراسم را به سختی برگزار کنیم…

شام و خوراکی هایی که به سختی تهیه کرده بودیم به خودمان نرسید و حتی نگذاشتند با خیال راحت یک بیت شعر از حافظ بخوانیم و گپی با هم بزنیم…

اما با همه این سختی ها مواظب هم بودیم و همه آن روزها برای ما شیرین است و به مقاومت دوستان عزیزم افتخار می کنم…
امیدوارم همیشه کنار عزیزانتان ،شاد و تندرست باشید
به امید آزادی همه در بندان ،به ویژه دادخواهان در بند
به امید پیروزی مردم و آزادی….

سهیل عربی