ما هنوزبر سرهمان کوچه ایستاده ایم، ابوالفضل محققی

چند روزی به پایان سال دوهزار و بیست سه نمانده است.
جهان شاهد بسیار رویداد ها بود. دردا که هیچ رویداد تلخ و ویران گری نبود که جمهوری اسلامی در آن نقشی نداشته باشد. نقشی مخرب که تبعاتش را بیشتر از همه ملت ستمدیده ایران داده و می دهد.ملتی گرفتار در چنگ حرامیانی تاریخی،که از زمان سلطه اش جز ماتم و اندوه ،کشت و کشتار، صف آرائی در برابر هر تحول منجر به نوگرائی و خرد ورزی برای این ملت ثمره ای نداشته است.
داستانی طولانی و غم بار از قرن ها تلاش ،مبارزه و جانبازی یک ملت برای آزادی و عدالت وضربه خوردن از ناحیه مستبدانی حمایت شده توسط دستگاه فاسد وعریض طویل روحانیت در تمامی ادوار.گاه پنهان و گاه آشکار.
حال در آشکار ترین سیمای آن یعنی جمهوری اسلامی.جمهوری که بعد چهل اندی سال با سازمان دادن عقب مانده ترین و فرصت طلب ترین عناصر طفیلی جامعه زیر عناوین لشگریان اسلام تحت امر”امام زمان” بخوان ولی امر مسلمین! “آیت الله ! خامنه ای ،مدعی سبک زندگی اسلامی”  چنان فساد ،دزدی ،وقاحت ،بیشرمی، فتنه ،و جنایت آفرید که هر گز در تاریخ نظیر آن دیده نشده.
زمان لازم بود که سرشت تلخ حکومت اسلامی به تمامی در طی این چهار دهه بر مردم آشکار شود.توهم مردمی که دل در گرو امید واهی حکومت “عدل علی”که چیزی فراتر از همین حکومت که مردم بدرستی لقب “کودک کش” به آن داده اند! نبود! فرو ریزد! و مشروعیت از کف بدهد.
پیام چنین حاکمیتی آبرو باخته در آغاز سال نو میلادی برای جهان و مردم ایران چه می تواند باشد ؟جز دامن زدن بر تشنج منطقه ای ،تلاش برای دست یابی به سلاح های کشنده ومیثاق با متحدینی به بهای تلخ حراج کشور. گماردن هارترین جناح های و افراد بر راس ارگان های قانون گذاری ،اجرائی و قضائی که از تصویب و اجرای کثیف ترین قانون ها،چپاول ،دزدی و کشت و کشتار مردم شرم و ابائی ندارند.
سیاهه گسترده ای از اعدام ،شکنجه و زندان از تسویه های دانشگاهی ،مراکز علمی و تخصصی. از مهاجرت وسیع پزشکان تا پرستاران ،فارغ التحصیلان دانشگاهی تا کارگران .
 در دیگر سو بخش وسیعی از مردم، بخصوص جوانان که برای بقای خود! برای زندگی در فضائی آزاد و رها از کابوس بختکی بنام جمهوری اسلامی  جان بر سر دست گرفته  و به بهائی بس سنگین اما پیگیر! مبارزه با حکومت گران غاصب را به اشکال مختلف در عرصه های مختلف سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی به پیش می برند و حماسه می آفرینند.
شرح این مبارزه مجال و نوشته ای درخور عظمت و بزرگی این جنبش شکوهمند “زن ،زندگی ،آزادی ” را طلب می کند. اما نهایت نقش اپوزیسیون خارج از کشور.شرح فراز ها و فرود های آن .فراز حضور میلیونی مهاجران ایرانی در اشتیاق رهائی وطن که تمامی سال از هر فرصتی برای افشای ماهیت رژیم و جلب حمایت جهانی از مبارزه درون کشور و مبارزان داخل استفاده کرده و به میدان آمدند.
اما دریغ از احزاب و سازمان ها و کنشگران سیاسی که قادر نگردیدند پوسته های تنیده شده از باور های زنگار بسته ،منیت های شخصی ،تعصبات گروهی و پیشداوری هائی که مانع از قضاوت عادلانه بر اساس منافع کشور ومردم می شود دست بر دارند! از بار جایگاه من کجاست کم کنند !وبا تمام نیرو در خدمت به یافتن راه و تلاش برای یک همبستگی همگانی صمیمانه قدم بر دارند.از هر طریق که در امکانشان بود به این نزدیکی یاری برسانند.  به قلمی و قدمی .
باید از خود سوال کنیم !ماحصل یک سال تلاش ما در جهت نزدیکی وپیوند دادن سازمان یافته این همه نیرو های مشتاق برای یاری رساندن به جنبش داخل  چه بود؟ سوالی  که سال هاست  پرسیده می شود . جوابی که در لابلای افاضات تئوریک ،ذهنیت های انتزاعی ،شکاک وگروهی ما بی جواب می ماند.سال بپایان می رسد.اما ما هنوز در پیچ وخم یک کوچه ایم . همان کوچه ای که سال هاست بر سر آن ایستاه ایم .تنگ تر از “کوچه آشتی کنان .”
ابوالفضل محققی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»